الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
به وبلاگ من خوش آمدید
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۵ - تفسیر نور:

«الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهی‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَی اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ» کسانی که ربا می‌‌خورند، (در قیامت از قبرها) برنمی‌خیزند مگر همانند برخاستن کسی که بر اثر تماس شیطان، آشفته و دیوانه شده است. (نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی زمین می‏‌خورد و گاهی برمی‌‏خیزد)

این (آسیب) بدان سبب است که گفتند: داد و ستد نیز مانند ربا است. در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است. پس هر کس که موعظه‌ای از پروردگارش به او رسید و (از رباخواری) خودداری کرد، آنچه در گذشته (از طریق ربا به دست آورده) مال اوست، و کار او به خدا واگذار می‌شود. امّا کسانی که (دوباره به رباخواری) بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه می‌مانند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۵:

«الرِّبا»، در لغت به معنای زیادی و افزایش است.

در شریعت اسلام به معنای زیاده گرفتن در وام یا بیع است. مورد ربا، یا پول است یا جنس. گاهی پول را قرض می‌دهد و بیش از آنچه داده باز پس می‌گیرد، که این ربای در وام است و گاهی جنسی را می‌دهد و مقدار بیشتری از همان جنس را تحویل می‌گیرد، که این نیز در مواردی ربا می‌شود.

رباخوار، به کسی تشبیه شده که شیطان او را خبط کرده است. «خبط» به معنای افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حرکت است.

رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور می‌شود، چرا که در دنیا روش او باعث به هم خوردن تعادل جامعه گردیده است.

ثروت‌پرستی، چشم عقلش را کور کرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتی و کینه را بر می‌انگیزد که فقر و کینه سبب انفجار شده و اصل مالکیّت را نیز متزلزل می‏‌کند. برای این افراد، گویا ربا اصل و خرید و فروش فرع است، فلذا می‌‏گویند: بیع و معامله هم مثل رباست و تفاوتی ندارند.

انتقاد از رباخواری، ربا گرفتن و ربا دادن، از ابتدای اسلام مطرح بوده است. در سورۀ روم که در مکّه نازل شده است، می‌فرماید: «وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فِی أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ» «روم، ۳۹» یعنی آنچه به قصد ربا می‌دهید تا برای شما در اموال مردم بیفزاید، بدانید که نزدخداوند افزون نمی‌شود.

سپس در سورۀ آل عمران با فرمان «لا تَأْکُلُوا الرِّبَوا» «آل عمران، ۱۳۰» از آن نهی گردیده و بیشترین انتقاد از رباخواری در همین آیات آمده است.

ضمناً آیۀ «وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ» «نساء، ۱۶۱»، یادآور می‌شود که در مذهب یهود نیز «ربا» حرام بوده، همچنان‌که این حرمت در تورات ذکر شده است. «تورات، سِفر خروج، فصل ۲۳ جمله ۲۵ و سِفر لاویان، فصل ۲۵» آیات مربوط به ربا، به دنبال آیات انفاق آمد، تا دو جهت خیر و شر را که توسط مال و ثروت پدید می‌‏آید مطرح کند.

انفاق یعنی دادن بلاعوض و ربا یعنی گرفتن بلاعوض.

هر آثار خوبی که انفاق دارد، مقابلش آثار سویی است که ربا در جامعه پدید می‌آورد. به همین جهت قرآن می‌فرماید: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ» خداوند ثروت به دست آمده از ربا را نابود، ولی صدقات را افزایش می‌دهد.

تهدیدهایی که در قرآن برای اخذ ربا و پذیرش حاکمیّت طاغوت آمده، برای قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نیامده است. «تفسیر المیزان، ذیل آیه»

حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامی، قطعی و از گناهان کبیره است.

وقتی به امام صادق علیه‌السّلام خبر دادند که فلانی رباخوار است، فرمود: اگر قدرت می‌داشتم گردنش را می‌‏زدم. «وسائل، ج ۱۲، ص ۴۲۹»

همچنان‌که حضرت علی علیه‌السّلام وقتی با رباخواری مواجه شد، از او خواست توبه کند، وقتی توبه کرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را باید از عمل خود توبه دهند، هم‌چنان که از شرک توبه می‌دهند.

از امام باقر علیه‌السّلام نقل شده است که فرمود: خبیث‌‏ترین درآمدها، رباخواری است. «کافی، ج ۵، ص ۱۴۷»

و رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرموده‏‌اند: هر گاه خداوند ارادۀ هلاک قریه‌‏ای را داشته باشد، رباخواری در آن قریه ظاهر می‌شود. «کنز العمّال، ج ۴، ص ۱۰۴»

و خداوند، فرد رباخوار، وکیل، شاهد و کاتب ربا را لعنت نموده است. «وسائل، ج ۱۲، ص ۴۳۰»

در حدیث می‏‌خوانیم: رباخواران، در قیامت همچون دیوانگان محشور می‌‏شوند. «تفسیر در المنثور، ج ۲، ص ۱۰۲»

امام صادق علیه‌السّلام علّت تکرار آیات ربا را آماده‌سازی ثروتمندان برای کار خیر و صدقات می‏‌داند و می‌فرماید: چون از یک‌سو «ربا» حرام است و از طرف دیگر کنز و انباشتن ثروت به صورت راکد نیز حرام است، پس چاره‌‏ای برای ثروتمندان جز انفاق و یا کارهای تولیدی مفید باقی نمی‌‏ماند. «وسائل، ج ۱۲، ص ۴۲۳»

همچنان‌که دربارۀ علّت تحریم ربا گفته‌اند: رباخواری مانع جریان پول در مسیر تولید و کارهای عام‌المنفعه است و به جای تلاش و فکر و بازو، فقط از سود پول بهره‌گیری می‌‏شود، لذا ربا تحریم شده است.

از امام صادق علیه‌السّلام روایت شده است که فرمودند: «لو کان الربا حلالا لترک الناس التجارات» اگر ربا حلال بود، مردم کسب و کار را رها می‌‏کردند. «وسائل، ج ۱۲، ص ۴۲۴ و بحار، ج ۱۰۳، ص ۱۱۹»

و از امام رضا علیه‌السّلام نیز روایت شده است که فرمودند: اگر ربا شیوع پیدا کند راه قرض دادن بسته می‌شود. «الحیاه، ج ۴، ص ۳۳۴»

ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادی زیاد است، در حدیث می‌خوانیم: «من اتجر بغیر فقه فقد ارتطم فی الربا» هر کس بدون دانش و آگاهی از مسائل تجاری وارد تجارت شود، گرفتار ربا می‌‌شود. «نهج‌البلاغه، قصار ۴۴۷»
آثار ربا:

گرفتن پول اضافی، بدون انجام کاری مفید و یا مشارکت در تولید، نوعی ظلم و اجحاف است که موجب پیدایش دشمنی و قساوت می‌‏شود.

ربادهنده به جهت بدهی‌های تصاعدی، گاهی ورشکست و مجبور به قبول انواع ذلّت‌ها و اسارت‌‏ها می‏‌شود. «تفسیر مراغی، ذیل آیه»

ربا، تعادل جامعه را به هم زده و موجب تقسیم جامعه به دو قطب مستکبر و مستضعف می‌‏شود. «تفسیر المیزان»

با توجّه به این آثار تخریبی، نه تنها در شریعت اسلام، بلکه در تمام ادیان آسمانی ربا تحریم شده است.

امّا برخی به بهانه‏‌هایی می‌خواهند ربا را توجیه کنند و به دنبال راه فرار هستند. کلاه شرعی ساختن، همانند حیلۀ یهود برای گرفتن ماهی در روز شنبه که در آیات قبل ماجرای آن بیان شد، نوعی بازی بیش نیست و قرآن از این‌گونه بازی‌‏ها انتقاد کرده است.

ربا، آثار تخریبی خود را دارد هر چند که جوامع انسانی آن را در سیستم اقتصادی خود پذیرفته باشند. علّت پیشرفت جوامع غربی، توجّه به علم و صنعت است، نه اینکه رباخواری موجب ترقّی آنها شده باشد.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۵:

۱. رباخواران، از تعادل روحی و روانی برخوردار نیستند و جامعه را نیز از تعادل اقتصادی خارج می‌سازند. «کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ»

۲. تشبیه بیع حلال به ربای حرام، نشانۀ عدم تعادل فکری آنان است. «یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ» «بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»

۳. شیطان، قدرت تصرف بر درون انسان را دارد. «یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ»

۴. توجیه گناه، راه را برای انجام گناه باز می‌‌کند. «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»

۵. تا قبل از ابلاغ تکلیف، مسئولیّتی نیست. «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ»

۶. احکام الهی، در جهت پند و تربیت مردم است. «جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ»

۷. قانون امروز، شامل گذشته افراد نمی‏‌شود. «فَلَهُ ما سَلَفَ»

۸. از گناه ناآگاهان اغماض می‌شود، ولی از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیه ۲۷۶ - تفسیر نور:

«یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ» خداوند ربا را نابود می‌کند، ولی صدقات را افزایش می‌دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس و کافرِ گنهکاری را دوست نمی‌دارد.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۶:

کلمۀ «محق» به معنای نقصان تدریجی است و مُحاق به ماه گفته می‌شود که نورش در شب‌های آخر آن چنان کاهش یافته که دیده نمی‌‏شود. و در مقابل، «الرِّبا» به معنی رشد تدریجی است.

این آیه یادآور می‌شود که هر چند رباخوار به قصد انباشت ثروت، از دیگران ربا می‌گیرد، ولی خداوند برکت و آثار خوبی که باید ازدیاد مال داشته باشد از ربا می‌‏گیرد.

لازم نیست خود مال رَبَوی از بین برود؛ بلکه اهدافی که از افزایش ثروت در نظر است از بین می‌رود.

در نظام رَبَوی، سعادت، محبّت و امنیّت نیست و چه بسیار ثروتمندانی که از سرمایۀ خود، هیچ نوع راحتی و آرامش و یا محبوبیّتی به دست نمی‌‏آورند. ولی در نظامی که در آن انفاق، صدقه و قرض‌الحسنه رایج باشد، آن جامعه از برکات زیادی برخوردار است.

در آن نظام، فقرا مأیوس نبوده و اغنیا در فکر تکاثر نیستند. محرومان به فکر انتقام و سرقت، و اغنیا نگران حراست و حفاظت اموال خود نمی‌باشند و جامعه از یک تعادل نسبی همراه با الفت و رحمت و تفاهم و امنیّت برخوردار خواهد بود.

در تفسیر کبیر فخر رازی آمده است: وقتی رباخوار، عواطف و عدالت انسانی را در خود محو کند، خود و اموالش مورد نفرین فقرا قرار می‌گیرد و کینه و انتقام و توطئه سرقت هر لحظه او را تهدید می‌کند و این نمونه‌‏ای از آن نابودی است که در آیه مطرح شده است.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۶:

۱. به رشد ظاهری ثروت خیره نشوید؛ نظام اقتصادی بر اساس ربا رو به نابودی است. «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا»

۲. نابود کردن مال ربوی، از سنّت‌های الهی است. «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا» فعل مضارع نشانۀ استمرار است.

۳. رواج صدقه و زکات، سبب رشد و استواری اقتصاد است. «یُرْبِی الصَّدَقاتِ»

۴. رباخوار، از رحمت و محبّت الهی محروم است. «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ»

۵. رباخوار، بسیار ناسپاس و گنهکار است. او با گرفتن ربا خود را ضامن مردم، زندگی خود را حرام، عباداتش را باطل، و حرص و طمع قساوت را بر خود حاکم می‌گرداند. «کَفَّارٍ أَثِیمٍ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۷ - تفسیر نور:

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای نیکو انجام داده‌‏اند و نماز برپا داشته و زکات پرداخته‌‏اند، پاداششان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۷:

این آیه، برابر رباخواران که «کفّار اثیم» هستند، سیمای مؤمنان را ترسیم می‌کند که عمل صالح انجام داده و نماز را بر پای می‌‏دارند و زکات پرداخت می‌کنند. تا اشاره به این باشد که زمینۀ برچیده شدن ربا در جامعه، توجّه به ایمان و عمل صالح و احیای نماز و زکات است.
مردم ۴ گروه هستند:

۱. گروهی ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند که اینان «مؤمنانند»؛

۲. گروهی، نه ایمان آورده و نه کار شایسته انجام می‌دهند که اینان «کافرانند»؛

۳. گروهی ایمان دارند، ولی عمل صالح ندارند که اینان «فاسقانند»؛

۴. گروهی ایمان ندارند، ولی اظهار ایمان می‌کنند و در ظاهر کار نیک انجام می‌‏دهند که اینان «منافقانند».

اگر رباخواران از خدا و مردم بریده‌اند، امّا در مقابل، کسانی هستند که اهل ایمان و عمل صالح بوده و از طریق نماز، با خداوند مرتبط می‌‏باشند و با پرداخت زکات با مردم پیوند دارند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۷:

۱. اسلام در کنار مسائل عبادی و فردی، به مسائل اقتصادی و مردمی نیز توجّه دارد. نماز و زکات در کنار هم مطرحند. «أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ»

۲. ذکر نماز و زکات بعد از عمل صالح، نشانۀ آن است که در میان کارهای شایسته حساب این دو جداست. «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ»

۳. تشویق نیکوکاران به دنبال تهدید بدکاران، یک اصل تربیتی است. «لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ»

۴. هوشمند کسی است که در محاسبات، تنها به موجودی امروز که در دست دارد ننگرد، بلکه به آینده و ذخیره‏‌هایی که نزد خداوند است توجّه داشته باشد. «عِنْدَ رَبِّهِمْ»

۵. پروردگار، به مؤمنانی که اهل عمل صالح و نماز و زکاتند، نظر ویژه‌‏ای دارد. کلمۀ «رَبِّهِمْ» اشاره به لطف خاصّ اوست.

۶. وعده‌‏های الهی، انگیزۀ عمل صالح است. «لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ»

۷. امنیّت و آرامش واقعی، در سایۀ ایمان و عمل صالح و پیوند با خدا و مردم است. «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»

۸. عوامل آرامش، ایمان، عمل صالح، نماز و زکات است. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُواالصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ» «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۸ - تفسیر نور:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و آنچه را از (مطالبات) ربا باقی مانده است، رها کنید، اگر ایمان دارید.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۸:

در آیات قبل به مفاسد ربا اشاره شد که ربا فرد و جامعه را از تعادل خارج و آشفته می‌‌کند «یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ» و روشن شد که ربا در حقیقت کم شدن است، نه زیاد شدن «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا»

در این آیه نهی از ربا را صریحاً بیان می‌کند. «ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا»
شأن نزول - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۸:

در تفاسیرِ مجمع‌البیان، المیزان و مراغی نقل شده است که وقتی آیۀ تحریم ربا نازل شد، برخی از صحابه همانند خالدبن‌ولید، عباس و عثمان، از مردم مقداری طلب از بابت ربا داشتند، آنها در مورد طلبکاری خود، از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله کسب تکلیف کردند و آیۀ فوق نازل شد.

پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بعد از نزول این آیه فرمود: عباس، عموی من نیز حقّ مطالبه ربا ندارد و قبل از همه، باید خویشان من دست از ربا بردارند.

همچنان‌که در طی خطبه‌‏ای فرمود: «و کل ربا فی الجاهلیه موضوع تحت قدمی هاتین و اول ربا اضع ربا العباس» تمام رباهای مقرّر در دورۀ جاهلیّت را زیر پای می‌‏اندازم و از همه پیشتر رباهایی که برای عباس است. «تفسیر فی ظلال القرآن»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۸:

۱. رباخواری، از عادات زمان جاهلیّت بود که مسلمانان صدر اسلام نیز به آن آلوده بودند. «یا أَیُّهَاالَّذِینَ آمَنُوا» «ذَرُوا»

۲. تقوا، مرحله‌‏ای بالاتر از ایمان است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»

۳. رباخوار، مالک بهره نمی‌‏شود و اسلام سود رَبَوی را به رسمیّت نمی‌‏شناسد. «ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا»

۴. لازمۀ ایمان و تقوا، صرف نظر کردن از مال حرام است. «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۹ - تفسیر نور:

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» پس اگر چنین نکردید، (بدانید که) اعلان جنگ با خدا و رسولش داده‌‏اید و اگر توبه کنید، (اصل) سرمایه‏‌هایشما از آنِ خودتان است. (و در این صورت) نه ستم می‌‏کنید و نه بر شما ستم می‌‏شود.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۹:

در اسلام، نه اجازه ربا و بهره‏‌کشی و استثمار داده شده و نه اموال مردم یک جانبه مصادره می‌‏گردد. در بعضی نظام ‏ها، مالکیّت ملغی و تمام اموال را از صاحبانشان می‌‏گیرند و در برخی دیگر، استثمار و بهره‌کشی و ربا، به هر شکلی آزاد است.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۹:

۱. رباخوار، محارب با خداست. او باید بداند که در این جنگ، در یک طرف او قرار دارد و در طرف دیگر، خداوند جبّار. «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ»

۲. رباخواری، گناه کبیره است؛ چون اعلام جنگ با خداوند است. «بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ»

۳. رباخوار، گمان نکند با مردم محروم طرف است؛ بلکه خداوند به حمایت از محرومان برخاسته و از حقّ آنان دفاع می‏‌کند. «بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ»

۴. چون رباخوار محارب با خداست، از وظایف حکومت اسلامی مبارزه با رباخوارای است. «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ»

۵. برای محاربین با خدا نیز راه توبه باز است. «بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ» «وَ إِنْ تُبْتُمْ»

۶. رباخوار، تنها مالک اصل مال است؛ نه بهرۀ آن. «فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ»

۷. برای نجات محرومان، اصل مالکیّت مردم را نادیده نگیرید و مالکیّت خصوصی در اقتصاد اسلامی پذیرفته شده است. «فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ»

۸. سلطه‌پذیری و سلطه‌گری هر دو محکوم است، نه ظلم ببینید و نه ظلم روا دارید. «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»

۹. انتقام ممنوع است. به رباخوار توبه‌کننده نیز نباید ظلم شود. «فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»

۱۰. به توبه‌کنندگان، نباید به خاطر خلاف‏کاری‌‏های پیشین ظلمی شود. سرزنش کسانی که قبلًا خلاف‏کار بوده‌اند ممنوع است. «فَإِنْ تُبْتُمْ» «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»

۱۱. استقرار عدالت اقتصادی، از وظایف حکومت اسلامی است. «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۰ - تفسیر نور:

«وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلی‏ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» و اگر (بدهکار) تنگ‏دست بود، او را تا هنگام توانایی مهلت دهید و (در صورتی که واقعاً توان پرداخت ندارد،) اگر ببخشید برای شما بهتر است، اگر (نتایج آن را) بدانید.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۰:

هر چند در این آیه سفارش شده که به بدهکار مهلت داده شود، ولی نباید بدهکار از این موضوع سوء‌استفاده کند. لذا اگر بدون عذر در پرداخت بدهی خود تأخیر کند، گناهکار است.

در حدیث آمده است: برای کسانی که بدون عذر، بدهی خود را نمی‌پردازند، گناهِ دزد نوشته می‌‏شود.

همچنان‌که برای مهلت‌دهندگان، پاداشی چون پاداش شهیدان ثبت می‌‏شود. به هر روزی که به بدهکار مهلت داده شود، پاداش صدقۀ همان مبلغ، برای طلبکار ثبت می‌شود. «تفسیر برهان»

گذشت از بدهکار نادار، برای شما بهتر است، زیرا:

الف: شاید فردا برای خود شما نیز این صحنه پیش آید.

ب: مال فراموش می‌‏شود؛ ولی بخشیدن به نادار هرگز فراموش نمی‌‌‏شود.

ج: کسب رضایت دل محروم و رضای خالق، از کسب درآمد به مراتب بهتر است.

در احکام فقهی آمده است: زندانی کردن بدهکار معذور، ممنوع است و در مواردی که شخص بدهکار واقعاً مالی نداشته باشد که بدهی خود را پرداخت کند، وظیفۀ حکومت اسلامی است که بدهی او را بپردازد.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۰:

۱. اسلام، حامی مستضعفان است. «وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ»

۲. نه تنها ربا نگیرید، بلکه در گرفتن رأس‌المال و اصل سرمایه نیز مدارا کنید. «فَنَظِرَةٌ إِلی‏ مَیْسَرَةٍ»

۳. اصل در زمان‌‏بندی برای بازپرداخت، توان بدهکار است. «فَنَظِرَةٌ إِلی‏ مَیْسَرَةٍ»

۴. اجبار بدهکاری که توانایی پرداخت دارد، مانعی ندارد. «إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ»

۵. بخشیدن بدهکار فقیر، صدقه است. «وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ»

۶. نظام حقوقی و اقتصادی اسلام، با نظام اخلاقی آن پیوند دارد. گرچه بازپس‌‏گیری وام حق است، ولی مهلت دادن و بخشیدنِ بدهکار باید مراعات شود. «فَنَظِرَةٌ» «تَصَدَّقُوا»

۷. محدودیّت انسان و ثروت دوستی او نمی‌گذارد که انسان به حقیقت ارزش‌ها و کمالات پی ‏ببرد. «إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۱ - تفسیر نور:

«وَ اتَّقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ» و پروا کنید از روزی که در آن به پیشگاه خداوند بازگردانده می‌شوید و سپس هر کس (جزای) آنچه را کسب کرده، بدون کم و کاست داده می‌‏شود و به آنان ستمی نمی‌رود.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۱:

این آیه به منزلۀ جمع‌‏بندی و هشدار عمومی در پایان آیات ربا است.
آخرین آیه‌ای که بر پیامبر نازل شده است؟

سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۱:

در تفاسیری همچون کشّاف، المیزان، مجمع‌البیان، کبیر فخر رازی و برهان آمده است که این آیه، آخرین آیه‌‏ای بوده که بر رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نازل شده، ولی به دستور پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در اینجا قرار گرفته است.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۸۱:

۱. قیامت، روز مهمی است. تنوین کلمۀ «یَوْماً» اشاره به عظمت آن روز دارد.

۲. ربا گرفتن و رسیدن به دنیا، ساده و زودگذر است، آنچه ابدی و باقی است، قیامت است. «وَ اتَّقُوا یَوْماً»

۳. تقوی و یاد قیامت، قوی‌‏ترین عامل برای دور شدن از ربا و سایر محرّمات است. «وَ اتَّقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ»

۴. ضامن اجرای نظام اقتصادی اسلام، ایمان و تقوای مردم است. «وَ اتَّقُوا یَوْماً»

۵. در معاملات این جهان، امکان کم و کاست هست، ولی در معامله با خداوند هیچ‌گونه کم و کاستی نیست. «تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ»

۶. ملاک جزا و پاداش، عمل است؛ نه آرزو. «ما کَسَبَتْ»

۷. نگران انفاق و ترک سود رباهایتان نباشید، از اعمال نیک شما اندکی کاسته نمی‌‏شود. «تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ» «لا یُظْلَمُونَ»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور ، ج ۱، ص ۴۴۲ - ۴۵۲.

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیه ۱۵۸

هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ ﴿۱۵۸﴾

۱۵۸ - آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان مرگ به سراغشان بيايند، يا خداوند (خودش ) به سوى آنها بيايد (چه انتظار محالى ؟!) يا پاره اى از آيات پروردگار (و نشانه هاى رستاخيز) اما آن روز كه اين آيات و نشانه ها تحقق پذيرد ايمان آوردن افرادى كه قبلا ايمان نياورده اند و يا عمل نيكى انجام نداده اند سودى به حالشان نخواهد داشت ، بگو (اكنون كه شما چنين انتظارات غلطى داريد) انتظار بكشيد ما هم انتظار (كيفر شما را) مى كشيم !

Are they waiting for the angels or your Lord to come to them, or for some of the signs of your Lord? On the Day when some of the signs of your Lord come, no soul will be benefited by its belief had it not believed before or earned good in its belief. Say: 'Wait, we are waiting. ' (158)

تفسیر
انتظارات بيجا و محال!
در آيات گذشته اين حقيقت بيان شد كه ما حجت را بر مشركان تمام كرديم و كتاب آسمانى يعنى قرآن را براى هدايت همگان فرستاديم تا هيچگونه بهانه اى براى توجيه مخالفتهاى خود نداشته باشند.
اين آيه مى گويد: اما اين افراد لجوج به اندازه اى در كار خود سرسختند،
كه اين برنامه روشن نيز در آنها تاثير نمى كند، گويا انتظار نابودى خويش ، يا از ميان رفتن آخرين فرصت ، و يا انتظار امور محالى را مى كشند.
نخست مى گويد: آنها جز اين انتظار ندارند كه فرشتگان مرگ به سراغشان بيايند! (هل ينظرون الا ان تاتيهم الملائكة )
(يا اينكه پروردگارت به سراغ آنها بيايد و او را ببينند، و ايمان بياورند!! (او ياءتى ربك )
در حقيقت آنها انتظار امر محالى را مى كشند، نه اينكه آمدن خداوند يا مشاهده او امكانپذير باشد، و اين درست به آن مى ماند، كه به شخص قاتل لجوجى كه پس از ارائه مدارك كافى ، باز منكر جرم خود مى باشد، بگوئيم اگر اينهمه مدارك را قبول ندارى لابد انتظار دارى شخص مقتول زنده شود و در دادگاه حضور يابد و شهادت بدهد كه تو او را كشته اى !
سپس مى گويد: (يا اينكه بعضى از آيات و نشانه هاى پروردگار كه در آستانه رستاخيز و پايان جهان ، واقع مى شود، و به دنبال آن درهاى توبه بسته خواهد شد، انجام گيرد) (او ياتى بعض آيات ربك ).
بنابراين تعبير به (آيات ربك ) اگر چه به صورت كلى و سربسته ذكر شده اما مى تواند به قرينه جمله هاى بعد كه تفسير آن خواهد آمد، به معنى نشانه هاى رستاخيز بوده باشد، مانند زلزله هاى وحشتناك ، و بى فروغ شدن خورشيد و ماه و ستارگان و امثال اينها.
و يا اينكه منظور از آن درخواستهاى نامعقولى بوده است كه آنها از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) داشتند، از جمله اينكه مى گفتند ايمان نمى آوريم مگر اينكه سنگهاى آسمانى بر سر ما ببارد و يا بيابان خشك و سوزان حجاز پر از چشمه ها و نخلستانها شود!.
و به دنبال آن اضافه مى كند: (آن روز كه چنين آيات صورت پذيرد، ايمان آوردن افراد بى ايمان و آنها كه عمل نيكى انجام نداده اند، پذيرفته نخواهد شد) و درهاى توبه به روى آنان بسته مى شود، زيرا توبه و ايمان در آن هنگام ، صورت اجبارى و اضطرارى به خود مى گيرد، و ارزش ايمان و توبه اختيارى را نخواهد داشت (يوم ياءتى بعض ‍ آيات ربك لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت فى ايمانها خيرا).
از آنچه گفتيم روشن شد كه جمله (او كسبت فى ايمانها خيرا) به اين معنى است كه در آن روز نه تنها ايمان آوردن سودى نخواهد داشت ، بلكه آنها هم كه ايمان آورده اند ولى عمل صالحى انجام نداده اند در آن روز انجام عمل صالح به حال آنها، نفعى ندارد، چه اينكه اوضاع و احوال طورى است كه هر كسى بى اختيار دست از كارهاى خلاف بر مى دارد و به سوى عمل صالح اجبارا روى مى آورد.
در پايان آيه با لحنى تهديدآميز به اين افراد لجوج مى گويد: (اكنون كه شما چنين انتظارى را داريد در انتظار خويش بمانيد، ما هم در انتظار (كيفر دردناك شما) خواهيم بود) (قل انتظروا انا منتظرون ).
ايمان بدون عمل سودى ندارد.
از نكات جالبى كه از آيه فوق استفاده مى شود اين است كه راه نجات را در ايمان ، آن هم ايمانى كه در پرتو آن اكتساب خيرى شود و اعمال نيك انجام گيرد، معرفى مى كند.
ممكن است اين سئوال پيش آيد كه آيا ايمان به تنهائى كافى نيست هر چند خالى از تمام اعمال نيك باشد؟
در پاسخ مى گوئيم درست است كه افراد با ايمان ممكن است لغزشهائى داشته باشند و مرتكب گناهانى شوند و از گناهان خود نيز پشيمان گردند، و به اصلاح خويش پردازند، ولى كسى كه هيچگونه عمل نيكى در تمام عمرش انجام نداده و فرصت كافى داشته است ، بلكه به عكس هر گونه گناه و زشتكارى از او سرزده ، بسيار بعيد به نظر مى رسد كه اهل نجات باشد و ايمان او به تنهائى مفيد واقع شود، زيرا اصولا نمى توان باور كرد كسى ايمان به مكتبى داشته باشد ولى در تمام عمرش ، حتى يكبار، به برنامه هاى آن مكتب عمل نكند، بلكه به عكس همه دستورات آن را زير پا بگذارد، اين خود دليل روشنى بر عدم ايمان او است ، و به اين ترتيب ايمان بايد حداقل با قسمتى از اعمال نيك همراه باشد، تا معلوم شود ايمانى وجود دارد.

****************

 نماز شب‌های قدر

دو رکعت ؛ در هر رکعت بعد از حمد، #هفت مرتبه #توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه :

« أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ » بگوید.

در روایت نبوى (صلى الله علیه و آله) است که از جاى خود برنخیزد تا حق تعالى او را و پدر و مادرش را بیامرزد

مفاتیح الجنان

****************

بیان رحمت
بسیاری از مردم از برزخ خود بی خبرندواز بی خبری خود نیز غافل هستند و همین طور نسبت به عالم روحانی خودشان آگاهی ندارند، مگر کسانی که خداوند با دادن معرفت نفس ، به آنها منت نهاده است.شناخت عالم مثال از طریق معرفت نفس است، زیرا حقیقت نفس از عالم ارواح می باشد.در نتیجه کسی که حجاب ماده از روی روح ونفسش برداشته شود ودر عالم مثال نفس خود را از آن خالی ببیند، به آسانی می تواند به حقیقت روح خود که مجرد از شکل است، منتقل شودوچنین شناختی همان است که در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم آمده است، که می فرماید:((مَنْ عَرَفَ نَفسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ))(( کسی که خود را بشناسد، پروردگار خود را می شناسد)).
کتاب المراقبات مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

امام خامنه ای در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی ایران

پرهیز از دیپلماسی التماسی، لزوم تعاملات خردمندانه و انعطاف با حفظ اصول

۳۰ /اردیبهشت/ ۱۴۰۲

https://imamhussain.org/persian/31418

https://hawzah.net/fa/Article/View/107163

شهدای والامقام واقعه کربلا

یا لَیتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

حجّاج بن مسروق‏ بن جُعف‏ بن سعد العشيره مذحجى جعفى‏

حجاج‌ بن‌ مسروق‌ بن جعف بن سعد العشیره مذحجی جعفی‌، از یاران امام حسین(ع) بود که در کربلا به شهادت رسید ...

شهید«حمیدرضا زمانی مجد» 15بهمن ماه 1348 در شهرســتان کنگاور به دنیا آمد. پدرش خداکرم و مادرش اختر نام داشــت. تا دوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند. به عنوان ســرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوم مرداد 1367 در مریوان توســط نیروهای بعثی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش واقع است ...

بخشی از وصیت‌نامه:
زندگی مبارزه است باید با سختی جنگید اگر انسان در این راه، سستی و کاهلی کند و ننگ را بپذیرد فنا خواهد شد و اگر صبر و تلاش و کوشش به خرج دهد در ملکوت اعلی جای خواهد گرفت. وجدان بیدار انسان اجازه نمی‌دهد که ظالم زور بگوید و مظلوم اطاعت کند پس انسان مومن تا آخرین نفس مبارزه خواهد کرد تا این سیستم را براندازد و قسط و عدل را در جهان برقرار کند مگر نشنیده‌اید که حسین (ع) آموزگار بزرگ شهادت، با خون خود، آزادگی و مختار بودن و عاشق بودن و الهی بودن انسان را مهر کرد و به همه تاریخ درس داد و قلب تاریخ را فتح کرد و شمع تاریخ شد؛ سوخت و به بشریت روشنایی بخشید. حال باید چون شمع سوخت و شکافنده ظلمت و نور شد شاید ما هم به صف شهیدان خونین پیکر حسینی پیوستیم ...
سخن آخرم این است که بیشتر مدافع انقلاب باشید و از ارزش‌های والای اسلامی و انسانی پیروی کنید تنها به خدا توکل کنید. مبادا امام را چون اهل کوفه که اباعبدالله را بی‌یاور گذاشتند تنها گذارید و کلام آخر اینکه بر سختی‌ها و مشکلات فایق آیید که خدا یار محرومان خواهد بود ...

 

شهید «فرج‌الله صالحی»، دهم بهمن 1350 در روستای ســوهان از توابع شهرستان ساوجبلاغ به دنيا آمد. پدرش حبيب‌الله، كشــاورزی می‌کرد و مادرش منزلت نام داشــت. دانش‌آموز دوم متوســطه بود. به عنوان بسيجی در جبهه حضور يافت. بيســت و هفتم ارديبهشــت 1367، در شيخ‌محمد با اصابت تركش به سر، شهيد شد. پيكر وی را در گلزار شهدای زادگاهش به خاك سپردند ...

بخشی از وصیت‌نامه:
هیچ‌وقـت امـام را تنهـا نگذاریـد و پشـتیبان سلحشـوران اسـلام باشـید ...

شهید «محمدرضا آقایوسفی»
هشتم اسفند ١٣٤٤، در شهرستان قم به دنيا آمد. از سوى بسيج عازم جبهه ها شد. دهم اسفند ١٣٦٢ در حالیکه به عنوان بى سيم چى در جزيره مجنون حضور داشت، در سالروز تولد ۱۸ سالگی اش بر اثر اصابت تركش به گردن، به مقام شهادت نایل آمد. پيكرش در منطقه باقی ماند. سال ١٣٧٦ پیکرش تفحص شد و در تشییعی با شکوه در گلزار شهدای علی بن جعفر به خاک سپرده شد ...

بخشی از وصیت‌نامه:
خواهرانم حجاب را، حجاب را، حجاب را فراموش نكنيد. برادرانم تقوى را فراموش نكنيد ...

شهید «جعفر پاینده»
شهريور 1342، در شهرستان قشم به دنيا آمد. پدرش حسين و مادرش شمري نام داشت. تا اول متوسطه در رشته انساني درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. دهم ارديبهشت 1361، در خرمشهر به شهادت رسيد. اثري از پيكرش به دست نيامد ...

بخشی از وصیت‌نامه:
نکند روزی برسد که امام بی‌یار و یاور شود. همیشه گوش به فرمان امام باشید و او را دعا کنید ...
از خدا غافل نشوید، نماز خود را به موقع بخوانید، روزه بگیرید و در اجتماعات مذهبی شرکت کنید و به هر طریقی شده نگذارید که خون شهیدان و این انقلاب به هدر برود. شما هستید که باید آینده ایران را بسازید، شما هستید که باید پیام خون این شهیدان را به جهان برسانید، و مظلومیت این انقلاب را به جهان برسانید ...

شهید محسن غفاری
مرداد ماه سال ۱۳۴۴ متولد شد. دروس حوزوی را در مدرسه حجتیه قم می‌خواند. با آغاز انقلاب فعالیت‌های گسترده داشت. آنقدر که دیگر در خانه پیدایش نمی‌شد. دستگیر و شکنجه شد. اما از هدف دست نکشید. بعد از پیروزی انقلاب مدتی علیه منافقان فعالیت داشت و سپس از طریق بسیج عازم جبهه شد و بعد از سه مرحله اعزام اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در عملیات بیت المقدس، آزادسازی خرمشهر، به شهادت رسید ...

بخشی از وصیت‌نامه:

برادران و خواهران سفارش مى‌کنم، اگر می‌خواهید پیروز و موفق باشید، راه شهدا را که همان راه امام است، ادامه دهید ...

شهید «ایوب نقی‌لو»
چهاردهم دی 1344 ، در شهرستان کرج به دنیا آمد. پدرش محمدحسن، در دانشگاه کارگری می کرد و مادرش سلاطین نام داشت. تا دوم راهنمايی درس خواند. پاسدار بود. هفدهم اسفند 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی را در امامزاده محمد(ع) زادگاهش به خاک سپردند ...

بخشی از وصیت‌نامه:

ما با دادن شهيد مسئوليتمان زياد مى‌شود شما اگر مسلمان نيستيد لااقل آزاده مرد باشيد نگذاريد كه استعمارمان كنند به فكر اين باشيد كه خون اين شهيدان پايمال نشود ما بايد ادامه دهنده راه آنها باشيم ...

شهید حبیب‌الله رضایی قزوینی‌ها
پانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۴، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش غلامحسین، در و پنجره‌ فروش بود و مادرش عاتقه قزوینی‌مقدم(فوت ۲۷ مهرماه ۱۳۹۸. همزمان با اربعین امام حسین(ع)) نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم اسفند ۱۳۶۶، در حلبچه بر اثر اصابت ترکش و قطع سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است ...

بخشی از وصیت‌نامه:
ما اکنون در موقعیتى از تاریخ قرار گرفته‏ ایم که تمام مسلمین جهان، چشم امیدشان به ماست و در واقع آن ها رهروان راه ما هستند...
از خواهرانم مى‏ خواهم چون زینب(س) پیام خونین من و تمامى شهدا را به جامعه انتقال دهند...
پیامى کوتاه براى دوستانم و امت حزب‌الله؛ عزیزان من! اگر اکنون در موقعیتى واقع شده‌‏اید که مى‌بینید اسلام به وجودتان احتیاج دارد؛ پس چنان چه کوچکترین کوتاهى از خود نشان دهید، بدانید که خیانت به خون شهدا کرده ‏اید. پیام من به امت حزب الله این است: نکند روزى بیاید که امام‌مان یاورى نداشته باشد. به والله اگر -خداى ناکرده- امام را تنها بگذارید و یاریش نکنید، در روز محشر جلوى یکایک شما را خواهند گرفت؛ پس مواظب باشید این فرزند حقیقى حسین(ع) بی‌یاور نماند ...

شهید شکرعلی الهیاری
شانزدهم اردیبهشت ۱۳۲۱، در روستای خورهشت از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد. پدرش رستمعلی (فوت۱۳۶۲)، کشاورز بود و مادرش صدف نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. کارگر بود. سال ۱۳۴۷ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و چهار دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم اسفند ۱۳۶۳، در شرق رود دجله بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین واقع است.

بخشی از وصیت‌نامه:
به همگى وصیت مى‏‌کنم: نماز را به وقت بخوانید؛ چون رسول اکرم(ص) فرمودند: «نماز، ستون دین است.» ... و اى ملت ایران! قدر این انقلاب و این رهبر عزیز، این موساى زمان و ابراهیم بت‏ شکن دوران را -که بحمدالله براى زنده نگه داشتن اسلام بت‏‌ها را شکست- بدانید و هر چه در توان دارید -چه جانى و چه مالى- به جبهه‌ها کمک کنید تا -ان شاء الله- این بت صدامى هم شکسته شود. باشد تا -ان شاء الله- بعد از صدام، با اسراییل بجنگیم تا دشمن جهان اسلام را نابود کنیم. به امید پیروزى هرچه سریع‌تر رزمندگان اسلام و نابودى کفر جهانى ...

شهید محمود لشگری
نهم مرداد ۱۳۴۴، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش لطف‌الله(فوت۱۳۶۰) قهوه‌چی بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم بهمن ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال۱۳۷۵ پس از تفحص در گلزار شهدای روستای ضیاءآباد از توابع شهر تاکستان به خاک سپرده شد …

بخشی از وصیت‌نامه:
ای مسلمانان جهان! از شما می‌خواهم یاور امام باشید که اوست نایب منجی عالم بشریت. ای خانواده‌ی عزیزم! وصیت می‌کنم حامی اسلام و دین خدا باشید، که -خدای ناکرده- خونی که شهدا برای اسلام دادند، به هدر نرود. ای خواهران و مادران! تقاضا دارم حجاب اسلامی را حفظ نمایید؛ جهاد شما، حجاب شماست! از تمام دوستان و آشنایان تقاضا دارم: پشتیبان ولایت فقیه باشید؛ تا -بنا به فرموده ی امام- آسیبی به شما نرسد ...

https://harimeharam.ir/category/14/1

گزیده‌ای از وصیت‌نامه عارفانه شهید مدافع حرم «رسول خلیلی»

https://harimeharam.ir/category/14/1

دست‌نوشته ای از شهید مدافع حرم لبنانی، «محمد علی حسین عواضه» خطاب به امام زمان (عج)

https://harimeharam.ir/category/14/1

بخشی از وصیت نامه شهید مدافع حرم «حامد کوچک‌زاده»:

«دشمن با تمام قوا از زمین و آسمان، در حال حمله به مرزهای اعتقادی و ایمانی ماست. حرکتی کنید. امروز دشمن در خصوصی‌ترین لحظات ما و به خصوصی‌ترین مکان‌های ما نفوذ کرده و بنیان خانواده که یکی از ارکان مهم جامعه می‌باشد را از هم پاشیده و چگونه است که ما نسبت به این مسائل بی‌تفاوتیم...»

شهید سید حسن نصرالله:
ما در حال جنگ در نبردی بزرگ هستیم و آمریکا و اسرائیل می‌خواهند خیمه‌گاه ما را محاصره کنند. امروز فرمانده خیمه‌گاه ما امام خامنه‌ای و مرکز آن جمهوری اسلامی ایران است و آمریکا می‌خواهد آن را محاصره کند ...
به ترامپ و نتانیاهو می‌گوییم که ما قومی هستیم که نه محاصره، نه تحریم، نه فقر و نه گرسنگی به اراده ما خللی وارد نمی‌کند. در برابر آمریکا و اسرائیل به امام خامنه‌ای، می‌گوییم که ای فرزند حسین (ع)، ما تو را تنها نمی‌گذاریم ...

شهید حاج قاسم سلیمانی:
امروز قرارگاه حسین‌بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص) ...
برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه‌ی رسول‌الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت‌الله‌الحرام و مدینه حرم رسول‌الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب می‌بیند ...
از اصول مراقبت کنید. اصول یعنی ولیّ‌فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنه‌ای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید. حرمت او را حرمتِ مقدسات بدانید ...

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حجاب , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه بقره , سوره مبارکه انعام , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه انعام آیه ۱۵۸ , تفسیر صفحۀ ۴۷ قرآن کریم , تفسیر نور , سوره بقره , تفسیر سوره مبارکه انعام , تفسیر سوره انعام , شهدای والامقام واقعه کربلا , کربلا , یاران امام حسین(ع) , شهید «حمیدرضا زمانی مجد» , شهید «فرج‌الله صالحی» , شهید «محمدرضا آقایوسفی» , شهید «جعفر پاینده» , شهید محسن غفاری , راه شهدا را که همان راه امام است , شهید «ایوب نقی‌لو» , شهید حبیب‌الله رضایی قزوینی‌ها , شهید شکرعلی الهیاری , شهید محمود لشگری , شهید مدافع حرم «رسول خلیلی» , شهید مدافع حرم «محمد علی حسین عواضه» , امام زمان (عج) , شهید مدافع حرم «حامد کوچک‌زاده» , شهید سید حسن نصرالله , شهید حاج قاسم سلیمانی , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

In the Name of Allah

In the Name of Allah, the Merciful, the Most Merciful

We have written in the Psalms, after the Remembrance: 'The righteous among My worshipers shall inherit the earth

Sura 21: AL-ANBIYA (THE PROPHETS) - Juz' 17 - Translation Qarib

Quran

**************

Note: All content is free to use

Why did Imam Hussain (pbuh) rise up? Did Imam Hussain (pbuh) rise up only for opposing a corrupt ruler like Yazid? Which were the true dimensions of Imam Hussain's movement?

Imam Khamenei:

Imam Hussain's (pbuh) movement is, indeed, perceivable via two perspectives—both of which are acceptable. Nonetheless, when put together, the two views show the extensive dimensions of this movement. One perspective involves the appearance of Imam Hussain’s action, which is a movement against a corrupt, deviated, suppressive and oppressive regime: Yazid’s Regime. But, at the heart of his action, there is a more important movement that the second perspective will lead to the move against ignorance and humiliation of mankind. In fact, even though Imam Hussain (pbuh) fights against Yazid, his extensive historical fight is not against the short-living and insignificant Yazid. Rather, his main fight is against mankind’s ignorance, abasement, deviation and humiliation. Indeed, Imam Hussain (pbuh) fights against such vices.

January 16, 1994

Imam Khamenei:

An ideal government was formed by Islam. If we want to summarize the story of Imam Hussain (pbuh) in a few lines, we can say: humanity suffers from ignorance, oppression and discrimination. The big rulings of the world, the empires of the Caesars and Kisras of the time—either in ancient Persia or the Roman Empire—were regimes of extravagance, non-democratic establishments, ruling through illogical coercion, ignorance and corruption. Smaller establishments--like those in the Arabian Peninsula-- were even worse than them; overall, ignorance reigned over the world. Meanwhile, the light of Islam managed to enlighten, first, the Arabian Peninsula, and then gradually grow to encompass all the world, by the Messenger of God, via Divine assistance, as well as massive and strenuous popular resistance. At the time the Prophet dies, this government was a stable establishment that could be a model for all humans throughout history. Had that establishment continued in the same direction, the history would undoubtedly change. That is, what is supposed to happen centuries later-- at the time of Imam Mahdi’s (pbuh) reappearance in the current situation—would have happened at that time. A world replete with justice, purity, truthfulness, and kindness is the world of the era of Imam Mahdi (pbuh); it is the time when the authentic life of humanity begins. The Authentic life of mankind in this world begins after the reappearance of the Imam of the Time (may God hasten his return), and humanity will achieve great development then. Thus, had the persistence of Prophet Muhammad’s establishment been made possible, and had it been formed during the early years, the history of mankind would have changed, and the final destiny of human life would have unfolded much earlier. However, this was not realized for various reasons ...

January 16, 1994

Imam Khamenei:

A world replete with justice, purity, truthfulness, and kindness is the world of the era of Imam Mahdi (pbuh); it is the time when the authentic life of humanity begins. The Authentic life of mankind in this world begins after the reappearance of the Imam of the Time (may God hasten his return), and humanity will achieve great development then ...

January 16, 1994

Imam Khamenei:

The main feature of Prophet Muhammad’s establishment was that instead of relying on oppression, it relied on justice. Instead of relying on paganism and division of human thought, it relied on monotheism and focused on worshipping God. Instead of ignorance, it relied on knowledge and wisdom. Instead of promoting revengeful behavior among the people, it relied on kindness, compassion, the establishment of friendly relations, and tolerance: a neat government both in apparent aspects and innermost aspects. One who grows under such a government becomes pious, chaste, knowledgeable, insightful, active, enthusiastic, dynamic, and moves on the path toward perfection. Fifty years after [the passing away of the prophet], everything changed. The name of Islam remained; the word ‘Islam’ persisted; however, in reality, true Islam was no longer practiced. Instead of the government of justice, a government of oppression was established again. Instead of fraternity and equality, discrimination, division and separation reigned. Instead of wisdom, ignorance ruled. During this period of fifty years, as we move on, we can find hundreds of examples of such cases; researchers are recommended to elaborate on them for the young and investigative minds.

Imamate was transformed into the kingdom! The essence of Imamate is contradictory to the essence of the kingdom. These two are contradictory. Imamate is moral and spiritual leadership and compassionate and belief-related bonds with the people. Whereas, a kingdom is ruling via coercion, power and deluding, without any spiritual, compassion and belief-related bonds. The two are binary opposites. Imamate is a movement among the ummah, for the ummah and in favor of rightfulness. A kingdom is an authoritarian dominance against the interests of the people, only serving particular classes of society, to fulfill the ruling group’s hoarding wealth and pleasing lust. What we see at the time of Imam Hussain’s uprising is the second case, not the first one. That is, Yazid who was in power then, had no relations with the people; he had no knowledge, no piety, no chastity, no experience of jihad for the cause of God, and no belief in Islamic spirituality; his behavior was not a behavior of a believer in Islam, his words were not the words of a wise man. He was in no way similar to Prophet Muhammad (pbuh). In this situation, an opportunity arose for a person like Imam Hussain (pbuh) -- the Imam who was apt for succeeding the Prophet (pbuh)--and he rose up.

Looking at the surface of the events, this uprising was against the corrupt and unpopular regime of Yazid. However, beneath the surface, it is an uprising for the sake of Islamic values, understanding, faith, and dignity. It is for the people to be set free from corruption, subordination, lowliness, and ignorance. It was for this reason that when Imam Hussain (pbuh) left Medina, in a message to his brother Muhammad Ibn Hanafiah, and in reality a message to the history, he wrote: I am not rising out of selfishness, or lust for power, nor to cause mayhem or pain. I rise looking for the correction in my grandfather's ummah. I see that things have changed in the society that the prophet left. It is going towards the wrong direction, towards corruption. It is against the direction coveted by Islam and the prophet had preached. I rise to fight against these [vices].

Imam Hussain’s fight had two dimensions and can have two different fallouts. Nonetheless, both outcomes are good. One result was that Imam Hussain (pbuh) could defeat Yazid’s government and take power away from those who oppressed the people, and devastated the fate of the people, so he could arrange things in an appropriate way. If this had happened, the route of history would have revolved. Another dimension was that, if Imam Hussain (pbuh) could not, for whatever reason, achieve political and military victory, then he would—not by words, but rather by blood, by resisting oppression, by a language that history will never forget—make his narrative flow like a perpetual and non-interruptible stream in history; this is what Imam Hussain (pbuh) did.

Of course, for those who claimed to be believers, if they had acted differently than what they did to Imam Hussain (pbuh), the first case would have happened and Imam Hussain (pbuh) could have reformed the world and the hereafter at that time! But the people did not cooperate. The discussion about why and how the people did not act appropriately, is a very long and exhausting discussion, which I elaborated to some extent some years ago under the title “the common people and the elite”-- it included who failed to act properly, who was responsible for this behavior, how they behaved, and in which areas-- I am not going to mention this discussion now.

So, as a result of some people’s carelessness, the first goal was not achieved; but the second goal was accomplished. This is something that no power can take away from Imam Hussain (pbuh). The power of going to the battlefield of martyrdom; sacrificing oneself and loved ones, the grand sacrifice that is so great that no matter how big the enemy is, it will appear small and unimportant before it. This bright sun will continue to emanate more light in the Muslim world day after day till his light encompasses the whole humanity.

January 16, 1994

Imam Khamenei:

Today, Imam Hussain (pbuh) is known to the world more than he was five centuries, or ten centuries ago. Today the situation is such that when impartial intellectuals learn about the history of Islam, and the story of Imam Hussain (pbuh), they feel humble. Even for those who do not know anything about Islam, yet recognize the notions of freedom, justice, dignity, elevation, and lofty human values, Imam Hussain (pbuh) is an invaluable role model in seeking liberty and justice, in rising up against vices and evils as well as in fighting ignorance and humiliation of mankind ...

April 14, 2000

Imam Khamenei:

Today, wherever humanity has undergone some defeat, either political, military or economic, the roots of it can be traced to ignorance or abasement. That is, either they do not have the knowledge and necessary understanding, or they understand but have sold themselves cheap. They have bought into abasement and have submitted to viciousness. Imam Sajjad (pbuh) and Imam Ali (pbuh) have been narrated to have said: “Oh! Man, if your essence and existence is to be sold, it has only one price, which is the divine heaven. If you sell it to anything cheaper than heaven, you are at loss.” Even if you are offered the whole world in exchange for accepting abasement and viciousness, it is not fitting. All those who in different places around the world have surrendered to coercion and money of the wealthy and powerful, and have accepted this abasement, --whatever position they are in scholar, politician, political or social activist or intellectual-- they have failed to know their value and have sold themselves cheap. Many politicians of the world have sold themselves.

Dignity is not simply represented by holding high positions like a king or a boss. Sometimes a person is sitting on a throne, bullying a thousand people boastfully. Meanwhile, he is under the coercion of another power or center. He might be a captive of his own desires and lust; but today's political captives will not reach the latter, because they are captives of major powers.

April 14, 2000

Imam Khamenei:

The prophets save humans; so, in the Quran, one important purpose of prophethood is said to be establishing justice. “We sent Our Messengers with clear evidence (to support their truthfulness), and sent with them the Book and the Balance so that people would maintain justice {Quran; 57:25}.” In fact, the divine books and the prophets were sent in order for justice to be established in societies; that is, to remove the symbols of oppression, coercion, and corruption. The movement of Imam Hussain (pbuh) was a movement of such nature. He said: “I rose up to reform the Muslim community of my grandfather [Prophet Muhammad (pbuh)].” (Bihar Al-Anvar: V.44, P. 329) He also said: “Whoever observes a ruler legalize what God has made unlawful, violating the covenant of God, opposing the Sunnah of the Messenger of God, and treating the creatures of God sinfully and oppressively; he who does not oppose him with his speech and action, God has a right to bring him to the same fate as that of the tyrant.” (Bihar al-Anwar, v. 44, p. 381) That is if a person sees where corruption and oppression emerge from, yet they do not do anything to oppose the source of corruption and oppression, for God the Exalted, they have the same fate as the corrupt oppressor. He said that he did not rise up for the cause of wickedness, amusement, corruption or oppression. The people of Iraq invited Imam Hussain (pbuh) to rule over them, and Imam Hussain (pbuh) answered their request. So, it is not that Imam Hussain (pbuh) did not think of creating a government; he was indeed thinking of overturning tyrannical powers; either by taking the government away from them or by martyrdom ...

Imam Khamenei:

Imam Hussain (pbuh) knew what would his silence, his endorsement and his indifference would do to Islam if he did not take any action. When a power takes all the capacities of a community or some communities under control, and acts tyrannically, if the men of truth do not oppose him, refuting his actions, they have actually endorsed his actions. That is, oppression is endorsed by the men of truth, without them really wanting it. This was a sin committed by the elites from among the Bani-Hashem, and the children of the prominent figures of the early years of Islam. Imam Hussain, however, would not tolerate it, and hence he rose up. It is narrated that after Imam Sajjad (pbuh) returned to Medina from Karbala-- maybe ten or eleven months passed between the time this caravan left Medina and returned-- a person visited him and said: "Oh! Son of the Messenger of Allah, you see, you went and what happened?” He was right; the caravan had left while Imam Hussain (pbuh), the bright sun of Ahlulbait, so much loved by the Messenger of Allah, was among them, leading them. The daughter of Imam Ali (pbuh) had left while she was dignified and honored. The children of Imam Ali (pbuh) --Abbas and others-- the children of Imam Hassan (pbuh), prominent and talented youth of Bani Hashem had all left with this caravan. But the caravan returned with only one man -- Imam Sajjad (pbuh), with the women gone through sufferings of captivity and the loss of their loved ones. Imam Hussain (pbuh), Ali Akbar (pbuh), and even the baby were now gone. Imam Sajjad (pbuh) answered that man, stating: "Imagine what would have happened if we had not gone."

Yes! If they had not gone, their bodies might have survived, but the truth would have died. The soul would have died out. Consciences would have been shattered. Logic and reason would have been condemned throughout history, and even the name of Islam would not have remained ...

March 18, 2002

*****************

Why did Imam Hussain (pbuh) take his family to Karbala? Why didn't he refuse to fight with several thousand-fighter army of Yazid, in spite of having only 72 people in his army? Why didn't he try other methods?



Imam Hussain (pbuh) brought his dear ones to the desert of Karbala in order to clarify the truth. He knew what was going to happen, yet he brought Zeinab, his wives, his children, and his brothers with him. Like the day of Mubahila, it was again a matter of clarifying the truth and promoting Islam in the real sense of the word. That shows the importance of promoting Islam. "If someone comes across a ruthless sultan who mixes up halal with haraam and breaks his promise to God, they deserve living with the sultan in the hereafter." That is to say, when someone sees such a person, they should clarify the truth through their words and actions just as Imam Hussain (pbuh) did - and he paid the price for it. Imam Hussain brought his dear ones and his wives and children to Karbala in order to clarify the truth.

Dec 13, 2009

 

Imam Khamenei:

One can clearly notice in his lifestyle all the methods that could have been used by a descendant of the Holy Prophet (pbuh) to preserve the great legacy of Islam which has been passed down by the Holy Prophet (pbuh) and his father as well as their genuine followers. We can clearly see everything in the lifestyle of the Lord of the Martyrs (pbuh) - everything ranging from clarification to forewarning, to promotion of Islam, to provoking the conscience of prominent figures of his time during a sermon in Mina. All these things are tangible in the lifestyle of the Lord of the Martyrs (pbuh). Later on, he stood up against a great deviation and laid down his life. Imam Hussain (pbuh) was aware of the consequences of his movement. He was an infallible Imam. Infallible Imams' extensive knowledge and insight are beyond our heads. Imam Hussain (pbuh) revolted to set a role model and he refused to surrender. He asked people to help him and when a group of people from Kufa expressed their willingness to accompany him on this path, Imam Hussain (pbuh) accepted their offer and moved towards Kufa and he did not give up in the middle of the way. Imam Hussain (pbuh) stood up against the deviated current of his time, which was extremely dangerous. And this became a lesson and Imam Hussain (pbuh) himself makes the same point. That is to say, he backed up his action with the order of Islam. He said that his duty was what he was doing. He said that he had to express his opposition, no matter what the consequences were. He said, "It is good if my destiny is a victory and if my destiny is martyrdom, so much the better." This was how Imam Hussain (pbuh) acted.

This was a perfect instance of self-sacrifice and it safeguarded Islam. This move preserved Islam. This move institutionalized values in society. If Imam Hussain (pbuh) had not accepted this danger, if he had not made a move, if he had not taken action, if his blood had not been shed, if those great tragedies had not happened to the shrine of the Holy Prophet (pbuh), to Imam Ali's (pbuh) daughter and to the Holy Prophet's (pbuh) descendants, this event would not have gone down in history. The event that could have prevented that great deviation had to shock people and history as much as the deviation did. This shows Imam Hussain's (pbuh) self-sacrifice.

Of course, this is easier said than done. What Imam Hussain (pbuh) did was an extraordinary feat. That is to say, the dimensions of his action are far more than what we estimate. We usually ignore aspects and details. Once I spoke about Imam Hussain's (pbuh) patience. His patience was not limited to enduring thirst or seeing his companions being killed. These things are relatively easy to tolerate. The kind of patience that is difficult to practice is to listen to influential, aware and respectable people who keep creating doubts and telling you that what you are doing is dangerous and wrong. Who did those things? People like Abdullah Ja'far, Abdullah Zubair and Abdullah Abbas. These prominent figures of that time were constantly telling Imam Hussain (pbuh) not to do what he was doing. If it were somebody else, somebody who did not have that determination and stable character, he would have thought, "Well, I did my duty. These people are talking like this and the world is acting like that, so I should just say what I am supposed to say and do nothing else." A person who decides to stand up against such statements, such temptations, such doubts and such efforts to bend sharia and is not dissuaded from continuing his path - such a person is the one who can give rise to such a great transformation. In this regard, our magnanimous Imam (r.a.) was similar to the Lord of the Martyrs. I explained this in another meeting and I do not want to go into the details now. This was how Imam Hussain (pbuh) acted as a guardian.

Jul 4, 2011

Imam Khamenei:

Zeinab al-Kubra (pbuh) is a prominent role model in history and shows the significance of a woman's presence in one of the most important events in human history. Blood gained a victory over the sword on the day of Ashura, and Zeinab al-Kubra (pbuh) was the cause of that victory. This was because the forces of righteousness were apparently defeated in a military fight in Karbala, but Zeinab al-Kubra's (pbuh) behavior was the factor that turned this apparent defeat into a permanent and decisive victory. That victory was due to the role she played after the day of Ashura. That is a very important point. The event proved that women are not on the periphery of history. It proved that women can have a central role in important historical events. This has been pointed out in several places in the Holy Quran as well. But Zeinab al-Kubra (pbuh) is a recent example and does not belong to ancient times. The story of her life is a tangible event. She played a brilliant role, making the enemies - who had apparently won the battle and slain all their opponents - feel humiliated in their own base. She branded them with permanent disgrace and turned their victory into a defeat. That was what Zeinab al-Kubra (pbuh) did. She proved that it is possible to turn feminine morality and modesty into glory and a great jihad …
Apr 21, 2010

Imam Khamenei:

https://english.khamenei.ir/news/5942/Who-is-Imam-Hussain-Why-did-he-launch-an-uprisingThe greatness of Zeinab al-Kubra's (pbuh) movement is reflected in what is left of her sermons. Her unforgettable sermon in Kufa's marketplace was not just an ordinary speech. It was not just the personal opinion of an important figure. Her sermon was a great and beautifully-worded analysis of the Islamic community's situation at that time. The sermon included the most profound Islamic concepts. See how strong her character was. Her brother - her Imam and leader - had been martyred in a desert just two days before. Her dear ones, her children, and many other people had been martyred. She and tens of other women and children were taken captive on the same day. They were paraded in different places. Some of the people who were watching them were cheerful and some were shedding tears. Zeinab (pbuh) suddenly started her great mission in that critical situation. She spoke like her father did when he was delivering a sermon to his people during his rule. She spoke with the same tone. She spoke using the same kind of words Imam Ali (pbuh) would use. She was equally eloquent and precise, and her words were equally profound. "O plotters and pretenders, maybe you yourselves were starting to believe that you were following Islam and the Holy Prophet's household, but you failed miserably in the test. You proved to be blind in the fitna. Do you pledge allegiance while you are planning a conspiracy? You can do nothing but engage in shifting allegiance, hypocrisy, flattery, self-humiliation, and empty talk. Your actions were different from your words. You became arrogant and wrongly thought that you were pious. You thought you were still revolutionary. You thought you were still the followers of the Commander of the Faithful. But the truth was something else. You were not able to deal with the fitna. You were not able to save yourselves. You ruined everything you had done before. Because of your lack of insight, your lack of knowledge of the situation, and your inability to distinguish right from wrong, you ruined everything you had built. You look faithful and you keep making revolutionary claims, but deep down you are empty and weak." Zeinab al-Kubra (pbuh) presented a deep analysis of her society's pathologies ...

Apr 21, 2010

Imam Khamenei:

Zeinab al-Kubra (pbuh) presented a deep analysis of her society's pathologies.

She spoke firmly and eloquently in that difficult situation. It was not the case that she had an audience sitting in front of her and listening in silence. She was not speaking the way an orator would speak to his audience. She was surrounded by the enemies, holding spears in their hands. There were also some ordinary people there - the same people who gave up Moslem to Ibn Ziad, the same people who wrote letters to Imam Hussain and then broke their allegiance to him, the same people who hid in their homes exactly when they were supposed to stand up to Ibn Ziad. Among the people there were also some individuals who were not courageous enough to do what they should have done, and they were watching Imam Ali's daughter in tears on that day. Zeinab al-Kubra (pbuh) was faced with this motley and unreliable crowd, yet she spoke in a firm manner. She was an exemplary woman in history. Such women cannot be considered weak. This faithful feminine nature may reveal itself in difficult conditions. She is a role model for all great men and women in the world. She presented a deep analysis of the problems facing the revolution started by the Holy Prophet (pbuh) and Imam Ali (pbuh). She said, "You could not distinguish between right and wrong in the fitna. You were unable to fulfill your duty. As a result, they severed the head of the Holy Prophet's (pbuh) grandson and put it on a spear." We can understand the greatness of her character when we consider such things.

Apr 21, 2010

Imam Khamenei:

Zeinab (pbuh) played an unparalleled role on the way to Karbala with Imam Hussain (pbuh), on the day of Ashura with all those hardships, and after Imam Hussain (pbuh) had been martyred. It is impossible to find a similar figure in history. Later on, numerous events took place - during her captivity, in Kufa, and in Sham. Because of these great selfless efforts, Zeinab al-Kubra (pbuh) gained a prominent position before Allah the Exalted, and this is something that we cannot describe …

Feb 8, 2010

Imam Khamenei:

In the Holy Quran Allah, the Exalted mentions the names of two women as perfect examples of faith. God also mentions the names of two women as examples of infidelity. "Allah sets forth, for an example to the unbelievers, the wife of Noah and the wife of Lut: They were (respectively) under two of our righteous servants" [The Holy Quran, 66: 10]. These two women exemplify infidelity. That is to say, Allah the Exalted, mentions women, not men, as examples of both infidelity and faith. "And Allah sets forth, as an example to those who believe the wife of Pharaoh" [The Holy Quran, 66: 11]. He mentions the wife of Pharaoh and Mary as two perfect examples of faith. "And Mary the daughter of Imran" [The Holy Quran, 66: 12].

A brief comparison between Zeinab al-Kubra (pbuh) and the wife of Pharaoh would show the greatness of Zeinab al-Kubra's (pbuh) position. In the Holy Quran, the wife of Pharaoh has been recognized as an example of faith for both men and women until the end of time. But just compare the wife of Pharaoh - who had faith in Moses' prophethood and had been enchanted by his guidance - with Zeinab al-Kubra. When she was tortured by Pharaoh - according to narrations and historical texts, she passed away due to the torture she suffered - she was frustrated by the physical pain. She said, "O my Lord, build for me, in nearness to You, a mansion in the Garden, and save me from Pharaoh and his doings." [The Holy Quran, 66: 11] In fact, she was praying for her death: "And save me from Pharaoh and his doings." This was while her problem was only the physical torture. Unlike Zeinab al-Kubra, she had not suffered the loss of several brothers, two children, and many of her relatives and nephews. She had not watched her dear ones go to the battlefield where they were supposed to be killed. Asiah - the wife of Pharaoh - did not have to endure the psychological pains that Zeinab al-Kubra went through.

On the day of Ashura, Zeinab al-Kubra watched many of her dear ones go to the battlefield to get martyred. She watched Hussain ibn Ali (pbuh), Abbas, Ali Akbar, Qasem, her children, and other dear ones go to the battlefield. After they were martyred, she went through all those pains: The invasion of the enemy, disrespect, and the responsibility to take care of the surviving children and women. Is it possible to compare the enormity of this tragedy with physical pain? But when she was faced with these difficulties, Zeinab al-Kubra did not tell God to save her. She did not say, "O my Lord, save me." On the day of Ashura, she said, "O God, accept this from us." While the shredded body of her brother lay in front of her eyes, tells God, "O God, accept this sacrifice from us." When she was asked to describe what she had seen, she replied, "I did not see anything but beauty." All those tragedies were beautiful to Zeinab al-Kubra because they were from and for God - because they were supposed to promote the word of God. See how different this position, this patience, and this love of justice and truth are compared to Asiah's position described in the Holy Quran. This shows the greatness of Zeinab's position …

Feb 8, 2010

Imam Khamenei:

On the day of Ashura, Zeinab al-Kubra watched many of her dear ones go to the battlefield to get martyred. She watched Hussain ibn Ali (pbuh), Abbas, Ali Akbar, Qasem, her children, and other dear ones go to the battlefield. After they were martyred, she went through all those pains: The invasion of the enemy, disrespect, and the responsibility to take care of the surviving children and women. Is it possible to compare the enormity of this tragedy with physical pain? But when she was faced with these difficulties, Zeinab al-Kubra did not tell God to save her. She did not say, "O my Lord, save me." On the day of Ashura, she said, "O God, accept this from us." While the shredded body of her brother lay in front of her eyes, tells God, "O God, accept this sacrifice from us." When she was asked to describe what she had seen, she replied, "I did not see anything but beauty." All those tragedies were beautiful to Zeinab al-Kubra because they were from and for God - because they were supposed to promote the word of God. See how different this position, this patience, and this love of justice and truth are compared to Asiah's position described in the Holy Quran. This shows the greatness of Zeinab's position.

This is the nature of actions that are carried out for the sake of God. Therefore, Zeinab's actions are currently a model, and her name and achievements will remain until the end of time. The permanence of Islam and the divine path and continuation of this path by God's servants are based on what Hussain ibn Ali (pbuh) and Zeinab al-Kubra (pbuh) did. That is to say, as a result of the great patience, resistance, and endurance of hardships, you see that religious values have gained a lot of ground in the modern world. All these human values, which are consistent with human nature in different schools of thought, are rooted in religious values. These values have been promoted by religion. That is the nature of efforts for a divine cause ...

Feb 8, 2010

Imam Khamenei:

What is the use of crying and mourning the martyrdom of Imam Hussain (pbuh) after 1400 years?

"Why are you disseminating sadness, crying and tears among people?" They complain. This is not sadness and tears for the sake of sadness and tears. This is for the sake of the values. The things that lie behind the lamentation, beating the chest and the head, and shedding tears are the dearest things that one might find in the treasure trove of humanity, and they are the divine spiritual values. The Shia are trying to uphold the fact that Hussain ibn Ali (AS) is the epitome of all these values. The Shia are trying to keep their memories alive.

And if the Muslim Ummah keeps Imam Hussain's (AS) name and memory alive and follows him, it will overcome all the obstacles and hardships. And that is why all of us in the Islamic Revolution, in the Islamic Republic, from the highest to the lowest echelons including the people, the authorities, the senior officials and our honorable Imam have relied on the issue of Imam Hussain and the issue of Ashura and people's mourning. The mourning has a symbolic as well as a realistic aspect. It binds hearts together and broadens knowledge ...

Jan 9, 2008

Imam Khamenei:

I would like to discuss a point regarding the efforts to promote Islam in the month of Muharram. Some people may question the value of the ceremonies for mourning Imam Hussain's (pbuh) martyrdom. They may say, "If you want to speak about Imam Hussain's (pbuh) movement, just go ahead and speak about his movement. Why all the crying?" This is a wrong assumption. It will be extremely hard to move ahead on this path in the absence of this emotional connection to the infallible Imams. This is why Imam Khomeini (r.a.) recommended the traditional forms of mourning.

The Quranic verses about the role of the infallible Imams are interpreted in three different ways. Wilayat is one of these interpretations. "Your guardian can only be Allah - and His messenger and those who believe, who establish worship and pay charity, and bow down (in prayer)." [The Holy Quran, 5: 55] Another interpretation is submission and obedience. "Obey Allah and obey the Messenger and those in authority from among you." [The Holy Quran, 4: 59]

Friendship is the third interpretation. "Say: I do not ask of you any reward for it but love for my near relatives." [The Holy Quran, 42: 23] What is this friendship? People are advised to accept their Wilayat and obey them, but what is friendship for? This friendship is a kind of assurance. After the Holy Prophet (pbuh) passed away, those who ended this friendship gradually brushed aside the leadership of the infallible Imams (pbut). In the absence of this sense of friendship, the Islamic Ummah will face the same disasters. Therefore, this sense of friendship is of paramount importance, and it can be achieved through this emotional connection to the infallible Imams (pbut). Narrating the tragedies that happened to them is an attempt to establish this emotional connection. Similarly, praising their virtues [through the mourning ceremonies] is another way to form this emotional bond.

Therefore, it is necessary to hold the mourning ceremonies and narrate the events of Ashura. Some people should not adopt a so-called intellectual position and reject the necessity of these mourning ceremonies. These ceremonies are necessary, and they will always be necessary. Of course, some forms of mourning are unacceptable. For instance, tatbir [a religiously prohibited ritual in which people cut their foreheads] has been declared haraam, and it must not be practiced. That is because tatbir will make the enemies more insolent and will give them an advantage over those who love the members of the Holy Prophet's household. But the common mourning rituals can increasingly strengthen one's emotional connection to the infallible Imams. These rituals are very good.

Dec 13, 2009

Imam Khamenei:

Why is the uprising of Ashura different from all the uprisings and movements of the world?

We need to read between the lines, and carefully ponder over the life story of Hussain ibn-Ali (pbuh). Many have risen up in the world; they have had a leader, and they were also killed. Among them, numerous were children of the prophets and Imams (pbut). However, Imam Hussain (pbuh) was unique. The event of Karbala was extraordinary. The martyrs of Karbala have a special position. Why? The answer is to be searched in the nature of the event, which gives a lesson to us all, including and maybe, in particular, to you, dear [disabled] war veterans.

One characteristic of the event is that Imam Hussain's movement was solely and truly for the sake of God, the religion and rectifying the society of Muslims. This first feature is very important. Imam Hussain (pbuh) stated: "I did not rise up [leaving my homeland] out of self-interest, for the sake of seeking pleasure, corruption or oppression;”—that is, it was not for swaggering, selling himself, desiring something for himself, or a pretentious spectacle. There was not even a bit of oppression or corruption in this movement. “I rise up only for the sake of rectification of the nation of my grandfather, the Messenger of Allah."-This is an extremely important point. The Arabic word used which means 'only' indicates that there is no other intention that can contaminate the pure intention and the sun-like mind of Imam Hussain (pbuh). When addressing the first Muslims of the early years of Islam, the Holy Quran states: "Do not be like those who marched out boastfully to show off their strength to people and hinder people from the way of God {Quran; 8:47}.” Here, Imam Hussain (pbuh) says: “I did not rise up out of self-interest or for the sake of seeking pleasure.”

These are two different manners, two different behaviors. The Quran reads: "Do not be like those who marched out boastfully”, arrogantly, and selfishly. It means that this kind of behavior lacks purity of intentions. That is, in the movement of the corrupt approach, it is only self-centeredness that matters. “To show off”: This kind of person adorns himself, rides an expensive horse, wears pieces of jewelry, recites arrogant chants, and comes out. Toward where? Toward the battlefield. The battlefield is where this person and many like him will die. Such a person rises up in this manner. There is nothing but arrogance in him.

This is one way [of coming out]. On the other side, the best example is Hussain Ibn Ali (AS) who is pure from any form of selfishness and is not after self-interest or personal, familial, or communitarian gains. This is the first characteristic of the movement of Hussain Ibn Ali (AS). The more selfless one is, the more value does he gain in what he does. The more one moves away from the peak of selflessness, the closer they get to the peak of selfishness, egotism, self-interest, personal and seeking familial gain and such which is a whole other spectrum. Between that pure selflessness and pure selfishness, there is a vast field. Going from one side of it to the other decreases the value of our work. It becomes less fruitful, and also less durable. This is an outcome of the matter. The more defective the product, the sooner it decays. If it is pure, it will never go bad. Giving you a physical example, a piece of 100% pure gold never decays. Nor does it rust. But the more copper, iron, and other cheaper elements are added to the alloy, the more it becomes prone to decay and destruction. This is a general rule.

This applies to what is tangible. But when it comes to spirituality, these equations are far more discerning. We do not understand it because of our materialistic and ordinary vision. Nonetheless, men of vision and understanding perceive. The Critic in this matter, the Goldsmith and the Jeweler, is God the Almighty. And for sure, the Critic sees well. If there is an ounce of impurity in our work, its value would diminish accordingly, and God would reduce its lasting effect ...

January 16, 1994

Imam Khamenei:

Why is the uprising of Ashura different from all the uprisings and movements of the world?

God, the Exalted, is an insightful critic. The work of Imam Hussain (pbuh) is a work in which there is not even a slight hint of impurity. Hence, you see this quality achievement has lasted to this day and will last forever. Who could believe that after these people were killed in that desert far from their homes, while their bodies were buried there; with so much propaganda spread against them; all killed in such a heartless manner; their hometown of Medina was put on fire even after their martyrdom (the story of Harra, which happened the next year); -- this rose garden was devastated, and the petals of roses were all thrust, yet, later anyone would feel the aroma of the rosewater from this garden? According to which rule of nature, a petal of that rose garden can last so long in nature? However, you view the more time passes by, the more the aroma of that rose garden spreads. There are some people who do not believe that Prophet Muhammad (pbuh) is the grandfather of Imam Hussain (pbuh) and that he follows in his path; yet, they believe in Imam Hussain (pbuh)! Some do not believe in his father, Ali (pbuh), yet, they believe in Imam Hussain (pbuh)! They do not believe in God—the God Imam Hussain worshipped, yet, before Imam Hussain (pbuh), they are humble and respectful! This is the outgrowth of Imam Hussain’s purity …

January 16, 1994

Source:

Who is Imam Hussain? Why did he launch an uprising?

Links:

Imam Hussain’s Revolution for Humanity

https://www.leader.ir/en

https://www.khamenei.ir/

https://english.khamenei.ir/

https://t.me/fazylatha

 

Note: All content is free to use



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , حجاب , قرآن کریم , انتخابات , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه صفر , اربعین حسینی علیه السلام , ماه مبارک رمضان , قیام ۱۵ خرداد , ,
:: برچسب‌ها: woman , Hussain , Who is Hussain , The Authentic life of mankind in this world , Arbaeen , Imam Mahdi (pbuh) , Imam , Imam Hussein , era of Imam Mahdi (pbuh) , Karbala , Ashura , Zaynab , Zaynab al-Kubra , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فضیلت شب هفدهم ماه رمضان ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : پنج شنبه 9 فروردين 1403
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اهل بیت النبوه
یا زهراء سلام الله علیها

* فضیلت شب هفدهم ماه رمضان برگرفته از مفاتیح الجنان:

♦️شب هفدهم شب بسیار مبارکى است و در آن شب لشکر حضرت رسول صلى الله علیه و آله با لشکر کفار قریش ملاقات کردند در بدرو در روزش جنگ بدر واقع شد و حق تعالى لشکر آن حضرت را بر مشرکین ظفر داد و آن اعظم فتوحات اسلام بود لهذا علما فرمودهاند که در آن روز مستحب است صدقه و شکر خدا بسیار نمودن و غسل و عبادت در شبش نیز فضیلت عظیم دارد (مؤلف گوید که روایات بسیار وارد شده که: در آن شب بدر حضرت رسول صلى الله علیه و آله به اصحاب فرمود کیست امشب براى ما برود از چاه آب بکشد بیاورد اصحاب سکوت کردند و هیچ کدام اقدام بر این کار نکردند حضرت امیر المؤمنین علیه السلام مشکى برداشت بطلب آب بیرون رفت و آن شب شبى بود سرد و باد مىآمد و ظلمت داشت پس رسید به چاه آب و آن چاهى بود بسیار گود و تاریک و آن حضرت دلوى نیافت تا از چاه آب کشد لاجرم به چاه پایین رفت و مشک را پر کرد و بیرون آمد رو کرد به آمدن که ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت که آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد پس برخاست و حرکت فرمود که ناگاه باد سختى دیگر مانند آن آمد آن حضرت نشست تا او نیز رد شد دیگر باره برخاست برود مرتبه سوم نیز همان نحو بادى رسید و آن حضرت نشست و چون رد شد برخاست و خود را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله رسانید حضرت پرسید که یا ابا الحسن براى چه دیر آمدى عرض کرد که سه مرتبه بادى به من رسید که بسیار سخت بود و مرا لرزه فرا گرفت و مکثم به جهت برطرف شدن آن بادها بود فرمود آیا دانستى آنها چه بود یا على عرض کرد نه فرمود آن اول جبرئیل بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و دیگرى میکائیل بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و پس از آن اسرافیل بود با هزار ملائکه که سلام کرد بر تو و سلام کردند و اینها فرود آمدند به جهت مدد ما) فقیر گوید که اشاره به همین است قول آن کسى که گفته که از براى امیر المؤمنین علیه السلام در یک شب سه هزار و سه منقبت بوده و اشاره به همین نموده سید حمیرى در شعر خود در مدح آن حضرت (أُقْسِمُ بِاللَّهِ وَ آلائِهِ وَ الْمَرْءُ عَمَّا قَالَ مَسْئُولٌ إِنَّ عَلِیِّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ عَلَى الْتُّقَى وَ الْبِرِّ مَجْبُولٌ کَانَ إِذَا الْحَرْبُ مَرَتْهَا الْقَنَا وَ أَحْجَمَتْ عَنْهَا الْبَهَالِیلُ یَمْشِی إِلَى الْقِرْنِ وَ فِی کَفِّهِ أَبْیَضُ مَاضِی الْحَدِّ مَصْقُولٌ مَشْیَ الْعَفَرْنَا بَیْنَ أَشْبَالِهِ أَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغِیلُ ذَاکَ الَّذِی سَلَّمَ فِی لَیْلَةٍ عَلَیْهِ مِیکَالٌ وَ جِبْرِیلٌ مِیکَالُ فِی أَلْفٍ وَ جِبْرِیلُ فِی أَلْفٍ وَ یَتْلُوهُمْ سَرَافِیلُ لَیْلَةَ بَدْرٍ مَدَدا أُنْزِلُوا کَأَنَّهُمْ طَیْرٌ أَبَابِیلُ)

#ماه‌مبارک‌رمضان
#شب‌_هفدهم
#اعمال‌وارده

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان مهدی فاطمه و سلامتی نائبشان امام خامنه‌ای، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام و ارواح طیبه شهدا صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: فضیلت شب هفدهم ماه رمضان , ماه رمضان , ماه مبارک رمضان , رمضان , باد , جبرئیل , اسرافیل , میکائیل , جنگ بدر , کفار قریش , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه‌ای ,
|
امتیاز مطلب : 122
|
تعداد امتیازدهندگان : 43
|
مجموع امتیاز : 43

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۷ - تفسیر نور:

«الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوی‏ وَ اتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْبابِ» (موسم عمره و) حج (در) ماه‌های معیّنی است (شوّال، ذی القعده، ذی الحجة)، پس هر که در این ماه‌‏ها فریضۀ حج را ادا کند، (بداند که) آمیزش جنسی و گناه و جدال در حج روا نیست و آنچه از کارهای خیر انجام دهید، خدا می‌داند. و زاد و توشه تهیه کنید که البتّه بهترین زاد و توشه، پرهیزگاری است. ای خردمندان! تنها از من پروا کنید.

نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۷:

کلمه «رَفَثَ» به‌معنای آمیزش جنسی و «فُسُوقَ» به‌معنای دروغ و ناسزاگویی و جدال و گفتنِ «لا و الله» و «بلی و الله» است.

زمان مطرح شده در آیه، ناظر به حج و عمره با هم است.

عمرۀ تمتّع در طول سه ماه شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجّه انجام می‌‏شود؛ ولی زمان حج، ماه ذی‌الحجّه است.

پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۷:

۱. در عبادات اسلامی، زمان نقش مهمّی دارد. «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ»

۲. محیط و فضای با صفای حج و مکّه را نباید با ارتکاب گناه و کدورت آلوده نمود. «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ»

۳. اعتقاد و یقین به آگاهی خداوند، رمز نشاط و امید در انجام وظائف است. «ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ»

۴. در هر سفری، زاد و توشه لازم است، بهترین زاد و توشۀ سفر حج تقواست. «خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوی‏»

۵. پرهیزکاری نشانۀ خردمندی است. «وَ اتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْبابِ»

تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۸ - تفسیر نور:

«لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْکُرُوهُ کَما هَداکُمْ وَ إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ» گناهی بر شما نیست که (به‏ هنگام حج) به سراغ فضل پروردگارتان (و کسب و تجارت) بروید. پس چون از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعرالحرام یاد کنید، و او را یاد کنید ازآن‌روی که شما را با آنکه پیش از آن از گمراهان بودید، هدایت کرد.

نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۸:

عرفات، نام سرزمینی است در بیست کیلومتری مکّه که بر زائران خانۀ خدا واجب است از ظهر روز نهم ذی‌الحجة تا غروب در آنجا بمانند و اگر قبل از غروب از آنجا خارج شوند باید یک شتر جریمه دهند.

واژۀ «عرفات» از «معرفت» به‌معنای محلّ شناخت است.

در آنجا آدم و حوا علیهماالسّلام یکدیگر را شناختند و به گناه خود اعتراف کردند.

به فرمودۀ امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام جبرئیل در این مکان به حضرت ابراهیم گفت: وظایف خود را بشناس و فراگیر. «کافی، ج ۴، ص ۲۰۷»

در حدیث می‏‌خوانیم: حضرت مهدی علیه‌السّلام هر سال در عرفات حضور دارند.

زمین عرفات خاطراتی از ناله‌ها و اشک‏‌های اولیای خدا دارد.

در روایات می‏ خوانیم: غروب عرفه، خداوند تمام گناهان زائران خانه خود را می‌بخشد.

و برای روز عرفه دعاهای خاصّی از امام حسین و امام سجّاد علیهماالسّلام نقل شده است. «برای تفصیل بیشتر به کتاب حج نوشته مؤلف مراجعه شود.»

از نشانه‏‌های جامعیّت اسلام آن است که در کنار اعمال عبادی حج، به زندگی مادّی و کسب معاش نیز توجّه دارد.

همان‌گونه که در سورۀ جمعه در کنار دستور به شرکت در نماز جمعه، می ‏فرماید: بعد از پایان نماز به سراغ کسب معاش بروید. «جمعه، ۱۰»

آری، حج در عین عبادت، اقتصاد است.

امام صادق علیه‌السّلام فرمودند: یکی از آثار حج، تشکیل یک اجتماع بزرگ از مسلمانان نقاط مختلف جهان و نقل و انتقال انواع تجربیّات می ‏باشد و زمینۀ انجام مبادلات تجاری و اقتصادی است. «وسائل، ج ۸، ص ۹»

پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۸:

۱. مبارزه با تحجّر از برنامه‌های قرآن است. گروهی فکر می‌‏کردند دین امری یک بُعدی و حج یک عبادت خشک است؛ اسلام این تفکّر را رد می‌‌کند. «لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ»

۲. درآمد حلال، فضل الهی است. قرآن به جای واژه «کسب»، کلمۀ «فضل» را به کار برده تا بگوید: درآمد حلال فضل الهی است. «فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ»

۳. گرچه تلاش و طلب از شماست «تَبْتَغُوا» امّا رزق، فضل خداوند است. «فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ»

۴. رزق‌رسانی، از شئون ربوبیّت الهی است. «فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ»

۵. در رزق‌رسانی، دست خداوند باز است. کلمۀ «فضل» نکره آمده است. «فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ»

۶. انجام عبادات باید طبق دستور باشد. «وَ اذْکُرُوهُ کَما هَداکُمْ»

۷. توجّه به توفیق الهی از یک‌سو و خطاها و گناهان گذشتۀ خود از طرف دیگر، عشق و علاقۀ انسان را به الطاف خداوند زیاد می‌‏کند. «هَداکُمْ وَ إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ»

۸. سابقۀ خودتان را فراموش نکنید، او بود که شما را هدایت کرد. «إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ»

تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۹ - تفسیر نور:

«ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» سپس از همانجا که مردم کوچ می‌کنند، کوچ کنید و از خداوند طلب آمرزش نمایید که خداوند آمرزندۀ مهربان است.

نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۹:

در این آیه ضمن دستور به حرکت دسته‌‌جمعی همراه مردم، به اهل مکّه تذکّر می‌دهد مبادا خیال کنید که چون اهل حرم یا از قبیلۀ قریش و امثال آن هستید باید حرکات عبادی شما با دیگران فرقی داشته باشد، این خودبزرگ‏‌بینی‌‏ها را کنار گذاشته و همچون عموم مردم باشید.

اساساً یکی از آثار و فلسفه‏‌های حج، کنار زدن امتیازات پوشالی است. در آنجا انسان از کفش، کلاه، لباس، همسر و مسکن خود می‏ گذرد و قطره‌‌ای می‏‌شود که به دریا ملحق شده است.

در این آیه، دوبار و در آیۀ قبل یک مرتبه کلمۀ «افاضة» به کار رفته که به‌معنای حرکت دسته‌جمعی است، این تکرار و اصرار نشان می‏‌دهد که حرکت دسته‌جمعی در انجام عبادات ارزشمند است.

استغفار و ذکر خداوند، بهترین اعمال عرفات و مشعر است.

گرچه در این سرزمین‏‌ها اصل توقّف، شرط است و هیچ عمل دیگری واجب نیست، امّا در این آیات، قرآن ما را به ذکر خدا و یاد سوابق پرخطا و اشتباه خود و طلب آمرزش دربارۀ گذشتۀ خویش دعوت می‌‏کند. مگر می‌‌‌‏توان در سرزمینی که اولیای خدا اشک ریخته‌‏اند بی‌‏تفاوت نشست.

پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۹۹:

۱. امتیازطلبی، تحت هر نام و عنوانی، ممنوع است. «أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاسُ»

۲. حرکت دسته‌جمعی، ارزش دارد. «أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاسُ»

۳. هرگز مأیوس نشویم، گذشته‌‏ها هر چه باشد استغفار چاره‏‌ساز است؛ زیرا او غفور و رحیم است. «وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۰ - تفسیر نور:

«فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» پس چون مناسک (حج) خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید؛ همانگونه که پدران خویش را یاد می‌کنید، بلکه بیشتر و بهتر از آن. پس بعضی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: خداوندا! به ما در دنیا عطا کن. آنان در آخرت بهره‌‌ای ندارند.

نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۰:

گروهی از اهل مکّه، بعد از پایان مراسم حج در محلّی اجتماع کرده و با یاد کردن پدران و نیاکان خود به آنان افتخار و مباهات می‌‏کردند.

قرآن دستور می‌دهد به‌جای تفاخر به پدران و نیاکان، خدا را یاد کنید و از نعمت‌‏ها و توفیقات او سخن بگویید و در این کار جدّی‌‏تر باشید. «تفسیر مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۵۲۹» «نور‌الثقلین، ج ۱، ص ۱۹۸»

یاد هر کس یا هر چیز، نشانۀ حاکمیّت آن بر فکر انسان است. کسی‌که یاد نیاکان را دارد و به آنان افتخارمی‏‌کند، فکر و فرهنگ آنان را پذیرفته است و این یادکرد می ‌تواند فرهنگ جاهلی را بر جامعه حاکم کند.

به‌همین‌دلیل حضرت موسی گفت: من گوسالۀ طلایی و پُرقیمت سامری را آتش می‌زنم و خاکسترش را به دریا می‌ریزم؛ زیرا تماشای آن، فرهنگ و تفکّر شرک را در انسان زنده می‌کند.

پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۰:

۱. جهت‌‏دهی به ایّام فراغت، یکی از وظایف مربّی است. «فَإِذا قَضَیْتُمْ» «فَاذْکُرُوا اللَّهَ»

۲. یاد خدا، هم از نظر کمّیّت باید کثیر باشد «وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً» و هم از نظر کیفیّت، عاشقانه و خالصانه. «أَشَدَّ ذِکْراً»

۳. سطحی‌‏نگر نباشیم. گروهی در بهترین زمان‌‏ها و مکان‏‌ها، تنها دعای آنها رسیدن به زندگی کوتاه مادّی است. «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»
تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۱ - تفسیر نور:

«وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِناعَذابَ النَّارِ» (اما) بعضی از مردم می‌گویند: پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۱:

یکی از راه‌های شناخت مردم، آشنایی با آرزوها و دعاهای آنان است.

در آیۀ قبل، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنیا بود و کاری به خیر و شرّ آن نداشتند.

ولی در این آیه درخواست گروه دوّم از خداوند، «حَسَنَةً» است در دنیا و آخرت.

در دیدگاه گروه اوّل دنیا به‌خودی‌خود مطلوب است، ولی در دید گروه دوّم دنیایی ارزشمند است که حسنه باشد و به آخرت منتهی گردد.

در روایات نمونه‏‌ها و مصادیقی برای نیکی‌‏های دنیا و آخرت نقل شده است؛ ولی حسنه در انحصار چند نمونه نیست. «تفسیر نورالثّقلین، ج ۱، ص ۱۹۹»

در قرآن مجید ۱۱۵ مرتبه کلمۀ «دنیا» به کار رفته و ۱۱۵ مرتبه کلمۀ «آخرت» استعمال شده است و این یک تصادف نیست. البتّه این به‌معنای آن نیست که اهمیّت دنیا و آخرت هر دو یکسان است.

در دعاها، هدف‌‌های کلّی مطرح شود و تعیین مصداق به‌عهدۀ خداوند گذاشته شود. ما از خداوند حسنه و سعادت می‌خواهیم، ولی در اینکه رشد و صلاح ما در چیست؟ آن را به‌عهدۀ خداوند می‌‌گذاریم. چون ما به‌خاطر محدودیّت‌های علمی و عدم آگاهی از آینده و ابعاد روحی خودمان، نمی‌‌توانیم مصادیق جزئی را تعیین بنماییم.

به‌همین‌جهت توصیه شده است از خداوند وسیلۀ کار را نخواهید، خودِ کار را بخواهید. زیرا ممکن است خداوند از وسیلۀ دیگری که به فکر و ذهن ما نمی‌‏آید، کاری را برای ما محقّق سازد.

مثلًا از خداوند توفیق زیارت حج را بخواهید، امّا نگویید: خدایا مالی به من بده تا به مکّه بروم. چون خداوند گاهی سبب را به گونه‌‏ای قرار می‌‏دهد که ما فکر آن را نمی‌کردیم.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۱:

۱. دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند، به شرط آنکه انسان به‌دنبال حسنه و نیکی باشد. «فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»

۲. هر رفاهی مذموم نیست، بلکه زندگانی نیکو، مطلوب نیز هست. «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً»

۳. دوزخ، حساب جدایی دارد. با اینکه از خداوند نیکی آخرت را می‌‏خواهند، ولی برای نجات از آتش، جداگانه دعا می‌کنند. «قِنا عَذابَ النَّارِ»

در دعاها برای نجات از آتش، اصرار و تکرار عجیبی است.

مثلاً در دعای مجیر حدود هفتاد بار می‌خوانیم: «اجِرنا مِن النار یا ربّ» پروردگارا! ما را از آتش جهنّم نجات بده.

و یا در دعای جوشن‌کبیر که صد بند دارد در پایان هر بند آن می‌گوییم: «خَلّصنا من النّار یا ربّ»
تفسیر صفحۀ ۳۱ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۲ - تفسیر نور:

«أُولئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسابِ» آنها از کسب (و دعای) خود بهره و نصیبی دارند و خداوند به‌سرعت به حساب هر کس می‌رسد.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۲:

به «بهره»، «نَصِیبٌ» می‌‏گویند. گویا سهمی را برای انسان نصب کرده‌‏اند.

بهرۀ مؤمنان تنها به‌خاطر دعای «رَبَّنا آتِنا» نیست، بلکه به خاطر تلاش و کسب آنان نیز بوده است. و این به ما هشدار می‏‌دهد که الطاف خداوند به کسانی می‌‏رسد که به همراه دعا، تلاش و کوشش نیز بکنند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۰۲:

۱. بهرۀ انسان در قیامت، تنها از بعضی کارهای خویش است، نه تمام آنها. «مِمَّا کَسَبُوا» چه بسیار کارهایی که انسان می‌‏کند، ولی به‌خاطر نداشتن قصد قربت و نیّت خالص، در قیامت از آن بهره نمی‌‏برد.

۲. بدون کسب و تلاش، بهره‌ای نیست. «لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا»

۳. پاداش سریع، یک امتیاز است. «سَرِیعُ الْحِسابِ»

حضرت علی علیه‌السّلام می‏‌فرماید: خداوند حساب همۀ خلق را یک‌‏باره می‌‌رسد، همانگونه که همۀ مردم را دفعتاً رزق می‌‏دهد. «تفسیر مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۵۳»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۳۱۳ - ۳۲۰.

*****************

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۱۲۵تا۱۲۶



فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۱۲۵﴾

۱۲۵- آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند سینهاش را براى (پذیرش ) اسلام گشاده مى سازد و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش ) بخواهد گمراه سازد سینهاش را آنچنان تنگ مى سازد که گویا مى خواهد به آسمان بالا برود، اینچنین خداوند پلیدى را بر افرادى که ایمان نمى آورند قرار میدهد.

Whomsoever Allah desires to guide, He expands his chest to Islam (submission). Whomsoever He desires to lead astray, He makes his chest narrow, tight, as though he were climbing to heaven. As such Allah lays the scourge on the unbelievers. (125)

وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّکَ مُسْتَقِیمًا قَدْ فَصَّلْنَا الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ ﴿۱۲۶﴾

۱۲۶- و این راه مستقیم (و سنت جاویدان ) پروردگار تو است ، ما آیات خود را براى کسانى که پند مى گیرند بیان کردیم .

This is the Path of your Lord, a Straight Path. We have made plain Our verses to a nation who remember. (126)

لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۱۲۷﴾

127 - براى آنها خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود، و او ولى و یار و یاور آنها است بخاطر اعمال (نیکى ) که انجام مى دادند.

Theirs is the abode of peace with their Lord. He is their Guardian for what they did. (127)

تفسیر
امدادهاى الهى :
در تعقیب آیات گذشته که در زمینه مؤ منان راستین ، و کافران لجوج ، بحث مى کرد در این آیات مواهب بزرگى را که در انتظار دسته اول ، و بى توفیقیهائى را که دامنگیر دسته دوم مى شود شرح مى دهد
نخست مى گوید: هر کس را خدا بخواهد هدایت کند سینه اش را براى پذیرش حق گشاده مى سازد و آن کس را که بخواهد گمراه سازد سینه اش را آنچنان تنگ و محدود مى کند که گویا مى خواهد به آسمان بالا رود (فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدرة للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فى السماء).
و براى تاکید این موضوع اضافه مى کند خداوند اینچنین ، پلیدى و رجس را، بر افراد بى ایمان قرار مى دهد و سراپاى آنها را نکبت و سلب توفیق فرا خواهد گرفت (کذلک یجعل الله الرجس على الذین لا یؤ منون )
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
۱ - کرارا گفته ایم که منظور از هدایت و اضلال الهى فراهم ساختن یا از میان بردن مقدمات هدایت در مورد کسانى است که آمادگى و عدم آمادگى خود را براى پذیرش حق با اعمال و کردار خویش اثبات کرده اند.
آنان که پویندگان راه حقند و جویندگان و تشنگان زلال ایمان ، خداوند چراغهاى روشنى فرا راه آنها قرار مى دهد تا براى بدست آوردن این آب حیات در ظلمات گم نشوند، اما آنها که بى اعتنائى خود را نسبت به این حقایق ثابت کرده اند از این امدادهاى الهى محروم و در مسیر خود با انبوهى از مشکلات روبرو مى گردند و توفیق هدایت از آنها سلب مى شود.
بنابراین نه دسته اول در پیمودن این مسیر مجبورند و نه دسته دوم در کار خود، و هدایت و ضلالت الهى در واقع مکمل چیزى است که خودشان خواسته اند و انتخاب کرده اند.
۲ - منظور از صدر (سینه ) در اینجا روح و فکر است و این کنایه در بسیارى از موارد به کار میرود، و منظور از شرح (گشاده ساختن ) همان
وسعت روح و بلندى فکر و گسترش افق عقل آدمى است ، زیرا پذیرا شدن حق ، احتیاج به گذشتهاى فراوانى از منافع شخصى دارد که جز صاحبان ارواح وسیع و افکار بلند آمادگى براى آن نخواهند داشت .
۳ - حرج (بر وزن حرم ) به معنى تنگى فوق العاده و محدودیت شدید است ، و این حال افراد لجوج و بى ایمان است که فکرشان بسیار کوتاه و روحشان فوق العاده کوچک و ناتوان است ، و کمترین گذشتى در زندگى ندارند.
۴ - یک معجزه علمى قرآن :
تشبیه اینگونه افراد به کسى که مى خواهد به آسمان بالا رود از این نظر است که صعود به آسمان کار فوق العاده مشکلى است ، و پذیرش حق براى آنها نیز چنین است .
همانطور که در گفتار روزمره گاهى مى گوئیم این کار براى فلان کس آنقدر مشکل است که گویا مى خواهد به آسمان برود یا مى گوئیم : به آسمان بروى از این کار آسانتر است .
البته آنروز پرواز به آسمان براى بشر یک تصور بیش نبود ولى حتى امروز که سیر در فضا عملى شده است باز از کارهاى طاقت فرساست و همیشه فضانوردان با انبوهى از مشکلات شدید روبرو هستند.
ولى معنى لطیف ترى براى آیه نیز به نظر مى رسد که بحث گذشته را تکمیل مى کند و آن اینکه : امروز ثابت شده که هواى اطراف کره زمین در نقاط مجاور این کره کاملا فشرده و براى تنفس انسان آماده است ، اما هر قدر به طرف بالا حرکت کنیم هوا رقیقتر و میزان اکسیژن آن کمتر مى شود به حدى که اگر چند کیلومتر از سطح زمین به طرف بالا (بدون ماسک اکسیژن ) حرکت کنیم تنفس کردن براى ما هر لحظه مشکل و مشکلتر مى شود و اگر به پیشروى ادامه دهیم تنگى نفس و کمبود اکسیژن سبب بیهوشى ما مى گردد، بیان
این تشبیه در آن روز که هنوز این واقعیت علمى به ثبوت نرسیده بود در حقیقت از معجزات علمى قرآن محسوب میگردد.
۵-شرح صدر چیست ؟
در آیه فوق سعه صدر (گشادگى سینه ) یکى از مواهب بزرگ و ضیق صدر (تنگى سینه ) یکى از کیفرهاى الهى شمرده شده است همانطور که خداوند در مقام بیان یک موهبت عظیم به پیامبر خود میگوید، الم نشرح لک صدرک : آیا سینه تو را وسیع و گشاده نساختیم .
و این موضوعى است که با مطالعه در حالات افراد به خوبى مشاهد مى شود، بعضى روحشان آنچنان باز و گشاده است که آمادگى براى پذیرش هر واقعیتى - هر چند بزرگ باشد - دارند، اما به عکس بعضى روحشان آنچنان تنگ و محدود است که گویا راهى و جائى براى نفوذ هیچ حقیقتى در آن نیست . افق دید فکرى آنها محدود به زندگى روزمره و خواب و خور آنها است ، اگر به آنها برسد همه چیز درست است و اگر کمترین تغییرى در آن پیدا شود گویا همه چیز پایان یافته و دنیا خراب شده است !.
هنگامى که آیه فوق نازل شد از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پرسیدند شرح صدر چیست ؟ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: نور یقذفه الله فى قلب من یشاء فینشرح له صدره و ینفسح :نورى است که خدا در قلب هر کس بخواهد مى افکند و در پرتو آن ، روح او وسیع و گشاده مى شود.
پرسیدند: آیا نشانه اى دارد که با آن شناخته شود؟
فرمود: نعم ، الانابة الى دار الخلود و التجافى عن دار الغرور و الاستعداد للموت قبل نزول الموت : آرى نشانه اش توجه به سراى جاویدان و دامن
بر چیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن براى مرگ است (با ایمان و عمل صالح و تلاش و کوشش در راه حق ) پیش از آنکه مرگ فرا رسد.
در آیه بعد به عنوان تاکید بحث گذشته مى گوید:(این مطلب که مددهاى الهى شامل حال حق طلبان میگردد و سلب موفقیت به سراغ دشمنان حق میرود یک سنت مستقیم و ثابت و دگرگونی ناپذیر الهى است ) (هذا صراط ربک مستقیما).
این احتمال در تفسیر آیه نیز هست که (هذا) اشاره به اسلام و قرآن بوده باشد زیرا صراط مستقیم و راه راست و معتدل است .
در پایان آیه باز تاکید مى کند که : ما نشانه ها و آیات خود را براى آنها که دلى پذیرا و گوشى شنوا دارند شرح دادیم (قد فصلنا الایات لقوم یذکرون ).
در آیه بعد دو قسمت از بزرگترین موهبتهائى را که به افراد بیدار و حق طلب مى دهد بیان مى کند نخست اینکه :(براى آنها خانه امن و امان نزد پروردگارشان است ) (لهم دار السلام عند ربهم ).
و دیگر اینکه :(ولى و سرپرست و حافظ و ناصر آنها خدا است ) (و هو ولیهم ).
(و تمام اینها به خاطر اعمال نیکى است که انجام مى دادند) (بما کانوا یعملون ).
چه افتخارى از این بالاتر که سرپرستى و کفالت امور انسان را خداوند بر عهده گیرد و او حافظ و یار و یاورش باشد.
و چه موهبتى از این عظیمتر که (دار السلام ) یعنى خانه امن و امان است .
محلى که نه در آن جنگ است نه خونریزى ، نه نزاع است و نه دعوا، نه خشونت است و نه رقابتهاى کشنده و طاقت فرسا، نه تصادم منافع است و نه دروغ و افترا و تهمت و حسد و کینه و نه غم و اندوه ، که از هر نظر قرین آرامش است ، در انتظار انسان باشد.
ولى آیه مى گوید اینها را با حرف و سخن به کسى نمى دهند بلکه در برابر عمل ، آرى در برابر عمل !

منبع (ادامه ...):

https://t.me/fazylatha

امیرالمومنین امام علی (علیه السلام):

‌خداوند روزه را برای آزمایش اخلاص بندگان واجب کرد.

‌نهج‌البلاغه، حکمت252

لباس تنگ ذلت میآورد

سید بن طاووس در لهوف به این مطلب چنین اشاره کرده است:

« وَ قَالَ الْحُسَیْنُ (ع) ابْغُوا لِی ثَوْباً لَا یُرْغَبُ فِیهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِیَابِی لِئَلَّا أُجَرَّدَ مِنْهُ فَأُتِیَ بِتُبَّانٍ فَقَالَ لَا ذَاکَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ الذِّلَّةُ فَأَخَذَ ثَوْباً خَلَقاً فَخَرَقَهُ وَ جَعَلَهُ تَحْتَ ثِیَابِهِ فَلَمَّا قُتِلَ جَرَّدُوهُ مِنْهُ ...»؛

امام حسین(ع) فرمود: پیراهن کهنه ‏ای به من دهید تا زیر لباسم پوشیده مرا از آن برهنه نکنند. پیراهن تنگی آورده شد، فرمود: این نه، زیرا این لباس اهل ذلّت است. بعد پیراهن کهنه ‏ای را بگرفت و پاره‏ اش کرد و زیر لباسش پوشید و بعد از شهادت وی را از آن هم برهنه کردند و بردند ...

امام باقر (علیه السلام) :

کسی به ولایت ما نمیرسد، مگر با عمل شایسته و ترک گناه.

وسائل‌الشّیعه ج۱۱ ص۱۹۶

کسی که گناهانش را به رویش نمی آورند...

حضرت امام صادق علیه السلام

منْ قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَمْ یُعَرِّفْهُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ سَیِّئَاتِه‏ («کافی» ج 5 ص 54) ️هرکس در راه خدا کشته شود، خدا هیچ یک از گناهانش را به او نشان نمی دهد.

منبع (ادامه مطلب ...):

https://t.me/fazylatha

حسن بن علی وشاء گوید از حضرت ابوالحسن الرضا علیه السلام شنیدم که می فرمود:

انّ لکل امام عهداً فی عنق اولیائه وشیعته، و انّ من تمام الوفا بالعهد و حسن الأداء زیارة قبورهم، فمن زارهم رغبة فی زیارتهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه کانت ائمتهم شفعاءهم یوم القیامة (همان، 1404ق، ج1، ص291).

برای هر امامی بر گردن دوستان و شیعیانش پیمانی هست و از جمله شرایط وفای به عهد و ادای آن، زیارت قبرهای آن امامان است. پس کسی که با رغبت و علاقه و از روی تصدیق و تأیید آنچه آنان در آن رغبت دارند، زیارت کند، آن امامان روز قیامت شفیع آنها خواهند بود.

قدرت جمهوری اسلامی دشمنان را عصبانی و عاجز کرده

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای: از این عصبانیت بمیر! باید خسته نشد، باید ناامید نشد، باید از عربده‌های دشمن خوف نکرد. برادران عزیز، خواهران عزیز! راز ماندگاری اینها است... همین پیشرفتها است که دشمن را عصبانی میکند، ‌دشمن را خشمگین میکند. قرآن فرمود: قُل موتوا بِغَیظِکُم‌؛ همین را مرحوم شهید بزرگوارمان [بهشتی] ترجمه کرد [و گفت]: «از این عصبانیت بمیر»!» 1401/11/26

 حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای: «رسانه‌های جورواجورِ بدخواه، اصرارشان این است که ثابت کنند ملّت ایران از اعتقادات دینی روگردان شده، از احساسات انقلابی روگردان شده. اصرار دارند؛ این را بارهاوبارها آنها میگویند، یک دنباله‌هایی هم اینجا دارند که اینها هم میگویند؛ در فضای مجازی میگویند، در روزنامه میگویند... یک نفری که دچار غفلت باشد و فکر نکند، قبول میکند، باور میکند؛ امّا شب قدر شد، ناگهان شما می‌بینید جلسات امسال از پارسال پُرشورتر است؛ تضرّع و گریه و ابتهال و حضور جوانها و اشک جوانها در این جلسات از پارسال بیشتر است؛ [راه‌پیمایی] روز قدس میشود، جمعیّت از پارسال فشرده‌تر است؛ [راه‌پیمایی] بیست‌ودوّم بهمن میشود، جمعیّت دو برابر پارسال است. یعنی خلاف آنچه او میگوید وجود دارد، امّا او وسوسه‌ی خودش را میکند. من گفتم «مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنّاس * اَلَّذی یُوَسوِسُ فی صُدورِ النّاس * مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاس»، «ناس» همینها هستند که دائم در حال وسوسه‌اند.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ماه رمضان بهار معنویّت و عبادت است که دارد تمام میشود دیگر، منتها ماه‌رمضان‌های دیگری ان‌شاءالله شما در پیش دارید؛ ده‌ها ماه رمضان شما جوانها در پیش دارید، باید استفاده کنید... جوانی هم بهار است، بهار عمر است. پس جوان در ماه رمضان بهار مضاعف دارد، بهار در بهار دارد؛ از این استفاده کنید. خیلی فرق است بین بهره‌ای که شما میتوانید از شب قدر ببرید با کسی که در سنین بنده و امثال بنده است؛ شما خیلی بیشتر میتوانید استفاده کنید؛ این را مغتنم بشمرید.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

 حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای: «در گذشته استعمارگران با حرکت نظامی وارد کشورها میشدند. ... این تاکتیک، این حرکت امروز از کار افتاده است ... آمریکا در افغانستان و در عراق این را تجربه کرد؛ دید که با نیروی نظامی کاری پیش نمیرود؛ ... امروز کار آنها عبارت است از تزویر، تحریف، دروغ‌گویی، وسوسه کردن، خلاف واقع نمایی، تحقیر ملّتها، بدبین کردن ملّتها به خود، پنهان کردن توانایی‌ها و برجستگی‌ها و درخشانی‌های ملّتها... من چند روز قبل از این گفتم که ما در شناخت حرکت دشمن و تاکتیک دشمن و روش دشمن در دشمنی باید بِه‌روز باشیم. راه ابطال این روشها را به ‌دست بیاوریم. ملّت بحمدالله هوشیار است، هوشمند است؛ شما تا امروز دشمن را شکست داده‌اید، بعد از این هم به حول و قوّه‌ی الهی دشمن را شکست خواهید داد.» ۱۴۰۲/۰۲/۰۲

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:  «در مورد شناخت نقشه و راهبرد دشمن، بِروز باید باشیم؛ همه‌ی ما باید بِروز باشیم. ... امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه میگوید. مَن نامَ لَم یُنَم عَنه‌! این‌‌جور نیست که اگر شما در سنگر خوابت برد، در سنگر دشمن هم خواب غلبه کرده باشد و او هم خوابش برده باشد؛ نه.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

راه روشن انقلاب

جوانهای عزیز! راه روشن را با جدّیّت دنبال کنید؛ راه روشن انقلاب و اسلام و کشور و نظام و مانند اینها را با جدّیّت دنبال بکنید؛ کشور به شماها نیاز دارد. در این راه، احتیاج دارید به آرمان‌خواهی ـ یکی از این چند چیزی که واقعاً به آن نیاز است، آرمان‌خواهی است ـ احتیاج دارید به امید، احتیاج دارید به عقلانیّت. این جور است. آرمان‌خواهی یعنی همان نگاه به افقهای دور که اشاره کردم؛ این اگر نباشد، حرکت امکان ندارد؛ «آرمان‌خواهی» موتور پیشران حرکت است؛ «امید» سوخت این موتور است؛ اگر امید نباشد، این موتور حرکت نمیکند، آرمان‌خواهی در دلش میماند و غصّه‌اش را میخورد اگر امید وجود نداشته باشد؛ «عقلانیّت» هم فرمان این موتور است؛ باید با عقلانیّت فکر کنید و خردورزی کنید و پیش بروید.

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

«انتظار فرج یعنی همه‌ی سختی‌ها قابل برداشته شدن و برطرف شدن است. نه اینکه بنشینید انتظار بکشید؛ [بلکه] دل شما گوش‌به‌زنگ باشد. همین‌طور که در قضیّه‌ی حضرت موسیٰ به مادرش گفته شد: اِنّا رادُّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین‌؛ این بچّه را به تو برمیگردانیم و او را هم از مرسلین قرار میدهیم و نجاتتان خواهد داد؛ این، بنی‌اسرائیل را مستحکم کرد. بنی‌اسرائیل در مصرِ فرعونی، سالهای متمادی، مقاومت کردند... همین مقاومت بود که موسیٰ را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد؛ این، انتظارِ فرج است... انتظار فرج یعنی این، یعنی آماده بودن، فکر کردن، بن‌بست نپنداشتن؛ بن‌بست‌انگاری خیلی چیز بدی است. این معنای انتظار فرج است... انتظار فرج فقط این نیست که منتظر بنشینیم دعا کنیم که خدا حضرت را برساند؛ که البتّه این یکی از کارهای واجب است... امّا فقط این نیست... انتظار فرجِ خوردن نان با رفتن به نانوایی و خریدن نان و آوردن است دیگر، وَالّا با نشستن که نان خودش نمی‌آید. باید یک حرکتی انجام بگیرد تا اینکه انتظار فرج انجام بگیرد.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

غزه، قهرمان مردم دنیا

«امروز دنیا تحت تأثیر مبارزات مردم غزّه و فلسطین است. دنیا به این مردم به چشم قهرمان نگاه میکند؛ اینها قهرمانند. مردم دنیا دو چیز را در مورد مردم غزّه و فلسطین، در کنار هم قبول دارند: یکی اینکه اینها مظلومند، یکی اینکه اینها پیروزند؛ هیچ کس امروز در دنیا نیست که تصوّر کند رژیم غاصب خبیث صهیونیست، در جنگ غزّه پیروز شده؛ همه میگویند شکست خورده است.» 1402/10/26

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

حتی النصر باذن الله

ملّت یمن و دولت انصاراللّه هم انصافاً کار بزرگی انجام دادند؛ کاری که آنها در پشتیبانی از مردم غزّه انجام دادند، حقّاً و انصافاً در خور تحسین و تمجید است؛ اینها به مجاری حیاتی رژیم صهیونیستی ضربه زدند. آمریکا تهدید کرد، از آمریکا نترسیدند! این[جوری] است دیگر؛ وقتی که انسان از خدا بترسد، از غیر خدا نمیترسد. کارشان حقّاً و انصافاً مصداق جهاد فی‌سبیل‌اللّه است و امیدواریم ان‌شاءاللّه این مجاهدتها، این مقاومتها، این فعّالیّتها ادامه پیدا کند، حتّی النّصر باذن اللّه تعالی

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

اتکاء به حضور مردم، درس ماندگار امیرالمومنین (ع)

مردم، در نگاه اسلام، در نگاه قرآن، با توجّه به مجموعه‌ی احکام اسلامی، خیلی مورد توجّهند در تحرّک جامعه‌ی اسلامی، مجتمع اسلامی و حیات مجتمع اسلامی؛ نقش برجسته‌ای دارند... در فرمایش امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در آن جمله‌ی معروف که «لَو لا حُضورُ الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِر ... لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلىٰ غارِبِها»، هم نقش مردم مورد تذکّر قرار گرفته است، هم حقّ مردم... در خطبه‌ی مربوط به صفّین، این عبارت امیرالمؤمنین عبارت خیلی مهمّی است؛ میفرماید که «وَ لَیسَ امرُؤٌ وَ اِن عَظُمَت فِی الحَقِّ مَنزِلَتُهُ وَ تَقَدَّمَت فِی الدّینِ فَضیلَتُهُ بِفَوقِ اَن یُعانَ عَلىٰ ما حَمَّلَهُ اللَهُ مِن حَقِّه»؛ هر مقداری [هم] که ارزش ذاتی و وجودی و علمی و دینی کسی بالا باشد، هیچ کس نیست که محتاج کمک مردم نباشد... رسیدن به هدفهای اسلامی ــ حالا اسمش را بگذارید «نظام اسلامی»، در نهایت «تمدّن اسلامی» ــ جز با حضور مردم، جز با توجّه و مبادرت مردم امکان‌پذیر نیست؛ باید مردم بخواهند، مردم بیایند، مردم اقدام کنند. 1402/10/26

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای: «مسئولان کشورهای اسلامی گاهی اجتماع میکنند حرفی میزنند، گاهی مصاحبه‌ای میکنند یک چیزی میگویند، [امّا] کاری که باید بکنند انجام نمیگیرد... شما می‌نشینید چیزی را تصویب میکنید که در اختیار شما نیست. چیزهایی هست که در اختیار شما است، آنها را تصویب نمیکنید؛ آن چیست؟ قطع شریانهای حیاتی رژیم صهیونیستی؛ این در اختیار شما است. شما میتوانید کمک نکنید، پشتیبانی نکنید، ارتباط سیاسی و اقتصادی را قطع کنید؛ این کارها را میتوانید بکنید. این، آن دشمن را تضعیف خواهد کرد، او را از میدان خارج خواهد کرد؛ این کار دست شما است؛ این را تصویب کنید. متعرّضِ این نمیشوند، یک چیزی را تصویب میکنند که در اختیارشان نیست! ولی در عین حال، با همه‌ی اینها، همان‌طور که خدای متعال فرموده: اِنَّ اللَهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون‌ خدا با مردمِ مؤمن است؛ هر جا خدا باشد، پیروزی هست. البتّه سختی‌ها وجود دارد... امّا پیروزی قطعی است.» ۱۴۰۲/۱۱/۰۳

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

هدف: قطع شریان رژیم کودک‌کش

«مسئولان کشورهای اسلامی گاهی اجتماع میکنند حرفی میزنند، گاهی مصاحبه‌ای میکنند یک چیزی میگویند، [امّا] کاری که باید بکنند انجام نمیگیرد. اعلان میکنند که باید آتش‌بس انجام بگیرد؛ خب آتش‌بس دست شما که نیست، آتش‌بس دست آن خبیث است، دست آن دشمن است، و نمیکند. شما می‌نشینید چیزی را تصویب میکنید که در اختیار شما نیست. چیزهایی هست که در اختیار شما است، آنها را تصویب نمیکنید؛ آن چیست؟ قطع شریانهای حیاتی رژیم صهیونیستی؛ این در اختیار شما است. شما میتوانید کمک نکنید، پشتیبانی نکنید، ارتباط سیاسی و اقتصادی را قطع کنید؛ این کارها را میتوانید بکنید. این، آن دشمن را تضعیف خواهد کرد، او را از میدان خارج خواهد کرد؛ این کار دست شما است؛ این را تصویب کنید. متعرّضِ این نمیشوند، یک چیزی را تصویب میکنند که در اختیارشان نیست!» 1402/11/03

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

مبارزه هویتی انقلاب

«انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند... اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است... هضم شدن و حل شدن در فرهنگ کفر و استکبار، قبل از پهلوی‌ها شروع شد، از دوران قاجار شروع شد... اینها فرهنگ غربی را گرفتند و با نفوذی که در جامعه داشتند ــ یعنی نفوذ مالی و قدرتی و پولی و مانند اینها ــ بتدریج [آن را] در بین مردم رایج کردند. نوبت به پهلوی‌ها که رسید، به اوج رساندند این فساد را، این بیماری مسری را، برای اینکه بتوانند کشور را به معنای واقعی کلمه به قدرتهای غربی وابسته و آویزان بکنند... واقعاً خدا به ملّت ایران رحم کرد که این انقلاب رخ داد؛ وَالّا با آن وضعی که اینها داشتند پیش میرفتند، وضع کشور ما خیلی‌خیلی بدتر از همه‌ی کشورهای وابسته‌ای که ما می‌شناسیم میشد... مبارزه‌ای که با انقلاب انجام گرفت مبارزه‌ی هویّتی بود، مبارزه‌ی موجودیّتی بود؛ هویّت ملّت ایران، موجودیّت ملّت ایران، تاریخ ملّت ایران داشت نابود میشد و جلویش گرفته شد. اینهایی که در این راه کشته شدند، در این راه کشته شده‌اند؛ آنهایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ به هر نوع شهادتی ــ در این راه شهید شده‌اند، این‌جور به شهادت رسیده‌اند؛ این چیز کوچکی نیست... بنابراین، شهدای ما جزو برترین‌ها هستند.» 1402/11/03

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

وجود مشکلات خارجی مانند تحریم‌ها و خصومت‌های بدخواهان:

این موارد بی‌تردید ضربه‌زننده است و برای کشور مشکلاتی ایجاد می‌کند اما از همین مسائل نیز می‌توان فرصت ساخت، همچنان‌که جوانان ما از این فرصت استفاده کردند و امروز به تسلیحات نظامی و یا دستاوردهای علمی خیره‌کننده‌ای مانند پیشرفت در بخش فضایی و پرتاب ماهواره‌ای مانند ثریا دست پیدا کرده‌ایم که اگر تحریم‌ها نبود، امروز این دستاوردها را نداشتیم ... 10 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

نقش‌آفرینی مردم تهران در حوادث 150 سال اخیر و هم‌چنین الهام‌بخش بودن تهران در حوادث انقلاب اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب:

تهرانِ پیشگام و انقلابی، شناسنامه واقعی این شهر بزرگ است که باید حوادث و جزئیات آن تدوین و برای نسل جوان تبیین شود ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

شجاعت، غیرت، دینداری، استقلال‌طلبی و دشمن‌ستیزی ملت ایران:

همه این خصوصیات در تهران قابل مشاهده است و مردم تهران حداقل از یک قرن و نیم اخیر در همه مبارزات سیاسی بر ضد ظلم و استبداد و استعمار، پیشرو بوده‌اند ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

تلاش‌های گسترده‌ در دوران پهلوی‌ها برای تغییر هویت ملی و اسلامی تهران: ه‌رغم همه این تلاش‌ها، تهران در قضایای انقلاب اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب نقش‌آفرین و الهام‌بخش برای همه کشور بود ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

برترین شهدا شهدای انقلاب اسلامی:

یکی از نکاتی که باید در مراسم بزرگداشت شهدا به آن توجه شود، جایگاه شهیدان انقلاب است زیرا این شهیدان در مسیری به شهادت رسیدند که مانع از هضم شدن ایران و دنیای اسلام در فرهنگ کفر و استکبار شد و امروز شاهد تاثیرات شگرف آن در دنیای اسلام هستیم ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

نظام اسلامی هیچ دستورالعملی برای صدور انقلاب ندارد:

انقلاب هم‌چون هوای خوش بهاری و هم‌چون بوی گل است که نمی‌توان جلوی آن را گرفت و به صورت طبیعی منتشر می‌شود ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

خون شهیدان تضمین‌کننده ثبات انقلاب:

امروز نیز شهیدان ما را در مسیر انقلاب نگه داشته‌اند و هر زمانی که مقداری احساس سستی می‌شود، نام و یا حرکت و یا شهادت یک شهید، موجب تجدید قوای ملت می‌شود، همان‌گونه که شاهد حرکت سراسری ملت ایران در شهادت سردار سلیمانی بودیم ...

دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید تهران بزرگ 11 /بهمن/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

شتاب‌دهنده پیروزی انقلاب

نوزدهم بهمن سال 1357... حقّاً حادثه‌ی شگفت‌انگیزی بود... حکمتها و عبرتها و درسهای آن حادثه تمام‌شدنی نیست. کارِ برای خدا و شجاعانه و با از‌خود‌گذشتگی همین‌جور است؛ بابرکت میشود. خدای متعال به همه‌ی کارهایی که برای او انجام میگیرد، برکت میدهد. «برکت میدهد» یعنی چه؟ یعنی تأثیراتش، منافع و فوایدش تمام نمیشود، ادامه دارد؛ این «برکت» معنایش این است. آن حادثه هم همین‌جور است... این پیشگامی‌ای که انجام گرفت شتاب‌دهنده‌ی انقلاب شد ... 1402/11/16

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

خواص و انتخابات پرشور

مسئله‌ی انتخابات در پیش است؛ خواص میتوانند نقش ایفا کنند. مطمئنّاً [اگر] انتخابات در داخل کشور هرچه پُرشورتر صورت بگیرد، قدرت ملّی را بیشتر نشان میدهد و قدرت ملّی امنیّت ملّی می‌آورد؛ یعنی وقتی جبهه‌ی دشمن نگاه میکند حضور مردم را میبیند، قدرت نظام را مشاهده میکند و میبیند این کشور، کشور قدرتمندی است، مردم حاضر و آماده‌اند، تهدید دشمن خنثی میشود؛ یعنی اقتدار ملّی امنیّت ملّی را به وجود می‌آورد؛ این چیز خیلی باارزش و مهمّی است. اینجا خواص میتوانند نقش‌آفرینی کنند، انتخابات را پُرشور کنند ... 1402/11/16

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

برنامه بعثت؛ تعلیم و تزکیه

در قرآن، در آیات مختلفی مشخّص شده؛ یکی از آیات، همین آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه است: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِّیّینَ رَسولاً مِنهُم یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة. برنامه‌ی عمل این است. یَتلوا عَلَیهِم آیاتِه؛ اوّلین کار، باز کردنِ درِ ارتباط با غیب و با الوهیّت است... بعد که بشر از این چهاردیواریِ محدود و تنگِ مادّه خارج شد، «یُزَکّیهِم» است؛ تزکیه. تزکیه به معنای تعالی بخشیدن و رشد دادن از طریق رفع معایب و نقایص است... بعد از آنکه مسئله‌ی تزکیه مطرح میشود،‌ مسئله‌ی تعلیم است ... 1402/11/19

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

انقلاب اسلامی؛ اجابت بعثت پیامبر(ص) از سوی مردم

امام بزرگوار سخن پیغمبر را، بعثت پیغمبر را برای مردم بیان کرد، از مردم مجاهدت را مطالبه کرد، مردم هم اجابت کردند، این حرکت عظیم اتّفاق افتاد، این کار بزرگ انجام گرفت. در ادامه هم، مردم ما به توفیق الهی، به فضل پروردگار، در راه درست حرکتشان را ادامه دادند، موفّقیّتهایی به دست آمده؛ یک جاهایی هم کوتاهی کردیم، ناموفّق شدیم... این سنّت ادامه دارد، این سنّت همیشگی است... ما باید اجابت کنیم. در روز عید مبعث، سالگرد مبعث، به این نکته باید توجّه کنیم که ما هم مورد خطاب بعثت نبیّ مکرّم اسلام هستیم ... 1402/11/19

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

حادثه غزه؛ خط بطلانی بر نظم امروز جهان

مصیبت غزّه متأسفانه ادامه دارد این مصیبت مصیبت دنیای اسلام است بلکه بالاتر، مصیبت بشریت است. این نشان دهنده‌ی این است که نظم کنونی جهانی چقدر نظم باطلی است... بخش مهمی از قدرتهای جهانی امروز پشت دستهای جنایتکار و به خون آلوده‌ی رژیم صهیونیستی هستند که طرف مقابلش نه مبارزان، کودکان، زنان، بیماران، بیمارستانها خانه‌های مردم است آمریکا پشت سر اینها است انگلیس پشت سر اینها است کشورهای اروپایی خیلی‌شان پشت سر اینهایند؛ تبعه‌ی اینها هم همین جور... بطلان نظم جهانی را از همین حادثه غزه میشود فهمید و این ماندنی ،نیست این قابل دوام نیست این از بین خواهد رفت حادثه غزه تمدن غربی را و فرهنگ غربی را رسوا کرد در دنیا نشان داد که اینها تمدنشان یک تمدنی است که در او آنچنان بی‌رحمی‌ای رواج دارد و مجاز است که جلوی چشم داریم میبینیم که بیمارستان را میزنند در یک شب صدها نفر را به قتل میرسانند در ظرف سه چهار ماه نزدیک به سی هزار نفر را که اغلب آنها هم زن و کودک هستند در یک منطقه ای به قتل میرسانند و پشت سرشان اینها است پشت سر رژیم صهیونیستی آمریکا است خود صهیونیستها هم این را میگویند اعتراف میکنند؛... راه حل فقط همین است که قدرتهای بزرگ جهانی خودشان را کنار بکشند قدرتهای طرفدار غرب خودشان را کنار بکشند از این قضیه و مبارزان فلسطینی خودشان میدانند چجوری اداره کنند میدان را کما اینکه تا امروز اداره کردند ...و ان‌شاء الله به توفیق الهی روز به روز پیروزی مردم غزه بیشتر آشکار خواهد شد ... ۱۴۰۲/۱۱/۱۹

 حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

همه باید در انتخابات شرکت کنند. انتخابات رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی است. راه اصلاح کشور انتخابات است. آن کسانی که دنبال این هستند که مشکلات را برطرف کنند، ترمیم کنند، بایستی به انتخابات رو کنند. راهِ درست، انتخاب است. این یک مطلب.
مطلب دوّم: مردم باید دنبال انتخاب اصلح باشند. البتّه در درجه‌ی اوّل حضور مردم است، در درجه‌ی بعد انتخاب اصلح است... اصلح را از کجا بشناسیم؟ ملّت ایران آنجایی که میتوانند، بروند تشخیص بدهند، تحقیق کنند؛ آنجایی که نمیتوانند، به کسانی که اعتماد دارند اتّکاء کنند؛ آنها معرّفی میکنند، از معرّفی آنها استفاده کنند و اصلح را بشناسند.
آن کسانی که توانایی حرف زدن با مردم را دارند و مردم از آنها قبول [میکنند] و اذعان به آنها دارند، مردم را به حضور در انتخابات تشویق کنند. آن کسانی که در میدان انتخابات وارد میشوند، از بددهنی و توهین و اهانت به دیگران اجتناب کنند... از سیاه‌نمایی اجتناب کنند؛ این‌جور نباشد که بعضی برای اینکه توجّه مردم را به خودشان جلب کنند، سیاه‌نمایی کنند. سیاه‌نمایی غلط است و خلاف واقع است و دروغ است و مورد لطف پروردگار قرار نمیگیرد.
البتّه صحّت انتخابات، اتقان انتخابات، سلامت انتخابات خواسته‌ی همیشگی ما از مسئولین بوده. و من به شما عرض کنم که در این سالهای متمادی، در این چند دهه که این‌همه انتخابات انجام گرفته، بنده به عنوان یک آدم مسئول که یک وقتی رئیس‌جمهور بودم، بعد هم در این سِمت حضور داشتم، تا حالا هرگز تخلّف انتخاباتی به آن معنایی که دشمن میگوید، مشاهده نکرده‌ام... انتخابات بحمدالله در کشور ما همیشه سالم و صحیح و متین انجام گرفته، این دفعه هم ان‌شاءالله همین‌جور خواهد بود. ۱۴۰۲/۱۱/۲۹

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

ایران، با اتحاد، به پیش...

ما با اتّحاد و با ید واحده بودن مبارزه کردیم، با ید واحده بودن پیروز شدیم، با ید واحده بودن تا حالا ادامه داده‌ایم، باید بعد از این هم با ید واحده بودن حرکت کنیم. اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی و این حرفها نباید در وحدت ملّی ملّت ایران در مقابل دشمنان تأثیری بگذارد ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

ما امیدواریم...

ما امیدواریم؛ امید ما به لطف الهی و به نصرت الهی تمام نمیشود. در همین آیه‌ی شریفه فرمود: وَ اِنَّ اللَهَ عَلیٰ نَصرِهِم لَقَدیر؛ در آیه‌ی دیگری فرمود: وَ لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه؛ این تأکیدِ الهی است. نصرت الهی ان‌شاءالله شامل حال مردم فلسطین خواهد بود و دنیای اسلام، به لطف الهی، نابودی غدّه‌ی سرطانی صهیونیستی را به چشم مشاهده خواهد کرد. ما منتظر آن روزیم؛ آن روز ان‌شاءالله خواهد آمد، آن روز حتماً خواهد آمد و این وظیفه‌ی همه‌ی ما را، بخصوص وظیفه‌ی سران کشورهای اسلامی را سنگین میکند؛ بایستی همه تلاش کنند ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

حماسه و معجزه مردم خوزستان در دوران دفاع مقدس، نتیجه ترکیب همت مردمی و ایمان اسلامی

دقت نظر امام بزرگوار در انتخاب تعبیر «جمهوری اسلامی»:

آنچه که باعث پایداری و پیشرفت نظام اسلامی و غلبه آن بر بسیاری از موانع و توطئه‌ها شد، جمع بین «اعتماد به جمهور مردم و اسلام» بود و در آینده نیز راه غلبه برمشکلات استمرار همین تفکر است ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

شناخت دقیق امام نسبت به مردم و هم‌چنین نگاه جامع و مترقی امام نسبت به اسلام:

امام(ره) از همان روزهای آغازین نهضت اسلامی تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن همواره به مردم اعتماد داشت و اسلام را یک مکتب و تفکر کارآمد برای سیاست و مدیریت جامعه می‌دانست و بر همین اساس توانست زمینه پیشرفت ایران و استمرار حرکت‌های بزرگ را بوجود آورد ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

مهم‌ترین مشکل دشمنان جمهوری اسلامی، نداشتن شناخت نسبت به مردم ایران و هم‌چنین نداشتن شناخت از اسلام است:

دشمنان ملت ایران بر اساس برآوردها و طراحی‌های خود مطمئن بودند که جمهوری اسلامی چهل سالگی خود را نخواهد دید اما به کوری چشم آنها پیشرفت ایران متوقف نشد و به لطف الهی و با تکیه بر همت و اراده مردم و ایمان دینی آنها ادامه نیز خواهد یافت ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

شرایط امروز غزه نمونه ای از معجزه آفرینی تکیه بر مردم و ایمان دینی:

ایستادگی نیروهای مقاومت و مأیوس کردن دشمن از نابودی آنها و هم‌چنین صبر مردم غزه در برابر بمباران‌ها و مصیبت‌ها نشانگر ایمان دینی قوی این مردم است ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

آشکار شدن دروغ بودن ادعاهای تمدن غربی درباره حقوق بشر و ریاکاری و نفاق غربی‌ها در ماجرای غزه:

غربی‌ها که برای اعدام یک مجرم سر و صدا و هیاهو به راه می‌اندازند در برابر کشتار 30 هزار انسان بی‌گناه در غزه چشم خود را بسته‌اند و آمریکا با وقاحت تمام و برای چندمین بار قطعنامه قطع بمباران غزه را وتو می‌کند ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

آشکار شدن دروغ بودن ادعاهای تمدن غربی درباره حقوق بشر و ریاکاری و نفاق غربی‌ها در ماجرای غزه:

این، چهره واقعی فرهنگ و تمدن و لیبرال دموکراسی غربی است که در ظاهر آن سیاستمداران اتو کشیده و لبخند بر لب قرار دارند اما در باطن، یک سگ هار و گرگ خونخوار است ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

آشکار شدن دروغ بودن ادعاهای تمدن غربی درباره حقوق بشر و ریاکاری و نفاق غربی‌ها در ماجرای غزه: ما مطمئن هستیم که این تمدن غربی و این بارِ کج به منزل نخواهد رسید و فرهنگ حق و منطق صحیح اسلام بر همه اینها فائق خواهد آمد ...

رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره 24 هزار شهید خوزستان 5 /اسفند/ 1402

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

نتایج بزرگ انتخابات

انداختن رأی به صندوق یک کار آسانی است اما نتایجش، نتایج بزرگی است ... 1402/12/09

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

انتخابات قوی و پرشور رکن اداره کشور

انتخابات قوی و پُرشور یکی از ارکان اداره‌ی درست کشور است، یکی از ارکان اصلی پیشرفت کشور است، یکی از مهم‌ترین وسیله‌های رفع موانع پیشرفت است ... 1402/12/09

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

انتخابات دشمن را مأیوس میکند

انتخابات... هم به نفع کشور است، هم دشمنان کشور را مأیوس میکند؛ امثال سیاستمداران آمریکا و سی‌آی‌اِی و صهیونیست‌های خبیثِ ظالم و دیگران را که نشسته‌اند چهارچشمی مسائل ما را دانه‌دانه رصد میکنند، مأیوس میکند ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

انتخابات پرشور ثروت بزرگ کشور

ما معتقدیم، باید انتخابات، انتخاباتِ پُرشور باشد، باید پُرجمعیّت باشد؛ چرا؟ برای اینکه حضور مردم در صحنه، پای صندوق رأی نشانه‌ی حضور ملّت در صحنه‌های مهمّ اداره‌ی کشور است؛ این برای کشور ثروت بزرگی است ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

کشور را به پیش ببریم

ما اگر بتوانیم به دنیا ـ حالا میگویم «دنیا» یعنی چه ـ نشان بدهیم که ملّت در صحنه‌های مهم و تعیین‌کننده‌ی کشور حضور دارند، کشور را نجات داده‌ایم، کشور را پیش برده‌ایم ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

منتخب قوی ایران قوی

اگر انتخابات قوی بود، منتخب هم قوی خواهد بود. اگر ما مثلاً در انتخابات مجلس ـ که حالا انتخابات پیش‌رو انتخابات مجلس است ـ حضور قوی داشته باشیم، مجلس قوی خواهیم داشت. مجلس قوی میتواند کارهای بزرگ انجام بدهد ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

پیر و جوان برای ایران

هر کس ایران را دوست دارد، هر کس جمهوری اسلامی را دوست دارد، هر کس انقلاب را دوست دارد، هر کس قدرت ملّی را دوست دارد، هر کس پیشرفت را دوست دارد، باید در انتخابات فعّال باشد، بایستی در انتخابات شرکت پُرشور انجام بدهد ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

جوان ما وقتی قدرت تحلیلش بالا رفت، دیگر وسوسه‌های دشمن خنثی میشود، بی‌اثر میشود. وقتی قدرت تحلیل پیدا کند، دشمن را می‌شناسد، شیوه‌های دشمن را می‌شناسد، کارهای دشمن را می‌شناسد، راه‌های مقابله‌ی با دشمن را می‌شناسد. این قدرت تحلیل به نظر من یکی از این دستاوردهای بسیار مهم است ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

سلام بر فلسطین، سرزمین زیتون و مقاومت

یکی از درختهایی که غرس کردیم، درخت زیتون است؛ این به معنای اظهار همبستگی و همدلی با مردم فلسطین است و میخواهیم به این مردم مظلوم و عزیز و بسیار مقاوم، از دور سلام بدهیم و بگوییم ما همه جور به یاد شما هستیم ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

منطق ایستادگی و مقابله جمهوری اسلامی با زورگویان

تا قبل از تشکیل جمهوری اسلامی، تنها جبهه موجود در دنیا جبهه دموکراسی‌های وابسته به مشی لیبرال دموکراسی غربی بود اما با پیروزی انقلاب اسلامی، جبهه جدیدی بر مبنای مردم‌سالاری اسلامی تشکیل شد که طبیعتاً در مقابل جبهه دموکراسی غربی قرار می‌گرفت ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

سر برآوردن الگوی مردم‌سالاری اسلامی در ایران موجب به خطر افتادن منافع جبهه دموکراسی غربی و آغاز معارضه‌ها و مخالفت‌های مستمر آن جبهه با نظام اسلامی

علت احساس خطر و معارضه آنها این بود که در ذات نظام دموکراسی غربی، استکبار و تجاوز و تعدّی به حقوق ملت‌ها و جنگ‌آفرینی و خون‌ریزی بی‌حد و حصر برای کسب قدرت وجود دارد که شاهد آن استعمار بسیاری از کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین در قرن 19 یعنی در دوره اوج شعارها و ادعاهای آنها در زمینه دموکراسی، آزادی و حقوق بشر است ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

چرا جمهوری اسلامی با جبهه استکبار مقابله می‌کند؟

ما با کشورها، دولت‌ها و ملت‌ها به خودیِ خود هیچ معارضه‌ای نداریم بلکه مخالفت ما با ظلم و تجاوز است که در باطن جبهه دموکراسی غربی وجود دارد ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

حوادث تأسف‌بار غزه نمونه‌ای آشکار از ظلم و تجاوز جبهه استکبار به صاحبان یک سرزمین و کشتار بی‌رحمانه و سنگ‌دلانه زن و کودک و نابود کردن دارایی‌ها و منابع مردم آن سرزمین:

مخالفت جمهوری اسلامی در واقع مخالفت با چنین ظلم‌ها و جنایاتی است که با وجود آنکه نزد هر عقل و عرف و شرع و وجدان بشری محکوم است، مورد حمایت آمریکا و انگلیس و برخی کشورهای اروپایی است ...

این مسئله باید روشن و معلوم باشد که جبهه استکبار، ظلم و تجاوز و کشتار را زیر نام دموکراسی، حقوق بشر و لیبرالیسم پنهان کرده‌ است ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

جمهوری اسلامی باید همواره پرچمدار و پیشگام و پیشقدم در مقابله با استکبار باشد

پرچم مبارزه با استکبار را باید هر روز گسترده‌تر و برافراشته‌تر کنیم و در هیچ دوره‌ای اجازه ندهیم این پرچم از جمهوری اسلامی گرفته شود ...

 حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

وظیفه‌ی مهم تبیین منطق جمهوری اسلامی در ایستادگی و مقابله با مستکبران برای نسل‌های جدید

خوشبختانه در طول بیش از چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی، در نشان دادن چهره و جبهه و جهت‌گیری مبارزه با استکبار به جهانیان موفق بوده‌ایم ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

اعضای مجلس خبرگان باید مراقبت کنند که در انتخاب‌های خود اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد ...

اصول ثابت همچون اقامه عدل، مبارزه با فساد و ارتقاء سطح معرفت و عمل اسلامی در جامعه، در قانون اساسی، بیانات امام بزرگوار و معارف اسلامی وجود دارد که اعضای خبرگان در انتخاب رهبری باید با ملاحظه و رعایت این اصول ثابت، عمل کنند ...

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

بزرگداشت شهدا کمترین کار ممکن برای ادای حق آنان است ...

یاد شهدا، هم درس است، هم انگیزه‌بخش است، هم اداء حق است. حقّ شهدا بر جامعه‌ی ایرانی و ملّت ایران حقّ بسیار بزرگی است. کمترین کاری که میشود کرد همین است که یاد این بزرگواران را گرامی بداریم. کارتان، یعنی این برنامه‌ریزی برای [گرامیداشت] یاد 24 هزار شهید خوزستان که رقم بسیار بالا و مهمّی است، کار بسیار به‌جا و به‌موقعی است ...

علامه آیت‌الله حسن‌زاده آملی در جایی فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه طباطبایی درباره علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج)

ادامه ...

رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای از نگاه علما و شخصیت ها

شهدای والامقام واقعه کربلا

یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

ابوعمره زیاد همدانى صائدى

وى ابو عمره همدانى صائدى زیاد بن عریب بن حنظلة بن دارم بن عبد اللّه بن‏ کعب، صائد بن شرحبیل بن شراحیل بن عمرو بن جشم بن حاشد بن خیرون بن عوف همدانى است. بنى صائد تیره ‏اى از همدانیان بوده ‏اند. به گفته طبقات‏ نویسان: عریب پدر زیاد از یاران رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) و فرزندش ابو عمره نیز اندکى حضرت را درک کرده بود. وى دلاور مردى پارسا و در عبادت و نیایش شهره بوده است. ابو عمره در کربلا حضور یافت و در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسید.

شهید حاج قاسم سلیمانی

شهید حسن تهرانی مقدم

شهید علیرضا جیلان

شهید مهرداد حسین پور

شهادت: 26 اردیبهشت ماه سال 1367 در عملیات بیت المقدس 6، شیخ محمد

بخشی از وصیت نامه:

خواهر و برادر عزیز، زینب وار و علی وار زندگی کنید و تنها سفارشی که به شما خواهر عزیزم دارم این است که من با خون خود جنگیدم و تو با حجاب خود ...

 حجاب در وصیت نامه شهدا: خواهرم! نگذار به اسم آزادی پوشش را از تو بگیرند ...

http://www.khatesorkh.ir/index.php

شهید علی اسمعیلی

شهادت: 1363/12/24 جزیره مجنون

بخشی از وصیت نامه:

ای امت اسلام! ... مبادا امام را تنها بگذارید؛ همیشه پیرو ولایت فقیه باشید. اگر اسلام با ریخته شدن خون ما پایدار می ماند؛ من اگر صد جان داشتم، در راه اسلام می دادم. ای امت اسلامی! همه ی شهدا رفتند و وصیت ها نمودند و نصیحت ها کردند ... اینها روز قیامت سر پل صراط جلویتان را خواهند گرفت و آن موقع چه جواب دارید که بدهید؟! پس هوشیار باشید و با نفس خود مبارزه کنید و راه شهدا را ادامه دهید ...

در فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم حزب الله لبنان، عدنان عباس قمیحه خطاب به بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) آمده است: «بانوی من، من الآن زنده‌ام در میان زندگان در حالیکه دنیای آن‌ها میان ما جدایی افکنده. بانوی من، تمنا دارم بعد از شهادتم با شما در یک دنیا باشم و درحالیکه چشمانم را سرمه کشیده‌ام شما را ملاقات کنم...»

در فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم محمد رضا فخیمی است: «اینجانب بنده گناهکار درگاه خداوند از شما امت شهید پرور تقاضا دارم که مطیع محض ولایت حضرت امام خامنه ای نه در حرف بلکه در عمل [باشید]...»

شهید جهاد مغنیه:

ما یاد گرفتیم که اگر سلاحت را در جنگ خونین بیرون نیاوری، برده ای خواهش شد در بازار برده فروشان که رحم و مروتی دیگر در آنجا نیست.

ما امروز اینجا آمدیم تا به دشمن صهیونیستی بگوییم که اگر خونی را ریختی این خون ها جوی هایی می شود در مسیر قدس و فلسطین. ما آمده ایم که به مجاهدان و مبارزانی که در مسیر شهدا گام برمی دارند بگوییم که ثبات زمین از پافشاری های شماست و ثبات آسمان از ثبات شما است و ما و شما قسم خورده ایم که سلاح هایمان را رها نسازیم و مرزها را ترک نکنیم.

https://harimeharam.ir/shohada/22/2

شهید مدافع حرم شهید جمال رضی (ابوطاها)

شهادت : 1395/01/14 ... محل شهادت : حلب - سوریه

بخشی از وصیت نامه:

باسلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) و سلام به آخرین ذخیره الهی (عج) که درود خدا بر او و ثلاله پاکش باد و سلام بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) که حق بزرگی بر گردن همه بشریت دارند و سلام بر رهبر عزیزم که خدا را شکر می‌کنم از دوران زعامت این رهبر بزرگ و این نظام یگانه جهان که مانندی مانند آن ایجاد نخواهد شد چون رهبری مانند شما را ندارد. خدا را شکر می‌کنم به خاطر اینکه اول مسلمانم، بعد شیعه‌ام، بعد انقلابی‌ام و بعد به خاطر امنیت این نظام، ندای رهبرم را لبیک گفتم تا برای خودم ثابت شود اگر در زمان امام حسین (ع) بودم به ندای امام زمانم لبیک می‌گفتم و از تمام تعلقات دنیایی که زن و بچه‌هایم هستند خواهم گذشت ... یاور رهبری عزیز باشید که خیلی تنهاست ...

بخشی از آیه 119 سوره مبارکه انعام:

وَإِنَّ کَثِیرًا لَیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ

بسیاری از مردم (دیگران را) به خاطر هوی و هوس و بیدانشی گمراه می‏سازند و پروردگار تو تجاوزکاران را بهتر می‏شناسد

Many are those who mislead through ignorance on account of their fancies, but your Lord best knows the transgressors

بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید حجت اصغری:

هرشخص یا فرد یا گروهی که بر ضد ولایت فقیه فعالیت کند یا قصد تضعیف ولایت فقیه و رهبر را داشته باشد بلاشک برضد صاحب الزمان (عج) هم فعالیت خواهد کرد چون از مسیر حق خارج شده است هرکس در حریم ولایت مطیع باشد هیچ وقت منحرف نخواهد شد و در آخر زمان سربلند خواهدبود و این مانند روز روشن است که اشخاصی که ولی فقیه را نپذیرند در عصر ظهور امام زمان(عج) نشناخته و نخواهند پذیرفت ...

شهید مدافع حرم شهید حسین رضایی

شهادت: 14 بهمن‌ماه سال 94 در استان حلب - سوریه

وصیت نامه:

ولایتی باشید و پیرو خط رهبر، نکند قدمی جلو یا عقب‌تر از ایشان حرکت کنی، همه کارتان با رهبری باشد، خدا را شاکرم که در زمان امام خمینی(ره) ‌به دنیا آمده‌ام و خدا را شاکرم که در زمان امام خامنه‌ای به وظیفه‌ام عمل می‌کنم و افتخار من این است که در زمان سیدعلی به این شهادت دست پیدا می‌کنم.

شهید مدافع حرم شهید محسن حججی

شهد مدافع حرم شهید علیرضا جیلان بروجنی

شهید علیرضا نانگیر

شهید علیرضا پورایمانعلی

شهید علی اکبر برغمدی

شهید علی اکبر کاظمی

شهید علی اصغر دوابی

شهید امین اسلام پناه

برخی پیوندها و ...

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در میان شما دو چیز سنگین و گران میگذارم، که اگر بدانها چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید: کتاب خدا و عترت من أهل بیتم، و این دو از یک دیگر جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر بر من درآیند، پس بنگرید چگونه پس از من در باره آن دو رفتار کنید، آگاه باشید که این (یعنى تمسک بعترت) آب خوشگوار و شیرین است پس بیاشامید، و آن دیگر (یعنى روى برتافتن از ایشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهیزید

 

If there was no Battle of Karbala, we would be oblivious to Islam's principals today

A great and glorious soldier

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , حجاب , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه بقره , سوره مبارکه انعام , انتخابات , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر قرآن کریم , سوره انعام , سوره بقره , تفسیر قرآن کریم , تفسیر قرآن , قرآن کریم , قرآن مجید , لباس تنگ ذلت میآورد , لباس تنگ , بزرگداشت شهدا , کمترین کار ممکن , ادای حق شهدا , حجاب در وصیت نامه شهدا , خواهرم , آزادی , پوشش , شهید حججی , شهدای مدافع حرم , شهید مدافع حرم , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 49
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

یا زهراء سلام الله علیها

*****************

سلام علیکم
[این صرفاً نظر حقیر است]
هر چیزی اعم از صوت، لحن، بیان، کلام، صدا، (موسیقی) که خوشایند دل انسان و تحریک کننده جسم انسان شود، انسان را از یاد خدا غافل میکند،
و حال و هوای معنوی از ذکر خدا و نماز و تلاوت قرآن را در انسان کاهش میدهد،
در فقه موسیقی و صداها و نواهایی که حالت رقص در انسان ایجاد کند غنا و حرام است
واما:
معیار اگر اولیاء الهی باشند باید دید آن اولیاء کمل الهی که به مقامات کشف وشهود و تصرف در عالم رسیدند آیا
با موسیقی، همین انواع رایج آن، حالا با هرسبک و باهر وسیله ای ...
تحت هر نامی سنتی و پاپ وغیره ( وآنچه با آلات خاص موسیقی نواخته میشود) ارتباط داشتند؟
خیر...
پس کسی که بدنبال حقایق و اسرار عالم است و اسوه او محمد و آل محمد است (صلی الله علیه وآله وسلم)
گرد این کارهایی که خوشایند (دل) است نمی رود،

اگر چه برخی افراد، بعضی موسیقی ها و نوها را معنوی و عرفانی نام میگذارند، اینها همانها هستند که نام شهوت به جنس مخالف را هم عشق میگذارند،
شهوتش به یک دختر یا زنی هیحانی میشود ، نام آن را (عشق) و عاشق شدن میگذارد ،

ای کاش میشد از آنچه انسان شنیده ودیده و چشیده و انجایی که رفته را بر ملا کرد تا برخی بدانند
موسیقی چیست ، عشق چیست ، لذت چیست ومعنویت چیست کجاست و چگونه است ...

..ومَن عَشَقَنی عَشَقتُه ...

یاعلی

س.م.ر

منبع ادامه ...:

http://islamicworld.ir/fa/

https://t.me/fazylatha

*****************

هرگونه تبلیغات در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , قرآن کریم , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه صفر , اربعین حسینی علیه السلام , ماه رجب المرجب , ماه شعبان المعظم , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: صوت , لحن , بیان , کلام , صدا , موسیقی , خوشایند , دل انسان , تحریک کننده , جسم انسان , جسم , انسان , یاد خدا , حال و هوای معنوی , ذکر خدا , نماز , تلاوت قرآن , فقه , غنا , حرام , اولیاء الهی , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 32
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اهل بیت النبوه

 

 

️ ۱۴ قدم‌ برای‌ خودسازی یاران امام زمان(عج)


قدم اول: نماز اول وقت
قدم دوم: احترام به پدر و مادر
قدم سوم: قرائت دعای عهد
قدم چهارم: صبر در تمام امور
قدم پنجم: وفای به‌عهد با امام زمان‌(عج)
قدم‌ششم: قرائت‌روزانه‌قرآن همراه بامعنی
قدم هفتم: خودداری از پرخوری و پرخوابی
قدم‌هشتم: صدقه برای سلامتی امام‌زمان(عج)
قدم‌نهم: حفظ زبان (پرهیز از غیبت و تهمت)
قدم دهم: فرو بردن خشم
قدم یازدهم: ترک حسادت، طمع و بخل
قدم دوازدهم: ترک دروغ
قدم سیزدهم: کنترل چشم
قدم چهاردهم: دائم‌الوضو بودن

#جمعه
#انتظار
#موعود
#اللھم‌عجݪ‌لولیڪ‌اݪفࢪج‌‌‌‌
#نذرظهورش‌صدصلوات

منبع (ادامه...):
ble.ir/masjedf

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان مهدی فاطمه و نائبشان امام خامنه‌ای صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

التماس دعا

 



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , حجاب , قرآن کریم , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه صفر , اربعین حسینی علیه السلام , ماه رجب المرجب , ماه شعبان المعظم , ماه مبارک رمضان , قیام ۱۵ خرداد , رحلت امام خمینی , ,
:: برچسب‌ها: نماز اول وقت , احترام به پدر و مادر , دعای عهد , صبر , وفای به عهد , امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف , قرائت روزانه قرآن , قرآن , پرخوری , پرخوابی , صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف , صدقه , حفط زبان , پرهیز از غیبت , تهمت , فرو بردن خشم , خشم , حسادت , بخل , طمع , ترک دروغ , دروغ , کنترل چشم , دائم الوضو بودن , دائم الوضو , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 65
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

یا زهراء سلام الله علیها

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

منبع (ادامه ...)

فضیلت و خواص سوره انشقاق

هشتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که مکی ودارای 25 آیه است.

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آلهوسلم نقل شده است: هر کس سوره انشقاق را قرائت نماید خداوند از اینکه در روز قیامت نامه اعمالش از پشت سرش به او داده شود او را نگه می دارد.(1)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره انشقاق را قرائت نماید و ان را د رنمازهای واجب و مستحب خود مداوم بخواند خداون حاجت هایش را برآورده می سازد و چیزی بین او و خداوند فاصله نمی اندازد و در روز محاسبه مردم از نگاه و عنایت خداوند برخوردار می شود.(2)

آثار و برکات سوره

1) آمرزش گناهان

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: هر کس در شب چهارشنبه چهار رکعت نماز بخواند –دو نماز دو رکعتی- و در هر رکعت بعد از حمد سوره «انشقاق» را قرائت نماید.از گناهانش چنان خارج می شود مانند روز ولادتش و خداوند برای او به ازای هر حروف قرآن که می خواند عبادت یک سال را می نویسد.(3)

2) آسان شدن زایمان

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: اگر سوره انشقاق را برای زنی که زایمانش سخت شده بنویسند و بر او بیاویزند یا برای او بخوانند به زودی فارغ می شود.(4)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: سوره انشقاق را برای زنی که درد زایمان گرفته بنویسند و بر او آویزان کنند به زودی زایمان می کند ولی انجام دهنده این عمل باید پس از زایمان به سرعت این سوره را از ایشان بردارد. همچنین اگر این سوره را بر حیوان بیاویزند آن را از همه آفات نگه می دارد و اگر بر دیوار منزل نوشته شود از شرور و آفات دور نگه می دارد.(5)

__________________

پی نوشت:

(1) مجمع البیان، ج10، ص301

(2) ثواب ا لاعمال، ص121

(3) جمال الاسبوع، ص69

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص615

(5) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

منبع (ادامه ...):

http://quran.anhar.ir/fazilat-315.htm

تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۰ - تفسیر نور:

«وَ لَنْ تَرْضی‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لا النَّصاری‏ حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ» (ای پیامبر!) هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا (آنکه تسلیم خواستۀ آنان شوی و) از آیین آنان پیروی کنی. بگو: هدایت تنها هدایت الهی است، و اگر از هوی و هوس‌های آنها پیروی کنی، بعد از آنکه علم (وحی الهی) نزد تو آمد، هیچ سرور و یاوری از ناحیه خداوند برای تو نخواهد بود.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۰:

بعد از تغییر قبله، ناراحتی یهود از مسلمانان بیشتر شد و احیاناً بعضی از مسلمان‏‌ها نیز تمایل داشتند قبله همان بیت‌المقدّس باشد تا بتوانند با یهود در الفت و دوستی زندگی کنند، غافل از اینکه رضایت اهل کتاب با حفظ آن حاصل نمی‌شد و انتظار آنان، پیروی از تمام آیین آنها و نه فقط قبلۀ آنان بود.

این آیه در عین اینکه خطاب به پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله است، خطاب به همۀ مسلمانان در طول تاریخ نیز هست که هرگز یهود و نصاری از شما راضی نخواهند شد، مگر آنکه تسلیم بی‏‌چون‌وچرای آنان شوید و از اصول و ارزش‌های الهی کناره بگیرید.

ولی شما مسلمان‌ها باید با قاطعیّت دستِ رد به سینۀ نامحرم بزنید و بدانید تنها راه سعادت، راه وحی است نه پیروی از تمایلات این و آن.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۰:

۱. دشمن، به کم راضی نیست. فقط با سقوط کامل و محو مکتب و متلاشی شدن اهداف شما راضی می‌‏شود. «لَنْ تَرْضی‏ عَنْکَ»

۲. اگر مسلمانان مشاهده کردند که کفّار از دین آنان راضی هستند، باید در دینداری خود تردید نمایند. دینداری کافرپسند، همان کفر است. «لَنْ تَرْضی‏» «حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»

۳. جز وحی و هدایت الهی، همه راه‌‏ها انحرافی است. «قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی‏»

۴. مسئولیّت عالم، بیشتر از جاهل است. «بَعْدَ الَّذِی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ»

۵. رابطه با اهل کتاب نباید به قیمت صرف‌نظرکردن از اصول تمام شود. جذب دیگران آری؛ ولی عقب‌نشینی از اصول هرگز. «لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ»

۶. پیروی از تمایلات و هوس‌های مردم، منجر به قطع الطاف الهی می‌شود. یا لطف خدا، یا هوس‌های مردم. «ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ»
تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۱ - تفسیر نور:

«الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ» کسانی‌که به آنها کتاب آسمانی داده‌‏ایم و آن را چنان‌که سزاوارِ تلاوت است تلاوت می‌کنند، آنان به آن (قرآن یا پیامبر) ایمان می‌آورند و کسانی که به آن کافر شوند، آنان همان زیانکاران‌اند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۱:

در برابر یهود و نصارایی که به سبب لجاجت و سرکشی مورد انتقاد قرار گرفتند، گروهی از آنان مورد تمجید و قدردانی خداوند قرار گرفته‌اند. آنان کسانی هستند که به کتاب‌های آسمانی مراجعه کرده و نشانه‌های ظهور و بعثت پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله را در آن دیده و به او ایمان می‌آورند.

در تفسیر أطیب‌البیان آمده است: مراد از «الْکِتابَ» در این آیه، قرآن و مخاطب مسلمانانی هستند که در قرائت قرآن، حقّ تلاوت را ادا نموده و به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله ایمان آورده‏‌اند.

تفسیرالمیزان نیز این معنی را احتمال داده است.
هشت‌نکته دربارۀ تلاوت قرآن به نقل از روایتی از تفسیر المیزان:

روایتی دربارۀ آداب تلاوت قرآن در تفسیر المیزان نقل شده که هشت‌نکته را مورد توجّه قرار داده است:

۱. ترتیل آیات؛

۲. تفقّه در آیات؛

۳. عمل به آیات؛

۴. امید به وعده‌‏ها؛

۵. ترس از وعیدها؛

۶. عبرت از داستان‌ها؛

۷. انجام اوامر الهی؛

۸. ترک نواهی.

در پایان روایت نیز امام صادق علیه‌السّلام فرمود: حقّ تلاوت تنها حفظ آیات، درس حروف، قرائت و تجوید نیست و بر اساس روایات، کسانی که حقّ تلاوت قرآن را ادا می‌کنند، تنها امامان معصوم می‌باشند. «کافی، ج ۱، ص ۲۱۵»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۱:

۱. رعایت انصاف حتّی در برخورد با مخالفان، لازم است. «الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ»

در آیاتی که قرآن از بنی‌اسرائیل انتقاد می‌کند، کلماتی همچون «کثیر»، «اکثر» و «فریق»، به‌کاررفته است تا حقّ افراد پاکدل و مؤمن از بین نرود.

۲. حقّ تلاوت، در تلاوت با صوت زیبا و رعایت نکات تجوید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه ایمان و عمل نیز لازم است. «یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ»

۳. کسی که در انتخاب مکتب دچار انحراف شود، زیانکار واقعی است. «فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ»
تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۲ - ۱۲۳ - تفسیر نور:

«یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ * وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ» ای بنی‌اسرائیل! نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم و شما را بر جهانیان برتری بخشیدم یاد کنید.

و بترسید از روزی که هیچ‌کس چیزی (از عذاب خدا) را از دیگری دفع نمی‏‌کند و هیچ‌گونه عوضی از او قبول نمی‌‏گردد و هیچ شفاعتی، او را سود ندهد و (از جانب هیچ‌کسی) یاری نمی‌‏شود.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۲ - ۱۲۳:

این دو آیه مشابه آیات ۴۷ و ۴۸ همین سوره است؛ که قبلًا گذشت و مطالبی در آنجا ذکر کرده‌‏ایم.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۲ - ۱۲۳:

این دو آیه مشابه آیات ۴۷ و ۴۸ همین سوره است؛ که قبلًا گذشت و مطالبی در آنجا ذکر کرده‌ایم.
تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۴ - تفسیر نور:

«وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» و (به خاطر بیاور) هنگامی‌که پروردگارِ ابراهیم، او را با حوادث گوناگونی آزمایش کرد و او به خوبی از عهدۀ آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز (امامانی قرار بده)، خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی ‏رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایستۀ این مقام هستند).
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۴:

حضرت ابراهیم علیه‌السّلام در بین انبیا، جایگاه و منزلت خاصّی دارد.

نام آن بزرگ‌مرد، ۶۹ مرتبه و در ۲۵ سورۀ قرآن آمده و از او همانند پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله به‌عنوان اسوه و نمونه برای بشریّت یاد شده است.

در برخی از آیات، آن بزرگوار در ردیف اخیار، صالحان، قانتان، صدّیقان، صابران و وفاکنندگان شمرده شده است.

در بزرگداشت این پیامبر بزرگ، خداوند تعابیر خاصّی به کار برده و حتّی یکی از اسرار حج را یادآوری و زنده نگهداشتن ایثارگری ‏ها و از خودگذشتگی‏‌های حضرت ابراهیم علیه‌السّلام گفته‌اند.

آن مرد الهی، در عرصه‌‏های گوناگون با انحراف و شرک مبارزه کرد؛ برهان و استدلال او در مقابل ستاره‌‏پرستان و ماه‌پرستان، مبارزۀ عملی او با بت‌پرستان، احتجاج او در برابر نمرود و سربلندی او در آزمایشات دیگر، از او انسانی اسوه و نمونه ساخت که خداوند او را به مقام امامت نصب نمود.
تعداد دفعاتی که مسئلۀ آزمایش و امتحان در قرآن مطرح شده است:

در قرآن حدود بیست مرتبه مسئلۀ آزمایش و امتحان مطرح شده و از سنّت‌های الهی است.
هدف از آزمایش چیست؟

آزمایش برای آگاه شدن خداوند نیست، زیرا او از پیش همه‌چیز را می‌داند، این آزمایش‌ها برای ظهور و بروز استعدادهای نهفته و تلاش و عمل انسان‌هاست. اگر انسان کاری نکند، استحقاق پاداش نخواهد یافت.
ابزار آزمایش چیست؟

تلخی‌‏ها و شیرینی‏‌های زندگی، همه ابزار امتحان هستند. گاهی افرادی با شداید و مصایب آزمایش می‌شوند و برخی دیگر با رفاه، و ناگزیر همۀ مردم حتّی انبیاء مورد امتحان قرار می‌گیرند. این امتحانات و آزمایش‌ها برای رشد و پرورش مردم است.

ابراهیم علیه‌السّلام در هر آزمایشی که موفّق می‌شد، به مقامی می‌رسید:

در مرحلۀ نخستین، عبداللّه شد،

سپس به مقام نبی‌اللهی رسید،

و پس از آن رسول‌اللَّه، خلیل اللَّه.

در نهایت به مقام امامت و رهبری مردم منصوب گردید. «کافی، ج ۱ ص ۱۷۵»

مراد از «بِکَلِماتٍ» در آیه، امتحانات سنگین است که حضرت ابراهیم از همۀ آنها پیروز بیرون آمد.

نه عمو، نه همسر و نه فرزند هیچکدام نتوانستند مانع او در راه انجام وظیفه شوند.

با آنکه ابراهیم تحت سرپرستی عمویش آزر بود، امّا با بت‌پرستی او و جامعه‌‏اش به مبارزه برخاست و بت‏‌شکن بزرگ تاریخ گردید.

آنگاه که از سوی خدا مأموریّت یافت، همسر و فرزندش را در صحرای مکّه ساکن نموده و برای تبلیغ به نقطه‌‏ای دیگر برود، بی‌‏هیچ دلبستگی، آنها را به خدا سپرد و رفت.

همچنین فرمان ذبح فرزندش اسماعیل آمد، رضای خدا را بر هوای دل ترجیح داد و کارد بر گلوی فرزند نهاد؛ امّا ندا آمد که قصد ما کشتن اسماعیل نبود، بلکه امتحان ابراهیم بود.

حضرت ابراهیم علیه‌السّلام، مقام امامت را برای نسل خود نیز درخواست نمود، پاسخ آمد که این مقام عهدی است الهی که به هر کس لایق باشد، عطا می‏‌شود.

در میان نسل تو نیز کسانی که شایستگی داشته باشند، به این مقام خواهند رسید. چنان‌که پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله از نسل ابراهیم علیه‌السّلام است و به این مقام رسید، ولی کسانی که دچار کوچکترین گناه و ستمی شده باشند، لیاقت این مقام را ندارند.

ابراهیم علیه‌السّلام تنها پیامبری است که مشرکان و یهود و نصاری، همه خود را پیرو و در راه او می‌‏دانند.

در این آیه ضمن تجلیل از ابراهیم علیه‌السّلام، به‌طور غیر مستقیم به همه می‌فهماند که اگر به راستی او را قبول دارید، دست از شرک برداشته و همانند او تسلیم محض اوامر الهی باشید.
آیه‌ای که پشتوانۀ فکری و اعتقادی شیعه می‌باشد، کدام است؟

آیۀ ۱۲۴ ، سورۀ بقره، یکی از آیاتی است که پشتوانۀ فکری و اعتقادی شیعه قرار گرفته است که امام باید معصوم باشد و کسی که لقب ظالم بر او صدق کند، به مقام امامت نخواهد رسید.

در تفسیر المنار، ج ۱، ص ۴۵۷ آمده است: ابو حنیفه به استناد این آیه، مخالف حکومت وقت (منصور عباسی) بود و مقام قضاوت آنان را قبول نمی‌کرد. سپس می‌‏گوید: ائمۀ اربعه اهل سنّت، با حکومت‌‏های زمان خود مخالف بودند، زیرا آنان را ظالم می‌دانستند.

البتّه در منابع و متون تاریخی، مطالبی بر خلاف ادّعای صاحب المنار به چشم می‌خورد.

این آیه، مقام امامت را «عَهْدِی» گفته است، پس آیۀ «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ» «بقره ، ۴۰» یعنی اگر شما به امامی که من تعیین کردم وفادار بودید و اطاعت کردید من نیز به نصرت و یاری که قول داده‌ام، وفا خواهم کرد.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۴:

۱. پیامبران نیز مورد آزمایش الهی قرار می‌گیرند. «وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهِیمَ»

۲. برای منصوب کردن افراد به مقامات، گزینش و آزمایش لازم است. «إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهِیمَ» «بِکَلِماتٍ»

۳. منشأ امامت وراثت نیست، لیاقت است که با پیروزی در امتحانات الهی ثابت می‌گردد. «فَأَتَمَّهُنَّ»

۴. پست‌ها و مسئولیّت‌ها باید تدریجاً و پس از موفّقیّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فَأَتَمَّهُنَّ»

۵. امامت، مقامی رفیع و از مناصب الهی است. امام باید حتماً از طرف خداوند منصوب شود. «إِنِّی جاعِلُکَ»

۶. امامت، عهد الهی است و همیشه باید این عهد میان خدا و مردم باشد. «عَهْدِی»

۷. از اهمّ شرایط رهبری، عدالت و حسن سابقه است. هر کس سابقۀ شرک و ظلم داشته باشد، لایق امامت نیست. «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»

در تفسیر أطیب‌البیان به نقل از امالی طوسی آورده است: ابن مسعود از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نقل می‌کند که خداوند فرمود: «من سجد لصنم دونی، لا اجعله اماماً» «انا و علیّ بن ابی طالب لم یسجد احدنا لصنم قطّ» یعنی هر کس برای بتی سجده کند من او را امام و رهبر قرار نمی‌دهم» «و من و علی بن ابی طالب، هیچکدام از ما هرگز به بت سجده نکرده است.»
تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۵ - تفسیر نور:

«وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی‏ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» و (به یادآور) هنگامی‌که خانه (کعبه) را محل رجوع و اجتماع و مرکز امن برای مردم قرار دادیم (و گفتیم:) ازمقام ابراهیم، جایگاهی برای نماز انتخاب کنید و به ابراهیم و اسماعیل تکلیف کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان و معتکفان و راکعان و ساجدان، پاک و پاکیزه کنید.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۵:

بعد از اشاره به مقام والای ابراهیم علیه‌السّلام در آیۀ گذشته، به یادگار او یعنی کعبه اشاره نموده و می‌فرماید: کعبه را برای مردم «مَثابَةً» قرار دادیم.

کلمۀ «مَثابَةً» از ریشۀ «ثُوِّبَ» به‌معنای بازگشت به حالت اوّل است. کعبه محلّ بازگشت و میعادگاه همۀ مردم است، میعادگاهی امن و مقدّس.

مقام ابراهیم جایگاهی است با فاصلۀ تقریبی ۱۳ متر از کعبه، که بر حاجیان لازم است بعد از طواف خانه خدا، پشت آن دو رکعت نماز بگزارند و در آنجا سنگی قرار دارد که حضرت ابراهیم برای بالا بردن دیوارهای کعبه، بر روی آن ایستاده است و آن سنگ فعلًا در محفظه‌ای نگهداری می‌شود.

مراد از «عهد» در این آیه دستور الهی است. «عَهِدْنا» یعنی دستور دادیم.

خداوند جسم نیست تا نیازمند خانه باشد. کلمۀ «بَیْتِیَ» در این آیه همانند «شهر الله» دربارۀ ماه رمضان است که به منظور کرامت‌بخشیدن به مکان یا زمانی خاصّ، خداوند آن را به خود منسوب می‌کند.

و در عظمت کعبه همین‌بس که گاهی می‌فرماید: «بَیْتِیَ» خانه من. گاهی می‌فرماید:َ ربَّ هذَا الْبَیْتِ» خدای این خانه.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۵:

۱. شخصیّت حضرت ابراهیم، شخصیّتی جهانی است. در آیۀ قبل، ابراهیم را امام برای همۀ مردم قرار داد و در این آیه کعبه را میعادگاه همۀ مردم قرار داده است. «جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ»

۲. جامعه نیازمند امام و امنیّت است. در آیۀ قبل فرمود: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» و در این آیه می‌فرماید: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً»

۳. کسی که در راه خداوند حاضر شود خود و همسر و فرزندش را تسلیم نماید، باید تمام سرها در جای پای او برای خداوند به خاک برسد. «مُصَلًّی» «مضمون حدیثی که در تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۲۲، آمده است.»

۴. چون خانه از خداست «بَیْتِیَ» خادم آن نیز باید از اولیای او باشد. «طَهِّرا بَیْتِیَ»

۵. زائران بیت‌اللّه را همین کرامت بس که ابراهیم و اسماعیل، مسئول طهارت و پاکی آن بیت برای آنها بوده‌اند. «طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ»

۶. عبادت با طهارت، پیوند دارد. «طَهِّرا» «وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ»

۷. عبادت و نماز به‌قدری مهم است که حتّی ابراهیم و اسماعیل برای انجام مراسم آن مأمور پاک‌سازی می‌شوند. «طَهِّرا بَیْتِیَ» «الرُّکَّعِ السُّجُودِ»

۸. مسجدِ مسلمانان باید پاکیزه و رغبت‌انگیز باشد. «طَهِّرا» «الرُّکَّعِ السُّجُودِ»
تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۶ - تفسیر نور:

«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ» و (به یاد آور) هنگامی‌که ابراهیم گفت: پروردگارا! این (سرزمین) را شهری امن قرار ده و اهل آن را، آنان که به خدا و روز آخرت ایمان آورده‌اند، از ثمرات (گوناگون) روزی ده. (اما خداوند) فرمود: به آنهایی که کافر شوند (نیز) بهرۀ اندکی خواهم داد. سپس آنها را به قهر به سوی عذاب آتش می‌کشانم و چه بد، سرانجامی است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۶:

در آیات قبل، حضرت ابراهیم علیه‌السّلام برای ذریّۀ خویش درخواست مقام امامت نمود، امّا خداوند در جواب فرمود: این مقام و مرتبت به افراد ظالم نمی‌رسد.

در این آیه حضرت ابراهیم، رزق دنیا را تنها برای مؤمنان درخواست کرد، امّا خداوند این محدویّت را نمی‌پذیرد و از اعطای رزق مادّی به کفّار امتناع نمی‌ورزد. یعنی رزق مادّی مهمّ نیست؛ لذا به اهل و نا اهل هر دو داده می‏‌شود، امّا مقامات معنوی و اجتماعی و رهبری، بسیار مهم است و به هر کس واگذار نمی‌‏شود.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۲۶:

۱. انبیاء علاوه‌بر ارشاد و هدایت، به نیازهای مادّی مردم همانند امنیّت و معیشت نیز توجّه داشته و برای آن تلاش و دعا می‌کنند. «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً»

۲. بهره‌مندی از نعمت‌ها، زمانی لذیذ و گوارا است که در فضای امن، آرام و بی‌‏اضطراب باشد. «آمِناً وَ ارْزُقْ»

۳. در دعا، دیگران را فراموش نکنیم. به جای «وَ ارْزُقْنا» فرمود: «وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ»

۴. سنّت الهی آن است که به همۀ مردم اعم از مسلمان و کافر، رزق دهد و این سنّت حتّی با دعای ابراهیم علیه‌السّلام خدشه‌بردار نیست. «وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ»

۵. بهره‏‌مندی در دنیا، نشانۀ لطف خداوند به انسان نیست. «وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ»

۶. در کمک‌رسانی به هم‌نوع، کاری به مکتب او نداشته باشید. «وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ»

۷. کامیابی‌های مادّی هر قدر باشد، نسبت به نعمت‌های آخرت اندک است. «قَلِیلًا»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۱۹۶-۲۰۱.

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۷۱تا۷۲

قل اء ندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا و نرد على اءعقابنا بعد إ ذ هدئنا الله كالذى استهوته الشياطين فى الا رض حيران له اءصحاب يدعونه إ لى الهدى ائتنا قل إن هدى الله هو الهدى و اءمرنا لنسلم لرب العالمين(۷۱)
و اءن اءقيموا الصلاة و اتقوه و هو الذى إليه تحشرون(۷۲)

ترجمه :
۷۱ - بگو آيا چيزى غير از خدا بخوانيم كه نه سودى به حال ما دارد نه زيانى و (به اين ترتيب ) بازگشت به عقب كنيم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده ، همانند كسى كه بر اثر وسوسه هاى شياطين راه را گم كرده و سرگردان مانده ، در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى كنند كه به سوى ما بيا، بگو تنها هدايت خداوند هدايت است و ما دستور داريم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم .
۷۲ - و اينكه نماز را بر پا داريد و از او بپرهيزيد و او است كه به سوى او محشور خواهيد شد.

تفسیر
اين آيه در برابر اصرارى كه مشركان براى دعوت مسلمانان به كفر و بت پرستى داشتند به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور مى دهد كه با يك دليل دندانشكن به آنها پاسـخ گويد و به صورت يك استفهام انكارى از آنها بپرسد كه آيا شما مى گوئيد ما چيزى را شريك خدا قرار دهيم كه نه سودى به حال ما دارد كه به خاطر سودش به سوى او برويم و نه زيانى دارد كه از زيان او بترسيم ؟! (قل ا ندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا).
اين جمله در حقيقت اشاره به آن است كه معمولا كارهاى انسان از يكى از دو سرچشمه ناشى مى شود يا به خاطر جلب منفعت است (اعم از اينكه منفعت معنوى يا مادى باشد) و يا به خاطر دفع ضرر است (اعم از اينكه ضرر معنوى يا مادى باشد) چگونه شخصى عاقل كارى انجام ميدهد كه هيچيك از اين دو عامل در آن وجود نداشته باشد؟
سپس به استدلال ديگرى در برابر مشركان دست مى زند و مى گويد: اگر ما به سوى بت پرستى باز گرديم و پس از هدايت الهى در راه شرك گام نهيم بازگشت به عقب كرده ايم و اين بر خلاف قانون تكامل است كه قانون عمومى عالم حيات ميباشد (و نرد على اعقابنا بعد اذ هدانا الله ).
و بعد با يك مثال ، مطلب را روشنتر ميسازد و مى گويد بازگشت از توحيد به شرك همانند آن است كه كسى بر اثر وسوسه هاى شيطان (يا غولهاى بيابانى ، به پندار عرب جاهليت كه تصور مى كردند در راهها كمين كرده اند و مسافران را
به بيراهه ها مى كشانند !) راه مقصد را گم كرده و حيران و سرگردان در بيابان مانده است (كالذى استهوته الشياطين فى الارض حيران ).
در حالى كه يارانى دارد كه او را به سوى هدايت و شاهراه دعوت مى كنند و فرياد مى زنند به سوى ما بيا ولى آن چنان حيران و سرگردان است كه گوئى سخنان آنان را نمى شنود و يا قادر بر تصميم گرفتن نيست (له اصحاب يدعونه الى الهدى ائتنا).
و در پايان آيه به پيامبر دستور مى دهد كه با صراحت بگويد: هدايت تنها هدايت خدا است و ما ماموريت داريم كه فقط در برابر پروردگار عالميان تسليم شويم (قل ان هدى الله هو الهدى و امرنا لنسلم لرب العالمين ).
اين جمله در حقيقت دليل ديگرى بر نفى مذهب مشركان است زيرا تنها در برابر كسى بايد تسليم شد كه مالك و آفريدگار و مربى جهان هستى است نه بتها كه هيچ نقشى در ايجاد و اراده اين جهان ندارند.

سوال
در اينجا سؤ الى پيش مى آيد كه مگر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) قبل از بعثت پيرو مذهب مشركان بوده است كه مى گويد: نرد على اعقابنا (آيا به حال سابق باز گرديم ) در حالى كه مى دانيم او هيچگاه در برابر بت سجده نكرد و در هيچ تاريخى چنين چيزى ننوشته اند، اصولا مقام عصمت چنين اجازهاى را نمى دهد.
پاسـخ :
اين جمله در حقيقت از زبان جمع مسلمين است ، نه از زبان شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) لذا با صيغه و ضمائر جمع ادا شده است .
در آيه بعد دنباله دعوت الهى را چنين شرح مى دهد كه ما گذشته از توحيد دستور داريم كه نماز را برپا داريد و تقوا را پيشه كنيد (و ان اقيموا الصلاة و اتقوه ).
و سرانجام با توجه به مساله معاد و اينكه حشر و بازگشت شما به سوى خدا است اين بحث را پايان مى دهد (و هو الذى اليه تحشرون ).
در حقيقت در اين چند جمله كوتاه برنامه اى كه پيامبر به سوى آن دعوت مى كرده ، و از حكم عقل و فرمان خدا سرچشمه گرفته ، به صورت يك برنامه چهار ماده اى كه آغازش توحيد، و انجامش معاد، و مراحل متوسط آن محكم ساختن پيوندهاى الهى و پرهيز از هر گونه گناه مى باشد ارائه داده شده است .

منبع (ادامه ...):

https://t.me/fazylatha

سوره مبارکه المائدة آیه ۵۶
وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسولَهُ وَالَّذينَ آمَنوا فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ﴿۵۶﴾
و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.

حضرت آیت الله امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار رمضانی مسئولان و کارگزاران نظام:
۱۵ / فروردین / ۱۴۰۲
همه امکانات کشور باید در خدمت مهار تورم و رشد تولید قرار گیرد
کسانی که کشف حجاب می‌کنند اگر پشت پرده جاسوسی آن را بدانند این کار را نمی‌کنند
شکل‌گیری تحولات و نظم جهانی در جهت تضعیف جبهه دشمنان جمهوری اسلامی

 

https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=35241

حضرت آیت الله امام خامنه ای:
مهمترین کارِ زن،
سرِپا نگهداشتن زندگی
برخی فکر میکنند اگر زنی مثلاً کارش عبارت شد از همان کارِ خانه، این اهانت به زن است؛ نه! هیچ اهانتی نیست. بلکه مهمترین کار برای زن این است که زندگی را سرِپا نگه دارد.
بیانات رهبر انقلاب در مراسم خطبه عقد زوج های جوان؛ ۸۱/۳/۸

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , حجاب , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه بقره , سوره مبارکه مائده , سوره مبارکه انعام , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: سوره انشقاق , سوره بقره , تفسیر صفحۀ ۱۹ قرآن کریم , تفسیر , صفحۀ ۱۹ قرآن کریم , تفسیر قرآن کریم , قرآن , قرآن کریم , سوره مبارکه انعام , سوره انعام , تفسیر سوره مبارکه انعام , تفسیر سوره انعام , سوره مبارکه مائده , مهار تورم و رشد تولید , حجاب , پشت پرده , جاسوسی , تحولات , دشمنان , مهمترین کارِ زن , یا زهرا سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

منبع (ادامه ...)

تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۶ - تفسیر نور:

«ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» هر (حکم و) آیه‌ای را نسخ کنیم و یا (نزول) آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌‏آوریم، آیا نمی‌دانی که خدا بر هر چیزی قادر است؟
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۶:

کلمۀ «نُنْسِها» از مصدر «انساء» به‌معنای تأخیر انداختن یا حذف‌کردن است. بدین‌معنا که نزول آیه به تأخیر افتد و پس از مدّتی نازل شود.

این آیه در مقام پاسخ به تبلیغات سوء یهود است. آنان سؤال می‏‌کردند چرا در اسلام برخی قوانین تغییر پیدا می‌کند؟ چرا قبله از بیت‌المقدّس به کعبه تغییر یافت؟ اگر اوّلی درست بود، پس دستور دوّم چیست؟ و اگر دستور دوّم درست است، پس اعمال قبلی شما باطل است.
پاسخ قرآن به ایرادهای یهود، مبنی بر علت تغییر در برخی از قوانین:

قرآن با این آیه، به این ایرادها پاسخ می‏‌گوید:

ما هیچ حکمی را نسخ نمی‌‏کنیم یا آن را به تأخیر نمی‏‌اندازیم؛ مگر بهتر از آن یا همانندش را جانشین آن می‌سازیم.

آنان از اهداف و آثار تربیتی، اجتماعی و سیاسی احکام غافل هستند.

همان‌گونه که پزشک برای بیمار در یک مرحله دارویی تجویز می‌‏کند، ولی وقتی حال مریض کمی بهبود یافت، برنامۀ دارویی و درمان او را تغییر می‌دهد.

یا معلّم با پیشرفت درس دانش‌‏آموز، برنامۀ درسی او را تغییر می‌دهد،

خداوند نیز در زمان‌ها و شرایط مختلف و متفاوت، برنامه‌های تکاملی بشر را تغییر می‌دهد.

یکی از مصادیق آیه، استمرار امامت در جامعه و جانشینی هر امام به جای امام قبلی است،

چنان‌که در حدیثی ذیل این آیه می‌خوانیم: هر امامی از دنیا می‌رود، امام دیگر جانشین او می‌‏شود. «نخبة التفاسیر»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۶:

۱. انسان همراه با نیازهای فطری و ثابت خویش، گاهی در شرایط خاصّ اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی نیز قرار می‌گیرد.

در این موارد در کنار قوانین و مقررات و احکام ثابت، باید دستور العمل‌های متغیّر داشته باشد که از طریق نسخ یا فرمان پیامبر و جانشینان او به مردم ابلاغ شود. «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ»

۲. تغییر احکام، دلیل بر شکست طرح قبلی نیست، بلکه نشانۀ توجّه به مسائل جدید و تغییری حکیمانه است؛ همانند تغییر کتاب و معلّم. «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ» «نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها»

۳. در ظاهر دستورها متغیّر و انبیاء متعدّدند؛ ولی لطف خدا همواره یکسان است. «مِثْلِها»

۴. جعل احکام و همچنین تغییر و تأخیر آنها، به دست خداست. «نَنْسَخْ»، «نُنْسِها»

۵. همواره باید بهتر جایگزین شود، نه پست‏‌تر. «نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها»

۶. اسلام هرگز بن‌بست ندارد. بعضی از قوانین، قابل تغییر است. «نَنْسَخْ»، «نُنْسِها»

۷. تغییر قانون، علاوه‌بر زمینه‌‏های گوناگون و پیدا شدن مصالح جدید، نیاز به قدرت دارد. «نَنْسَخْ» «أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۷ - تفسیر نور:

«أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ» آیا ندانستی که حکومت آسمان‌ها و زمین از آن خداست؟ (و او حق دارد هرگونه تغییر و تبدیلی را به مقتضای حکمت و حاکمیّت خود، در قوانین و احکام به وجود آورد.) و جز خدا برای شما هیچ یاور و سرپرستی نیست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۷:

آنان‌که دربارۀ تغییر بعضی احکام و دستورات اعتراض و ایراد می‌‌کنند، توجّه به حاکمیّت مطلق خداوند ندارند.

حاکمیّت خداوند دائمی و ذاتی و عمومی است، ولی غیر خدا، حاکمیّت و حکومتش محدود، موقّتی، قراردادی و غیر ذاتی است.

بنی‌اسرائیل از حاکمیّت الهی چنین تصوّر نادرستی داشته و خدا را نسبت به اعمال حاکمیّت، دست‌بسته می‌‏دانسته و می‌‏گفتند: «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» « مائده، ۶۴»، درحالی‌که دست خداوند در آفرینش و خلقت و همچنین در وضع و جعل قوانین و تغییر و تحوّل آنها باز است.» «بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ»

خداوند می‌‏تواند هر گاه اراده کند، در آفرینش ایجاد تغییر کند.

مثلًا آب را تلخ کند «لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً» «واقعه، ۷۰»؛

و یا درختان را خشک سازد «لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً» «واقعه، ۶۵»؛

بالاتر از همه، تمامی مردمان را نابود و گروه دیگری را بیافریند «إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ» «ابراهیم، ۱۹».

چنان‌که به گروهی از بنی‌اسرائیل فرمود: «کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ» «بقره، ۶۵» یعنی شما به شکل بوزینه‌گان درآیید و آنان از شکل انسانی به صورت بوزینه‌گان درآمدند.

این نوع تغییر و تحوّل را بنی‌اسرائیل در طول تاریخ زندگانی خویش بارها دیده است، خشک شدن دریا برای عبور آنان، اژدها شدن عصای حضرت موسی علیه‌السّلام، شکافته شدن سنگ‌ها و جاری شدن آب، چگونه است این همه را با چشم خود دیده‌اند، ولی اکنون با تغییر مختصری در احکام و دستورات بهانه‏ گیری می‌‏کنند؟
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۷:

۱. حقّ حاکمیّتِ همیشگی و مطلقِ آسمان‌ها‏ و زمین، مخصوص خداوند است. «لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»

۲. تغییر قوانین، مخصوص خداوندی است که حاکمیّت آسمان‌ها و زمین را دارد. لذا شائبۀ هیچ هوس یا ترسی در این تغییرها نیست. «ما نَنْسَخْ» «لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ»

۳. راضی کردن دیگران که بهانه‌گیر و لجوج هستند، برای شما ارزش نباشد؛ چون غیر از خداوند کسی شما را یاوری و سرپرستی نخواهد کرد. «ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ»
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیه ۱۰۸ - تفسیر نور:

«أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَما سُئِلَ مُوسی‏ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإِیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ» آیا بنا دارید از پیامبرتان سؤالات و درخواست‏‌هایی (نابه‌جا) بکنید، آن‌گونه که پیش از این، موسی (از طرف بنی‌اسرائیل) مورد سؤال قرار گرفت، و هر کس (با این بهانه‏‌جویی‏‌ها از ایمان سرباز زند و) کفر را با ایمان مبادله کند، پس قطعاً از راه مستقیم گمراه شده است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۸:

با توجّه به خود آیه و آنچه از شأن نزول‌ها برمی‌‏آید، برخی از مسلمانان ضعیف الایمان و بعضی از مشرکان، از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله تقاضاهای نامربوط و غیر منطقی داشتند.

مثلًا تقاضا می‌کردند برای ما نامه‌ای از سوی خداوند بیاور! و یا نهرهایی را برای ما جاری ساز.

و برخی دیگر همانند بنی‌اسرائیل می‌گفتند: خداوند را آشکارا به ما نشان بده تا با چشم او را ببینیم و به او ایمان بیاوریم!

آوردن معجزه و اتمام حجّت، برای صدق دعوت پیامبر لازم است، ولی انجام دادن هر درخواستی، طبق هوس و میل هر فردی که از راه می‌رسد، درست نیست.

یک مهندس یا نقاش برای اثبات مهارت خویش، چند نمونه کار ارائه می‏‌دهد، ولی ضرورت ندارد برای هر کسی خانه‌‏ای بسازد یا تابلویی بکشد!

بازگویی مشکلات و تاریخ انبیا، برای دلداری دادن به پیامبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله است، که اگر افرادی از تو سؤال و درخواست نامعقول دارند، از انبیای پیشین نیز از همین قبیل درخواست‌ها می‌کردند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۸:

۱. از سؤالات و درخواست‌‏های بی‌جا بپرهیزید که گاهی زمینه‌ساز کفر است. «أَمْ تُرِیدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا» «وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ»

۲. خطراتی که پیروان دیگر ادیان را تهدید کرده، مسلمانان را نیز تهدید می‌‏کند. «تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَماسُئِلَ مُوسی‏»

۳. از عاقبت و سرانجام دیگران، عبرت بگیرید. «کَما سُئِلَ مُوسی‏»
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۹ - تفسیر نور:

«وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» بسیاری از اهل کتاب (نه‌تنها خودشان ایمان نمی‌‏آورند، بلکه) از روی حسدی که در درون‌شان هست، دوست دارند شما را بعد از ایمان‌تان به کفر بازگردانند، با اینکه حق (بودن اسلام و قرآن) برای آنان روشن شده است، ولی شما (در برابر حسادتی که می‏‌ورزند، آنها را) عفو کنید و درگذرید تا خداوند فرمان خویش بفرستد، همانا خداوند بر هر کاری تواناست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۹:

«عفو» یعنی بخشیدنِ خلاف، «صفح» یعنی نادیده‌گرفتنِ خلاف.

دشمن که در دل آرزوی کفر شما را دارد، در عمل از هیچ توطئه و نقشه‌ای خودداری نخواهد کرد.

روش‌های اقدام آنها همان طرح سؤالات بی‌جا، وسوسه‌ها، القای شبهات و می‌‏باشد که باید نسبت به آنها هوشیار بود.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۰۹:

۱. نسبت به روحیّات و برنامه‌های دشمنان خود، مواظب باشید. «وَدَّ» «یَرُدُّونَکُمْ»

۲. در برخورد با دشمن نیز باید انصاف داشت. «وَدَّ کَثِیرٌ» آیه می‌فرماید: بسیاری از اهل کتاب چنین هستند، نه همۀ آنان.

۳. شعلۀ حسادت، چنان خطرناک است که بعد از علم و آگاهی نیز فرو نمی‌نشیند. «حَسَداً» «مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ»

۴. شما با ایمان آوردن به اسلام، عظمت و عزّتی می‌یابید که دشمنان به شما رشک و حسد می‌ورزند و می‏‌خواهند شما به جهل، شرک و تفرقۀ زمان جاهلیّت برگردید. «وَدَّ کَثِیرٌ» «لَوْ یَرُدُّونَکُمْ»

۵. با مخالفان نباید فوراً به خشونت برخورد کرد، گاهی لازم است حتّی با علم به کینه و حسادت آنها، با ایشان مدارا نمود. «فَاعْفُوا»

۶. فرمان عفو دشمن، به صورت موقّت و تا زمانی است که مسلمانان دلسرد و دشمنان جسور نشوند. «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّی»

۷. عفو، نشان ضعف نیست. خداوند بر انجام هر کاری تواناست و امروز نیز می‌تواند شما را بر دشمنان غالب گرداند. «إِنَّ اللَّهَ» «قَدِیرٌ»
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۰ - تفسیر نور:

«وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» و نماز را برپا دارید و زکات را پرداخت نمایید و هر خیری که برای خود از پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا (در سرای دیگر) خواهید یافت، همانا خداوند به اعمال شما بیناست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۰:

بعد از اوّلین خطاب در آیۀ ۱۰۴ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»، این آیه حامل سومین دستور برای مسلمانان است.

در دستور اوّل خداوند رعایت ادب در گفت‌وگو با رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله را یادآور شد تا در سخن گفتن مواظب باشند بهانه و دستاویزی برای تمسخر به دست دشمنان و مخالفان ندهند. «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا»

دستور دوّم عفو و اغماض از کینه و حسادت اهل کتاب تا زمان صدور دستور جدید بود. «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا»

دستور سوّم اقامۀ نماز و پرداخت زکات است.

درزمانی‌که مسلمانان در تیررس انواع کینه و حسادت‌ها بودند و مأمور به عفو و اغماض شده‌اند، لازم است رابطۀ خودشان را با خداوند از طریق اقامۀ نماز، و پیوند با محرومان جامعه را از طریق زکات، تقویت نمایند.
پیام‌‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۰:

۱. معمولًا دستور به نماز همراه با زکات در قرآن آمده است. یعنی یاد خدا باید همراه با توجّه به خلق خدا باشد. «أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ»

۲. اعمال انسان، قبل از خود انسان وارد عرصه قیامت می‌شود. «تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ»

۳. مقدار کار خیر مهم نیست؛ هر کس به هر مقدار می‌تواند باید انجام دهد. «مِنْ خَیْرٍ»

۴. کارهای خیر، برای قیامت محفوظ می‌ماند. «تَجِدُوهُ»

۵. ایمان به نظارت الهی و پاداش در قیامت، قوی‌ترین انگیزۀ عمل صالح می‏‌باشد. «ما تُقَدِّمُوا» «تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۱ - تفسیر نور:

«وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصاری‏ تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» و گفتند: هرگز به بهشت داخل نشود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد. اینها آرزوهای آنهاست، بگو: اگر راستگویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید.
پیام‌های سوره بقره - آیه ۱۱۱:

۱. غرور دینی، باعث شد تا یهود و نصارا خود را نژاد برتر و بهشت را در انحصار خود بدانند. «إِلَّا مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصاری‏»

۲. امتیازطلبی و خودبرتربینی، آرزویی خام و خیالی واهی است. «تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ»

۳. ادّعای بدون دلیل محکوم است. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ»

۴. هر گونه عقیده‌‏ای باید بر اساس دلیل باشد. «قالُوا قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ» قرآن، مطالب خود را با دلیل بیان کرده است و از مخالفان نیز تقاضای دلیل می‌کند.
تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۲ - تفسیر نور:

«بَلی‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ » آری، کسی که با اخلاص به خدا روی آورد و نیکوکار باشد، پس پاداش او نزد پروردگار اوست، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین خواهند شد.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۱۱۲:

آیه علّت ورود در بهشت را، تسلیم فرمان خدا و نیکوکار بودن می‌داند. یعنی بهشت به ادّعا و شعار به کسی داده نمی‏‌شود، بلکه ایمان و عمل صالح لازم است.
پیام‌های سوره بقره - آیه ۱۱۲:

۱. برای ورود به بهشت، به جای خیال و آرزو، هم تسلیم خدا بودن و ایمان درونی لازم است و هم عمل صالح بیرونی. «أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ»

۲. نیکوکاری باید سیرۀ انسان باشد، نه به صورت موسمی و فصلی. «هُوَ مُحْسِنٌ»

۳. پاداش دادن، از شئون ربوبیّت است. «أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ»

۴. هر کس خالصانه روی به خدا آورد، هم بهر کامل دارد «فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ» و هم از هر نوع دلهره بیمه خواهد بود. «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ»

منبع: محسن قرائتی، ج۱، تفسیر نور، ج ۱ ، ص ۱۷۶ - ۱۸۳.

منبع ...:

https://olgoirani.com/content/17

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۶۸تا۶۹
و إ ذا راءيت الذين يخوضون فى ءاياتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره و إما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين(۶۸)
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شى ء و لكن ذكرى لعلهم يتقون(۶۹)

ترجمه :
۶۸ - هر وقت كسانى را كه آيات ما را استهزاء مى كنند مشاهده نمائى از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند و اگر شيطان از ياد تو ببرد، به محض توجه پيدا كردن با (اين ) جمعيت ستمگر منشين .
۶۹ - و اگر افراد با تقوى (براى ارشاد و اندرز با آنها بنشينند) چيزى از حساب (و گناه ) آنها برايشان نيست ، ولى (اين كار تنها بايد) براى متذكر ساختن آنها باشد شايد (بشنوند و) پرهيز كارى پيشه كنند.

شان نزول :

در تفسير مجمع البيان از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه چون آيه نخست نازل گرديد و مسلمانان از مجالست با كفار و استهزا كنندگان آيات الهى نهى شدند
جمعى از مسلمانان گفتند: اگر بخواهيم در همه جا به اين دستور عمل كنيم بايد هرگز به مسجد الحرام نرويم طواف خانه خدا نكنيم (زيرا آنها در گوشه و كنار مسجد پراكنده اند و به سخنان باطل پيرامون آيات الهى مشغولند و در هر - گوشه اى از مسجد الحرام ما مختصر توقفى كنيم ممكن است سخنان آنها به گوش ما برسد) در اين موقع آيه دوم نازل شد و به مسلمانان دستور داد كه در اين گونه مواقع آنها را نصيحت كنند و تا آنجا كه در قدرت دارند به ارشاد و راهنمائى آنها را بپردازند.
ذكر شان نزول براى آيه فوق - همانطور كه سابقا نيز اشاره كرديم - منافات با نازل شدن تمام سوره با هم ندارد، زيرا ممكن است حوادث مختلفى در زندگى مسلمانان رخ دهد، سپس سوره اى يكجا نازل شود و هر چند آيه اى از آن ناظر به قسمتى از آن حوادث بوده باشد.

تفسیر
دورى از مجالس اهل باطل
از آنجا كه بحثهاى اين سوره بيشتر ناظر به وضع مشركان و بت پرستان است در اين دو آيه به يكى ديگر از مسائل مربوط به آنها اشاره نخست به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى گويد: هنگامى كه مخالفان لجوج و بى منطق را مشاهده كنى كه آيات خدا را استهزاء مى كنند، از آنها روى بگردان تا از اين كار صرف نظر كرده به سخنان ديگر بپردازند (و اذا رايت الذين يخوضون فى آياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره )
گرچه در اين جمله روى سخن به پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ولى مسلما اين حكم اختصاصى به او ندارد و تمام مؤ منان را شامل مى شود، فلسفه اين حكم نيز روشن است زيرا اگر مسلمانان در مجالس آنها شركت مى كردند، آنها براى انتقام گرفتن و ناراحت ساختن ايشان به سخنان باطل و نارواى خود ادامه مى دادند، اما هنگامى كه با بي اعتنائى از كنار آنها بگذرند طبعا سكوت خواهند كرد و به مسائل ديگر خواهند پرداخت ، زيرا تمام هدف آنها ناراحت ساختن پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مسلمين بود.
سپس اضافه مى كند اين موضوع به اندازه اى اهميت دارد كه اگر شيطان ترا به فراموشى افكند و با اين گونه اشخاص سهوا همنشين شدى به مجرد اينكه متوجه موضوع گشتى فورا از آن مجلس برخيز و با اين ستمكاران منشين (و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين )
دو سؤ ال
در اينجا دو سؤ ال پيش مى آيد نخست اينكه : مگر ممكن است شيطان بر پيامبر مسلط گردد و باعث فراموشى او شود، و به تعبير ديگر آيا با وجود مقام عصمت و مصونيت از خطا حتى در موضوعات ، ممكن است پيامبر گرفتار اشتباه و فراموشى شود؟!
در پاسـخ اين سؤ ال مى توان گفت كه روى سخن در آيه گرچه به پيامبر است
اما در حقيقت منظور پيروان او هستند كه اگر گرفتار فراموشكارى شدند و در جلسات آميخته به گناه كفار شركت كردند به محض ‍ اينكه متوجه شوند بايد از آنجا برخيزند و بيرون روند، و نظير اين بحث در گفتگوهاى روزانه ما و در ادبيات زبانهاى مختلف ديده مى شود كه انسان روى سخن را به كسى مى كند اما هدفش اين است كه ديگران بشنوند، مطابق ضرب المثل معروف عرب كه مى گويد: اياك اعنى و اسمعى يا جاره .
بعضى از مفسران مانند طبرسى در مجمع البيان و ابو الفتوح در تفسير معروف خود، پاسـخ ديگرى داده اند كه حاصلش اين است سهو و فراموشى در احكام و در مقام رسالت از طرف خداوند در مورد انبياء جايز نيست و اما در موضوعات در صورتى كه موجب گمراهى مردم نشود مانعى ندارد ولى اين پاسـخ با آنچه در ميان متكلمين ما مشهور است كه انبياء و ائمه علاوه بر احكام ، در موضوعات عادى نيز معصوم و مصون از اشتباه هستند سازش ندارد.
سؤ ال ديگر
اينكه بعضى از دانشمندان اهل تسنن اين آيه را دليلى بر عدم جواز تقيه بر رهبران دينى گرفته اند زيرا آيه صريحا مى گويد: در برابر دشمنان تقيه نكن و حتى اگر در مجلس آنها باشى از مجلس آنها برخيز.
پاسـخ :
اين ايراد نيز روشن است ، زيرا شيعه هرگز نمى گويد در همه جا بايد تقيه كرد بلكه تقيه در پاره اى از موارد قطعا حرام است ، و وجوب آن منحصر به مواردى است كه تقيه و ترك اظهار حق منافعى داشته باشد كه از اظهار آن بيشتر باشد، و يا موجب دفع ضرر و خطر كلى گردد.
در آيه بعد يك مورد را استثناء كرده و مى گويد: اگر افراد با تقوا براى نهى از منكر در جلسات آنها شركت كنند و به اميد پرهيزكارى و بازگشت آنها از گناه ، آنان را متذكر سازند مانعى ندارد و گناهان آنها را بر چنين اشخاصى نخواهند نوشت ، زيرا در هر حال قصد آنها خدمت و انجام وظيفه بوده است (و ما على الذين يتقون من حسابهم من شى ء و لكن ذكرى لعلهم يتقون )
براى اين آيه تفسير ديگرى نيز ذكر شده ولى آنچه گفتيم با ظاهر آيه و همچنين با شان نزول آن سازگارتر است .
ضمنا بايد توجه داشت تنها كسانى مى توانند از اين استثناء استفاده كنند كه طبق تعبير آيه داراى مقام تقوا و پرهيزگارى باشند و نه تنها تحت تاثير آنها واقع نشوند بلكه بتوانند آنها را تحت تاثير خود قرار دهند.
در ذيل آيه 140 سوره نساء نيز مضمونى شبيه آيه فوق داشتيم و مطالب ديگرى در اين زمينه بيان شد.

منبع ...:

https://t.me/fazylatha

پيامبر اکرم (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله) :

احِبُّ الصِّبْيانَ لِخَمْسٍ : اَلاَْوَّلُ : اَنـَّهُمْ هُمُ الْبَكّاؤونَ ، وَالثّانى : يَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ وَ الثّالِثُ : يَخْتَصِمونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ وَ الرّابِـعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا وَ الْخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ ؛

كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مى دارم :

1- آن كه بسيار مى گِريند،
2- آن كه با خاك بازى مى كنند،
3- آن كه دعوا كردن آنان همراه با كينه نيست؛
4- آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمى كنند،
5- آن كه مى سازند و سپس، خراب مى كنند (دل بستگى ندارند) .

مواعظ العدديّه ، ص ۲۵۹
 

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه بقره , سوره مبارکه انعام , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر صفحۀ ۱۷ قرآن کریم , تفسیر , صفحۀ ۱۷ قرآن کریم , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه انعام , سوره مبارکه انعام , سوره انعام , پيامبر اکرم (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله) , كودكان , كودك , پنج , گریه , خاک , بازی , دعوا , کینه , فردا , ذخبره , خراب , ساختن , دلبستگی , روزه , خوردن , آشامیدن , نخوردن , نیاشامیدن , روزه دار , گناهان , آلودگیها , آلودگی , گناهان زبان , گناه زبان , زبان , بدگویی , اهانت , گناهان دل , دشمنی , مادران , انتظار , حاج قاسم سلیمانی , شهید سلیمانی , حضرت خدیجه سلام الله علیها , ظهور , یا زهرا سلام الله علیها , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

یا زهراء سلام الله علیها

https://portal.anhar.ir/node/1021#gsc.tab=0

فضیلت و خواص سوره مطففین

هشتاد و سومین سوره قرآن کریم است که مکی و 36 آیه دارد.

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: هر کس که سوره مطففین را قرائت نماید خداوند به او شرابی از باده سر به مهر، می نوشاند.(1)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس در نمازهای واجب خود سوره مطففین را قرائت نماید خداوند امنیت از اتش را به او عطا می کند به گونه ای که نه تو آتش را می بیند و نه آتش او را. در روز قیامت بر روی پل جهنم عبور نمی کند و از او محاسبه نمی شود.(2)

آثار وبرکات سوره

1) برای حفظ موجودی انبارها

از رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم نقل شده است: اگر این سوره را بر مخزن و انباری بخوانند از هر گونه خطر و افتی حفظ می شود. (3)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: سوره مطففین را بر هر چیزی بخوانند از شر و آفت حشرات روی زمین نگاه داشته می شود.(4)

_________________

پی نوشت:

(1) مجمع البیان، ج10، ص289

(2) ثواب الاعمال ص122

(3) تفسیرالبرهان، ج10، ص289

(4) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

برخی از احادیث امام حسن عسکری علیه السلام ...

http://www.asr-entezar.ir/

 

https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=52091

پرتوی از عظمت حسین‌بن‌علی

 

https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=50743

از تبیین تا قیام حسینی علیه‌السلام

حضرت امام حسین(علیه السلام) / عاشورا/کربلا/عبرت‌های عاشورا/حسنین/کوفیان/یزید / سیدالشهدا/ثارالله/اباعبدالله الحسین

شهید علی محمودوند

تاریخ ولادت: ۱۳۴۳/۰۴/۰۶

تاریخ شهادت: ۱۳۷۹/۱۱/۲۲

نحوه شهادت : انفجار مین

شهید مدافع حرم شهید سید اسماعیل سیرت نیا اصالتا اهل شهر رشت و ساکن تهران بود. وی از دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن بود که در مقطع کارشناسی پیوسته مشغول به تحصیل بود. این شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) از نیروهای سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ در عملیات مستشاری در سوریه در جریان عملیات محرم سال ۹۴ و در نزدیکی حلب به وسیله اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پهلو و پشت سرش همچون مادرش حضرت زهرا س به شهادت رسید. پیکر این شهید در ستاد تیپ عملیاتی سپاه محمد رسول الله تشییع و سپس در زادگاهش شهر رشت تشییع و تدفین شد ...

ماجرای حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مراسم خواستگاری شهید سیرت‌نیا/ هدیه‌ای که از یک شهید بر سر سفره عقد رسید ...

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای انقلاب اسلامی , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: فضیلت , خواص , سوره مطففین , امام صادق علیه السلام , نمازهای واجب , رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم , خداوند , نمازهای واجب , امنیت , آتش , ماه مبارک رمضان , مخزن , انبار , حدیث , امام حسن عسکری علیه السلام , امام حسین علیه السلام , تبیین , قیام حسینی علیه السلام , شهید علی محمودوند , انفجار , مین , انفجار مین , شهادت , شهید مدافع حرم , شهید سید اسماعیل سیرت نیا , ظهور , امام خامنه ای , یا زهرا سلام الله علیها ,
|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
سفارش قران کریم و حجج الهی که ...
نویسنده : yamahdi788
تاریخ : سه شنبه 1 شهريور 1401

یا زهراء سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ[شوری -۲۰]

اگر چه خدای متعال اراده ومقرر فرموده، هر کسی حتی آنان که یا از روی جهالت و یا از روی عناد در غفلت از حقایق هستی بسر می برند و کافر و مشرک هستند ،به قدر تلاش خود از دنیا بهره خواهند برد، اما:
در آخرت از نعمت های ابدی (دربهشت چون نخواسته اند) نصیبی نخواهد داشت.
لذا سفارش قران کریم و حجج الهی که مفسرین قران کریم، آخرین و جامع ترین کتاب الهی برای سعادت دنیا و آخرت بشر هستند، این است که:
همواره امور دنیایت را با امر آخرت گره بزن و به تمام رفتار و اعمال و کردارت از جمله کسب و کار و علم و دانش و زندگیت رنگ الهی بده و طبق دستورات خالق خود در دنیا زندگی کن و در کنار تلاش و کوششت برای امر معیشت و بهره از نعمات الهی و تامین آسایش زندگی در این فرصت کوتاه دنیا، با توکل به خالق خود، و دعا از خدا ی متعال، حیات جاوید و بقاء بی پایان در آخرت و در بهشت و در جوار رحمت حق نیز را برای خود مهیا کن، در اینصورت نعمات دنیوی برای تو در همین دنیا نیز طعم و بوی بهشتی خواهند گرفت،


س.م،ر

منبع (ادامه مطلب ...):

https://t.me/fazylatha



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , حوزه‌های علمیه , حجاب , قرآن کریم , انتخابات , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , شهدای کربلا , محرم | عاشورا , شهدای انقلاب اسلامی , ماه صفر , اربعین حسینی علیه السلام , ماه رجب المرجب , ماه شعبان المعظم , ماه مبارک رمضان , قیام ۱۵ خرداد , ,
:: برچسب‌ها: خدای متعال , اراده , جهالت , عناد , غفلت , حقایق هستی , کافر , مشرک , تلاش , دنیا , سفارش , قرآن کریم , حجج الهی , مفسرین قرآن کریم , بهشت , کتاب الهی , دنیا و آخرت , آخرت , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 62
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

امیرالمؤمنین عليه السلام ـ در بخشى از سفارش خود به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام فرمودند :

أي بُنَيَّ ، لا تُؤيِسْ مُذنِبا ، فَكَم مِن عاكِفٍ على ذَنبِهِ خُتِمَ لَهُ بخَيرٍ ، و كَم مِن مُقبِلٍ على عَمَلِهِ مُفسِدٌ في آخِرِ عُمُرِهِ ، صائرٌ إلَى النارِ ، نَعوذُ بِاللّه ِ منها

اى فرزندم! هيچ گنهكارى را نوميد مكن ؛ زيرا اى بسا كسى كه عمرى گناه مى كند ، اما فرجامش به نيكى ختم مى شود و اى بسا كسى كه عمرى عمل خير مى كند ، ليكن در پايان عمرش گرفتار فساد مى شود و رهسپار دوزخ مى گردد ؛ پناه به خدا از آتش دوزخ.

بحار الأنوار ۷۷/۲۳۹/۱

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) :

النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلَانِ؛ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ، يَخْشَى عَلَى مَنْ يَخْلُفُهُ [يُخَلِّفُ] الْفَقْرَ وَ يَأْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ.

نهج البلاغه حكمت ٤٦٩

مردم در دنيا دو گونه كار كنند :

1- گونه ای در دنيا، براى دنيا كار مى كند و دنيا چنانش به خود مشغول داشته كه به آخرتش نمى پردازد و مى ترسد كه بازماندگانش گرفتار فقر شوند و حال آنكه، خود از دنيا در امان است. چنين كسى عمر خود را براى سود ديگران تباه مى كند

2- گونه ای ديگر در دنيا براى آخرتش كار مى كند، پس بهره و روزی او از دنيا بى هيچ رنجى به دستش مى آيد. چنين كسى نصيب خود از دنيا و آخرت فراهم آورد و مالك دو سراى شود. (هم دنیا دارد هم آخرت) در نزد خداى هم آبرومند است و هر حاجت ، كه از او خواهد ، برآورد.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۳تا۱۰۴

مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بحِيرَةٍ وَ لا سائبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حَامٍ وَ لَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْترُونَ عَلى اللَّهِ الْكَذِب وَ أَكْثرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ‏(۱۰۳) وَ إِذَا قِيلَ لهَُمْ تَعَالَوْا إِلى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلى الرَّسولِ قَالُوا حَسبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَاأَوَ لَوْ كانَ ءَابَاؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شيْئاً وَ لا يهْتَدُونَ‏(۱۰۴)

ترجمه:
۱۰۳ -خداوند هيچگونه بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است ( اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى كه در زمان جاهليت استفاده از آنها را ممنوع مى‏دانستند و اين بدعت در اسلام ممنوع شد ) ولى كسانى كه كافر شدند بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشتر آنها نمى‏فهمند .
۱۰۴-و هنگامى كه به آنها گفته شود ، به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بيائيد مى‏گويند آنچه را از پدران خود يافته‏ ايم ما را بس است ! ، آيا نه چنين است كه پدران آنها چيزى نمى‏دانستند و هدايت نيافته بودند ؟!

تفسیر
در آيه نخست ، اشاره به چهار بدعت نابجا شده كه در ميان عرب جاهلى معمول بود ، آنها بر پاره‏ اى از حيوانات به جهتى از جهات علامت و نامى گذارده و خوردن گوشت آن را ممنوع مى‏ساختند و يا حتى خوردن شير و چيدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمى‏شمردند ، گاهى اين حيوانات را آزاد مى‏گذاشتند كه هر راهى مى‏خواهند بروند و كسى متعرض آنها نمى‏شد يعنى عملا حيوان را بلا استفاده و بيهوده رها مى‏ساختند.
لذا قرآن مجيد مى‏گويد : خداوند هيچيك از اين احكام را به رسميت
نمى‏شناسد ، نه بحيره اى قرار داده و نه سائبه و نه وصيله و نه حام ( ما جعل الله من بحيرة و لا سائبة و لا وصيلة و لا حام ) و اما توضيح اين چهار نوع حيوان:
۱ -بحيره به حيوانى مى‏گفتند كه پنج بار زائيده بود و پنجمين آنها ماده - و به روايتى نر - بود ، گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مى‏دادند ، و آن را بحال خود آزاد مى‏گذاشتند و از كشتن آن صرف نظر مى‏كردند .
بحيره از ماده بحر به معنى وسعت و گسترش است ، و اينكه عرب دريا را بحر مى‏گويد به خاطر وسعت آن است ، و اينكه بحيره را به اين نام مى‏ناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش آن ايجاد مى‏كردند.
۲ -سائبه شترى بوده كه دوازده - و به روايتى ده - بچه مى‏آورد ، آن را آزاد مى‏ساختند و حتى كسى سوار بر آن نمى‏شد و بهر چراگاهى وارد مى‏شد آزاد بود و از هر آبگاه و چشمه‏ اى آب مى‏نوشيد كسى حق مزاحمت آن را نداشت ، تنها گاهى از شير آن مى‏دوشيدند و به مهمان مى‏دادند ( از ماده سيب به معنى جريان آب و آزادى در راه رفتن است ) .
۳ -وصيله به گوسفندى مى‏گفتند كه هفت بار فرزند مى‏آورد و به روايتى به گوسفندى مى‏گفتند : كه دوقلو مى‏زائيد ( از ماده وصل به معنى بهم پيوستگى است ) كشتن چنان گوسفندى را نيز حرام مى‏دانستند.
۴-حام كه اسم فاعل از ماده حمايت مى‏باشد و به معنى حمايت كننده است به حيوان نرى مى‏گفتند كه از وجود آن براى تلقيح حيوانات ماده استفاده مى‏شد ، هنگامى كه ده بار از آن براى تلقيح استفاده مى‏كردند ، و هر بار فرزندى از نطفه آن به وجود مى‏آمد ، مى‏گفتند : اين حيوان پشت خود را حمايت كرده يعنى كسى حق سوار شدن بر آن را ندارد ( يكى از معانى حمى ، نگاهدارى و جلوگيرى و ممنوعيت است ) .
در معنى عناوين چهارگانه بالا در ميان مفسران و در احاديث احتمالات ديگرى نيز ديده مى‏شود اما قدر مشترك همه آنها ، آن است كه منظور حيواناتى بوده كه در واقع خدمات فراوان و مكررى به صاحبان خود از طريق انتاج مى‏كردند ، و آنها هم در مقابل يكنوع احترام و آزادى براى اين حيوانات قائل مى‏شدند.
درست است كه در تمام اين موارد ، جلوه‏ هائى از روح شكرگزارى و قدر دانى حتى در برابر خدمت حيوانات به چشم مى‏خورد ، و از اين نظر عمل آنها قابل تقديس بوده ، ولى از آنجا كه اجراى چنين احترامى در مورد اين حيوانات علاوه بر اينكه با عدم درك آنها مفهومى پيدا نمى‏كرد ، يكنوع اتلاف مال و از بين بردن نعمتهاى الهى و معطل ساختن آنها محسوب مى‏شد و از همه گذشته اين حيوانات به خاطر اين احترام ، گرفتار زجرها و شكنجه‏ هاى جانكاهى مى‏شدند ، زيرا عملا كمتر كسى حاضر مى‏شد غذاى درستى به آنها بدهد و از آنها مراقبت و نگاهدارى كند ، و با توجه به اينكه اين حيوانات معمولا داراى سن زيادى بودند ، به حالت دردناكى در ميان انبوهى از محروميتها به سر مى‏ بردند تا بميرند ، روى اين جهات اسلام از اين كار جدا جلوگيرى كرده است ! .
از همه گذشته از پاره‏ اى از روايات و تفاسير استفاده مى‏شود كه آنها همه يا قسمتى از اين برنامه را به خاطر بتها انجام مى‏دادند و در واقع آنها را نذر بت مى‏كردند در اين صورت مبارزه اسلام با اين كار شكل مبارزه با بت پرستى نيز به خود مى‏گيرد.
و عجيب اين است كه طبق پاره ‏اى از روايات هنگامى كه بعضى از اين حيوانات به مرگ طبيعى مى‏مردند ، گاهى از گوشت آن ( گويا به عنوان تبرك و تيمن ) استفاده مى‏كردند كه اين خود يكنوع عمل زشت ديگر بود.
سپس مى‏فرمايد : افراد كافر و بت ‏پرست اينها را به خدا نسبت مى‏دادند و مى‏گفتند : قانون الهى است ( و لكن الذين كفروا يفترون على الله الكذب).
و اكثر آنها در اين باره كمترين فكر و انديشه ‏اى نمى‏كردند و عقل خود را به كار نمى‏گرفتند ، بلكه كوركورانه از ديگران تقليد مى‏نمودند ( و اكثر هم لا يعقلون).

در آيه بعد اشاره به دليل و منطق آنها در اين تحريمهاى نابجا و بى‏مورد كرده ، مى‏گويد : هنگامى كه به آنها گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) بيائيد ، آنها از اين كار سرباز زده ، مى‏گويند همان رسوم و آداب نياكان ما ، ما را بس است ! ( و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آبائنا ) .
در حقيقت خلافكاريها و بت پرستى ‏هاى آنها از يكنوع بت پرستى ديگر به نام تسليم بدون قيد و شرط در برابر آداب و رسوم خرافى نياكان سرچشمه مى‏گرفت ، گويا آنها تنها عنوان نياكان و پدران را براى ، صحت و درستى عقيده و عادات و رسوم خود كافى مى‏پنداشتند.
قرآن صريحا به آنها پاسخ مى‏گويد : كه مگر نه اين است كه پدران آنها دانشى نداشتند و هدايت نيافته بودند ( ا و لو كان آبائهم لا يعلمون شيئا و لا يهتدون ) يعنى اگر نياكانى كه شما در عقيده و اعمالتان به آنها متكى هستيد ، دانشمندان و هدايت يافتگانى بودند ، اقتباس و پيروى شما از آنان از قبيل تقليد جاهل از عالم بود ، اما با اينكه خودتان مى‏دانيد آنها چيزى بيشتر از شما نمى‏دانستند و شايد عقب‏تر هم بودند ، با اين حال كار شما مصداق روشن تقليد جاهل از جاهل است كه در ميزان عقل و خرد بسيار ناپسند مى‏باشد ؟ از اينكه در جمله بالا قرآن روى كلمه اكثر تكيه كرده چنين بر مى‏آيد
در آن محيط جهل و تاريكى نيز ، اقليتى هر چند ضعيف ، فهميده وجود داشتند كه به اينگونه اعمال بچشم حقارت و تنفر نگاه مى‏كردند.

بتى به نام نياكان!
از موضوعاتى كه در زمان جاهليت به شدت رائج بود و به همين دليل در آيات مختلفى از قرآن منعكس است مساله افتخار به نياكان و احترام بى ‏قيد و شرط و تا سرحد پرستش ، در برابر آنان و افكار و عادات و رسوم آنها بود ، اين موضوع اختصاصى به عصر جاهليت نداشت ، امروز هم در ميان بسيارى از ملتها وجود دارد ، و شايد يكى از عوامل اصلى اشاعه و انتقال خرافات از نسلى به نسل ديگر محسوب مى‏شود ، گويا مرگ يكنوع مصونيت و قداست براى گذشتگان ايجاد مى‏كند و آنها را در هاله ‏اى از احترام و تقوا فرو مى‏برد ! شك نيست كه روح قدردانى و رعايت اصول انسانى ايجاب مى‏كند كه پدران و اجداد و نياكان محترم شمرده شوند ، اما نه به اين معنى كه آنها را معصوم از خطا و اشتباه بدانيم ، و از نقد و بررسى افكار و آداب آنها خوددارى كنيم ، و از خرافات آنها كوركورانه تبعيت نمائيم.
زيرا اين عمل در واقع يكنوع بت پرستى و منطق جاهلى است ، بلكه بايد در عين احترام به حقوق و افكار و سنتهاى مفيدشان ، سنن غلط آنها را بشدت درهم شكست ، به خصوص اينكه نسلهاى آينده بر اثر گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش و تجربيات بيشتر معمولا از نسلهاى پيشين داناتر و باهوشترند ، و هيچ عقل و خردى اجازه تقليد كوركورانه از گذشتگان را نمى‏دهد .
عجب اين است كه بعضى از دانشمندان و حتى اساتيد دانشگاه را مى‏بينيم كه از اين نقطه ضعف بر كنار نمانده و گاهى با كمال شگفتى به خرافات مضحكى همچون پريدن از روى آتش در روزهاى آخر سال تن در مى‏دهند و ميل دارند
آتش پرستى نياكان را به نوعى زنده كنند و در حقيقت منطقى جز منطق اعراب زمان جاهليت ندارند .

تضاد بى ‏دليل
در تفسير الميزان از تفسير در المنثور از جمعى از دانشمندان عامه نقل شده : كه شخصى به نام ابو الاحوص مى‏گويد خدمت پيامبر اسلام (صلى‏الله ‏عليه‌‏وآله ‏وسلّم‏) رسيدم در حالى كه لباس كهنه و مندرسى بر تن داشتم پيامبر (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) فرمود : مال و ثروتى دارى ، گفتم : آرى فرمود : چه نوع مال ؟ گفتم : همه گونه مال در اختيار دارم ، شتر ، گوسفند ، اسب ، و مانند اينها پيامبر (صلى‏الله‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) فرمود:هنگامى كه خدا به تو چيزى داد بايد آثار آن را در تو ببيند ( نه اينكه ثروت خود را كنار بگذارى و همانند مسكينان زندگى كنى).
سپس فرمود : آيا بچه‏ شترهاى تو گوش دريده متولد مى‏شوند يا با گوشهاى سالم ، گفتم : مسلما با گوش سالم ، مگر ممكن است شتر ، نوزاد گوش دريده بياورد ؟ ! فرمود : پس لابد خودت تيغ به دست گرفته گوشهاى يكعده از آنها را شكاف مى‏دهى و مى‏گوئى اين بحر است و گوشهاى بعضى ديگر را پاره كرده و مى‏گوئى اين صرم است ؟ گفتم آرى چنين كار را مى‏كنم ، فرمود : هرگز چنين كارى مكن هر چه خدا به تو داده است براى تو حلال است ، سپس تلاوت فرمود : ما جعل الله من بحيرة و لا سائبة و لا وصيلة و لا حام .
از اين روايت استفاده مى‏شود كه آنها قسمتى از اموال خود را معطل و بى مصرف نگاه مى‏داشتند ، ولى بجاى آن صرفه‏ جوئى كرده ، لباسهاى كهنه و مندرس در تن مى‏پوشيدند و اين يك تضاد بى‏دليل بود.

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب ...)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: خداوند , هيچگونه , بحيره , و , سائبه , و , وصيله , و , حام , قرار , نداده , است , اشاره , به , چهار , نوع , از , حيوانات , اهلى , كه , در , زمان , جاهليت , استفاده , از , آنها , را , ممنوع , مى‏دانستند , و , اين , بدعت , در , اسلام , ممنوع , شد , ولى , كسانى , كه , كافر , شدند , بر , خدا , دروغ , مى‏بندند , و , بيشتر , آنها , نمى‏فهمند , و , هنگامى , كه , به , آنها , گفته , شود , ، , به , سوى , آنچه , خدا , نازل , كرده , و , به , سوى , پيامبر , بيائيد , مى‏گويند , آنچه , را , از , پدران , خود , يافته‏ , ايم , ما , را , بس , است , آيا , نه , چنين , است , كه , پدران , آنها , چيزى , نمى‏دانستند , و , هدايت , نيافته , بودند , مردم , در , دنيا , دو , گونه , كار , كنند , گونه , ای , در , دنيا , , براى , دنيا , كار , مى , كند , و , دنيا , چنانش , به , خود , مشغول , داشته , كه , به , آخرتش , نمى , پردازد , و , مى , ترسد , كه , بازماندگانش , گرفتار , فقر , شوند , و , حال , آنكه , خود , از , دنيا , در , امان , است , , چنين , كسى , عمر , خود , را , براى , سود , ديگران , تباه , مى , كند , گونه , ای , ديگر , در , دنيا , براى , آخرتش , كار , مى , كند، , پس , بهره , و , روزی , او , از , دنيا , بى , هيچ , رنجى , به , دستش , مى , آيد , چنين , كسى , نصيب , خود , از , دنيا , و , آخرت , فراهم , آورد , و , مالك , دو , سراى , شود , هم , دنیا , دارد , هم , آخرت , در , نزد , خداى , هم , آبرومند , است , و , هر , حاجت , كه , از , او , خواهد , برآورد , اى , فرزندم , هيچ , گنهكارى , را , نوميد , مكن , زيرا , اى , بسا , كسى , كه , عمرى , گناه , مى , كند , اما , فرجامش , به , نيكى , ختم , مى , شود , و , اى , بسا , كسى , كه , عمرى , عمل , خير , مى , كند , ليكن , در , پايان , عمرش , گرفتار , فساد , مى , شود , و , رهسپار , دوزخ , مى , گردد , پناه , به , خدا , از , آتش , دوزخ , امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) , نهج البلاغه , امام حسن عليه السلام , شب قدر , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی خدا...

حضرت امام صادق علیه السلام
كانَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ يَا بَنِي آدَمَ اهْرَبُوا مِنَ الدُّنْيَا إِلَى اللَّهِ وَ أَخْرِجُوا قُلُوبَكُمْ عَنْهَا فَإِنَّكُمْ لَا تَصْلُحُونَ لَهَا وَ لَا تَصْلُحُ لَكُمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ فِيهَا وَ لَا تَبْقَى لَكُم‏...

عیسی بن مریم به اصحاب خود می فرمودند: ای فرزندان آدم! از دنیا به سوی خدا فرار کنید؛

و دلهای خود را از دنیا خارج کنید؛ که نه دنیا برای شما مناسب است و نه شما شایستۀ دنیا هستید، نه در آن باقی می مانید و نه دنیا برایتان می ماند...

«الأمالی» شیخ صدوق ص ۵۵۵

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

دعا برای ظهور پس از هر نماز واجب

در کتاب «جمال الصالحین» از مولایمان امام صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:

همانا از حقوق ما بر شیعیان ما این است که بعد از هر نماز واجب دست هایشان را بر چانه گذاشته و سه مرتبه بگویند:

یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ،
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِحفَظ غَیبَةَ مُحَمَّدٍ،
یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِنتَقِم لِابنَةِ مُحَمَّدٍ

ای پروردگار محمّد، فرج و گشایش امور آل محمّد را تعجیل فرما، ای پروردگار محمّد، محافظت کن (دین را در) غیبت محمّد، ای پروردگار محمّد، انتقام دختر محمّد را بگیر.

صحیفه مهدیه، ص۲۷۱
مکیال المکارم ج۲بخش ۷

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۱تا۱۰۲

یاأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَسئَلُوا عَنْ أَشيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسؤْكُمْ وَ إِن تَسئَلُوا عَنهَا حِينَ يُنزَّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنهَاوَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ‏(۱۰۱) قَدْ سأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكمْ ثُمَّ أَصبَحُوا بهَا كَافِرِينَ‏(۱۰۲)

ترجمه:
۱۰۱ -اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از مسائلى سؤال نكنيد كه اگر براى شما آشكار گردد شما را ناراحت مى‏كند ، و اگر به هنگام نزول قرآن از آنها سؤال كنيد براى شما آشكار مى‏شود ، خداوند آنها را بخشيده ( و از آن صرف نظر كرده ) است و خداوند آمرزنده و حليم است.
۱۰۲ -جمعى از پيشينيان از آنها سؤال كردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند ، ( ممكن است شما هم چنان سرنوشتى پیدا کنید.

شان نزول
در شان نزول آيات فوق در منابع حديث و تفسير اقوال مختلفى ديده مى‏شود ، ولى آنچه با آيات فوق و تعبيرات آن سازگارتر است شان نزولى است كه در تفسير مجمع البيان از على بن ابى طالب (عليه ‏السلام‏) نقل شده است كه روزى پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) خطبه ‏اى خواند و دستور خدا را درباره حج بيان كرد شخصى بنام عكاشه - و بروايتى سراقه - گفت آيا اين دستور براى هر سال است ، و همه سال بايد حج بجا بياوريم ؟ پيامبر (صلى‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) به سؤال او پاسخ نگفت ، ولى او لجاجت كرد ، و دو بار ، و يا سه بار ، سؤال خود را تكرار نمود ، پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) فرمود : واى بر تو چرا اينهمه اصرار مى‏كنى اگر در جواب تو بگويم بلى ، حج در همه سال بر همه شما واجب مى‏شود و اگر در همه سال واجب باشد توانائى انجام آن را نخواهيد داشت و اگر با آن مخالفت كنيد گناهكار خواهيد بود ، بنابراين ما دام كه چيزى به شما نگفته ‏ام روى آن اصرار نورزيد زيرا ( يكى از ) امورى كه باعث هلاكت ( بعضى از ) اقوام گذشته شد اين بود كه لجاجت و پر حرفى مى‏كردند و از پيامبرشان زياد سؤال مى‏نمودند ، بنابراين هنگامى كه به شما دستورى مى‏دهم به اندازه توانائى خود آنرا انجام دهيد ( اذا امرتكم من شى‏ء فاتوا منه ما استطعتم ) و هنگامى كه شما را از چيزى نهى مى‏كنم خوددارى كنيد آيات فوق نازل شد و آنها را از اين كار باز داشت .
اشتباه نشود منظور از اين شان نزول - همانطور كه در تفسير آيه خواهيم گفت - اين نيست كه راه سؤال و پرسش و فراگيرى مطالب را بروى مردم ببندد زيرا
قرآن در آيات خود صريحا دستور مى‏دهد كه مردم آنچه را نمى‏دانند از اهل اطلاع بپرسند فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون.
بلكه منظور سؤالهاى نابجا و بهانه‏ گيريها و لجاجتهائى است كه غالبا سبب مشوب شدن اذهان مردم ، و موجب مزاحمت گوينده ، و پراكندگى رشته سخن و برنامه او مى‏گردد.

تفسیر
سؤالات بيجا!
شك نيست كه سؤال كردن كليد فهم حقائق است ، و به همين دليل كسانى كه كمتر مى‏پرسند كمتر مى‏دانند ، و در آيات و روايات اسلامى نيز به مسلمانان دستور اكيد داده شده است كه هر چه را نمى‏دانند بپرسند ، ولى از آنجا كه هر قانونى معمولا استثنائى دارد ، اين اصل اساسى تعليم و تربيت نيز استثنائى دارد و آن اينكه گاهى پاره ‏اى از مسائل پنهان
بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تامين مصالح افراد بهتر است در اينگونه موارد جستجوها و پرسشهاى پى در پى ، براى پرده برداشتن ، از روى واقعيت ، نه تنها فضيلتى نيست بلكه مذموم و ناپسند نيز مى‏باشد ، مثلا غالب پزشكان صلاح اين مى‏دانند كه بيماريهاى سخت و وحشتناك را از شخص بيمار مكتوم دارند ، گاهى تنها اطرافيان را در جريان مى‏گذارند ، با اين قيد كه از بيمار پنهان دارند ، زيرا تجربه نشان داده ، بيشتر مردم اگر از عمق بيمارى خود آگاه شوند گرفتار وحشتى مى‏گردند كه اگر كشنده نباشد لااقل بهبودى را به تاخير مى‏اندازد .
در اينگونه موارد بيمار هرگز نبايد در برابر طبيب دلسوز خود به سؤال و اصرار بپردازد .
زيرا اصرارهاى مكرر او گاهى چنان ميدان را بر طبيب تنگ مى‏كند كه براى آسودگى خود و رسيدگى به ساير بيماران جز اين نمى‏بيند كه حقيقت را براى اين بيمار لجوج آشكار سازد اگر چه او از اين رهگذر زيانهائى ببيند.همچنين مردم در همكاري هاى خود نياز به خوش‏بينى دارند و براى حفظ اين سرمايه بزرگ صلاح اين است كه از تمام جزئيات حال يكديگر با خبر نباشند ، زيرا بالاخره هر كس نقطه ضعفى دارد ، و فاش شدن تمام نقطه‏ هاى ضعف ، همكارى ‏هاى افراد را مواجه با اشكال مى‏كند ، مثلا ممكن است يك فرد با شخصيت و مؤثر تصادفا در يك خانواده پست و پائين متولد شده باشد ، اكنون اگر سابقه او فاش شود ، ممكن است آثار وجودى او در جامعه متزلزل گردد در اين گونه موارد به هيچوجه نبايد افراد ، اصرارى داشته باشند و به جستجو برخيزند .و يا اينكه بسيارى از نقشه‏ ها و طرحهاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آنها ضربه‏ اى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
اينها و امثال آن مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند ، نبايد آنها را پاسخ گويند .قرآن در آيه فوق به اين موضوع اشاره كرده ، صريحا مى‏گويد : اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مى‏شود پرسش نكنيد ( يا ايها الذين آمنوا لا تسالوا عن اشياء ان تبد لكم تسؤكم).

ولى از آنجا كه سؤالات پى در پى از ناحيه افراد و پاسخ نگفتن به آنها ممكن است موجب شك و ترديد براى ديگران گردد و مفاسد بيشترى به بار آورد اضافه مى‏كند اگر در اينگونه موارد زياد اصرار كنيد بوسيله آيات قرآن بر شما افشاء مى‏شود و به زحمت خواهيد افتاد ( و ان تسالوا عنها حين ينزل القرآن تبد لكم).
و اينكه افشا كردن اينها را به زمان نزول قرآن اختصاص مى‏دهد به خاطر آن است كه سؤالات مربوط به مسائلى بوده كه مى‏بايست از طريق وحى روشن گردد.
سپس اضافه مى‏كند : تصور نكنيد اگر خداوند از بيان پاره ‏اى از مسائل سكوت كرده است از آن غفلت داشته بلكه مى‏خواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است ، و خداوند بخشنده حليم است ( عفا الله عنها و الله غفور حليم).در حديثى از على (عليه ‏السلام‏) مى‏خوانيم : ان الله افترض عليكم فرائض فلا تضيعوها و حدلكم حدودا فلا تعتدوها و نهى عن اشياء فلا تنتهكوها و سكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسيانا فلا تتكلفوها : خداوند واجباتى براى شما قرار داده آنها را ضايع مى‏كنيد ، و حدود و مرزهائى تعيين كرده از آنها تجاوز ننمائيد و از امورى نهى كرده در برابر آنها پرده ‏درى نكنيد ، و از امورى ساكت شده و صلاح در كتمان آن ديده و هيچگاه اين كتمان از روى نسيان نبوده ، در برابر اينگونه امور ، اصرارى در افشاء نداشته باشيد.
سؤال:
ممكن است گفته شود اگر افشاى اين امور بر خلاف مصلحت مردم است چرا با اصرار افشا مى‏شود ؟
پاسخ:
دليل آن همان است كه در بالا اشاره كرديم كه گاهى اگر رهبر در مقابل
سؤالات پى در پى و مصرانه سكوت كند ، مفاسد ديگرى ببار مى‏آورد ، سوءظن‏ هائى بر مى‏انگيزد و باعث مشوب شدن اذهان مردم مى‏شود ، همانطور كه اگر طبيب در برابر سؤالات پى در پى مريض ، سكوت اختيار كند گاهى ممكن است بيمار را ، در اصل تشخيص بيمارى بوسيله طبيب ، به ترديد اندازد ، و تصور كند كه اصولا بيمارى او ناشناخته مانده و دستورات او را به كار نبندد ، در اينجا طبيب چاره‏ اى جز از افشاى بيمارى ندارد ، اگر چه بيمار از اين رهگذر دردسرهائى پيدا كند .
در آيه بعد براى تاكيد اين مطلب مى‏گويد : بعضى از اقوام پيشين ، اين گونه سؤالات را داشتند و به دنبال پاسخ آنها به مخالفت و عصيان برخاستند ( قد سالها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كافرين).
در اينكه اين اشاره كلى درباره اقوام پيشين مربوط به كداميك از آنها است ميان مفسران بحث است : بعضى احتمال داده‏ اند مربوط به درخواست مائده آسمانى از مسيح (عليه ‏السلام‏) وسيله شاگردان بوده كه بعد از تحقق يافتن آن بعضى به مخالفت برخاستند ، و بعضى احتمال داده‏ اند مربوط به تقاضاى معجزه از حضرت صالح (عليه‏ السلام‏) بوده است ، ولى ظاهرا تمام اين احتمالات اشتباه است ، زيرا آيه درباره سؤال به معنى پرسش و كشف مجهول سخن مى‏گويد ، نه سؤال به معنى تقاضا و درخواست چيزى گويا استعمال كلمه سؤال در هر دو معنى باعث چنين اشتباهى شده است .
ولى ممكن است مراد ، جمعيت بنى اسرائيل بوده باشد كه چون مامور به ذبح گاوى براى تحقيق درباره جنايتى شدند ( كه شرح آن در جلد اول صفحه 209 گذشت ) موسى را سؤال‏ پيچ كرده و از جزئيات گاو كه هرگز دستور خاصى در مورد آن نداشتند پى‏درپى پرسش كردند ، به همين جهت كار را بر خود آن چنان سخت كردند كه بدست آوردن چنان گاوى آنقدر مشكل و پر هزينه شد كه نزديك بود از آن صرفنظر كنند .
در معنى جمله اصبحوا بها كافرين دو احتمال وجود دارد نخست اينكه مراد از كفر ، عصيان و مخالفت بوده باشد همانطور كه در بالا اشاره كرديم ، و ديگر اينكه كفر به معنى معروف آن بوده باشد ، زيرا گاهى شنيدن پاسخهاى ناراحت كننده كه بر ذهن شنونده سنگين آيد ، سبب مى‏شود كه به انكار اصل موضوع و صلاحيت گوينده بپاخيزد مثل اينكه گاهى شنيدن يك پاسخ ناراحت كننده از ناحيه طبيب ، سبب مى‏شود كه بيمار عكس العمل از خود نشان دهد و صلاحيت او را انكار كند و اين تشخيص را فى المثل ناشى از پيرى و خرفت شدن پزشك معرفى كند ! در پايان اين بحث تكرار نكته ‏اى را كه در آغاز گفتيم لازم مى‏دانيم كه آيه ‏هاى فوق به هيچوجه راه سؤالات منطقى و آموزنده و سازنده را به روى مردم نمى‏بندد ، بلكه منحصرا مربوط به سؤالات نابجا و جستجو از امورى است كه نه تنها مورد نياز نيست بلكه مكتوم ماندن آن بهتر و حتى گاهى لازم است .

منبع (کانال فضیلتها):

https://t.me/fazylatha

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: به سوی خدا , حضرت امام صادق علیه السلام , حضرت , امام صادق علیه السلام , عیسی بن مریم , اصحاب , ای فرزندان آدم , دنیا , شیخ صدوق , دعا برای ظهور پس از هر نماز واجب , دعا برای ظهور , نماز واجب , فرج , گشایش امور , گشایش , تفسیر سوره مبارکه مائده آیات۱۰۱تا۱۰۲ , تفسیر سوره مبارکه مائده , تفسیر , سوره مبارکه مائده , ايمان , سؤال , آشکار , ناراحت , نزول قرآن , خداوند , بخشیده , صرف نظر , آمرزنده , حلیم , على بن ابى طالب (عليه ‏السلام‏) , پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) , حج , عکاشه , سراقه , لجاجت , گناهکار , هلاکت , اصرار , اصرار نورزيد , پرحرفى , نهی , خودداری , سؤالهاى نابجا , بهانه‏ گيری , مشوب , اذهان مردم , مزاحمت , پراکندگی , برنامه , رشته سخن , سؤالات بيجا , سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) , جنگ احزاب , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

قرآن و حدیث ...

سوره مبارکه حدید سوره حدید در مدینه نازل شده و پنجاه و هفتمین سوره قرآن است و دارای 29 آیه می باشد.

در فضیلت این سوره از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است: هر کس سوره حدید را قرائت کند از کسانی است که به خدا و رسولش ایمان آورده است.(1)

سوره حدید از سوره هایی است که احتمال وجود اسم اعظم درآن وجود دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به براد بن عازب فرمود: اگر می خواهی خداوند را به اسم اعظمش بخوانی، ده آیه اول سوره حدید و آیات آخر سوره حشر را بخوان. (2)

در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره حدید و مجادله را در نمازهای واجب خود بخواند و بر انجام آن مداومت کند، خداوند او را تا زمان مرگش هرگز عذاب نمی کند و نه خودش و نه خانواده اش هیچ گونه بدی، نمی بیند و هیچ فقر و نیاز شدیدی به او نمی رسد. (3)

(1)مجمع البیان، ج9، ص381 (2) کنزالعمال، ج5، ص394 (3) ثواب الاعمال، ص117

منبع (ادامه مطلب ...):

https://quran.anhar.ir/fazilat-287.htm

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم :

الصَّلَاةُ مِنْ شَرَائِعِ الدِّينِ وَ فِيهَا مَرْضَاةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هِيَ مِنْهَاجُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لِلْمُصَلِّي حُبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ هُدًى وَ إِيمَانٌ وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِي الرِّزْقِ ...

نماز، از آيين‏هاى دين است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پيامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدايت، ايمان، نور معرفت و بركت در روزى است...

خصال ص 522، ح 11

منابع (ادامه مطلب):

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/hadis-farsi.aspx

https://www.aviny.com/hadis-mozooee/ebadi/rezaye-khoda.aspx

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

عبرت گرفتن حین تشییع جنازه دیگران
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هرگاه جنازه‌اى را تشییع مى‌کنى، چنان باش که انگار این تویى که بر دوش‌ها حمل مى‌شوى و گویى از پروردگارت مى‌خواهى تو را به دنیا باز گرداند، تا همچون کسى که زنده است کار کنى؛ زیرا که دنیا در نظر دانایان مانند سایه است.

اجر اخروی شرکت در تشییع جنازه
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هر که جنازه مسلمانى را تشییع کند، روز قیامت چهار شفاعت به او داده شود و چیزى نگوید، مگر اینکه فرشته گوید: مانند آن از آنِ تو باد.

تلقین در وقت احتضار
امام باقر علیه السلام فرمودند:
به مردگان خود در وقت احتضار، شهادت «لا اله الا الله» و «ولایت اهل‌بیت علیهم‌‌السلام» را تلقین کنید.

بهشتیان همیشه زنده‌اند
امام باقر علیه السلام فرمودند:
بهشتیان همیشه زنده‌اند و هرگز نمی‌میرند... همیشه شادان و هرگز محزون نمی‌شوند... آن‌ها برای همیشه عزیز و گرامی داشته می‌شوند و هرگز تحقیر و خوار نمی‌گردند و سلام و تحیّت خداوند برای همیشه نثارشان باد.

پذیرش دعوت به تشییع جنازه
امام باقر علیه السلام فرمودند:
دعوت به تشییع جنازه را بپذیرد؛ زیرا حضور در تشییع جنازه، یادآور مرگ و آخرت است و حضور در ولیمه ها از این امور غافل مى گرداند.

مرگ ناگهانى چیست؟
امام باقر علیه السلام فرمودند:
کسى که زیر چهل سالگى بمیرد، نابهنگام [و به عمر غیر طبیعى] مرده است و کسى که کمتر از چهارده روز [بیمارى بکشد و] بمیرد، مرگش مرگ ناگهانى است.

علت ناخوش داشتن مرگ
امام باقر علیه السلام فرمودند:
مردى خدمت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله رسید و پرسید: علّت ناخوش داشتن مرگ چیست؟ حضرت فرمودند: آیا ثروتى دارى؟ عرض کرد: آرى. حضرت فرمودند: آیا آن را [براى آخرتت] پیش فرستاده اى؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمودند: از این جاست که مرگ را دوست ندارى.

کثرت عبادت امام سجاد علیه السلام
امام باقر علیه السلام درباره عبادت پدرشان امام سجاد علیه السلام فرمودند:
... به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی‌کنند و از شب زنده داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی‌اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود.

توصیه معصومین در مواجهه با شیوع اپیدمی فراگیر
امام باقر علیه السلام فرمودند:
محمد بن مسلم گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: هنگامی که وبا (بیماری همه گیر) در سرزمینی بیفتد، آیا ما خانه نشینی و گوشه نشینی و کناره‌گیری از مردم برگزینیم؟ امام (علیه السلام) فرمودند: چه اشکالی دارد که از وبا (و بیماری فراگیر) فاصله و کناره بگیری، در حالی که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به مردی که به آن حضرت خبر داد که در خانه‌ای همراه برادرانش بود و برادرانش همگی مردند و فقط او باقی مانده بود، فرمودند: از آن خانه فاصله بگیر و دور شو، در حالی که این خانه مذموم است.

دعا هنگام دیدن صاحبان بلا
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هرگاه بلا زده‌اى را دیدى به گونه‌اى که او نشنود سه بار بگو: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی عافانِی مِمَّا ابْتَلاکَ بِهِ، وَلَوْ شاءَ فَعَلَ؛ سپاس و ستایش خدایى را که به بلاى تو گرفتارم نکرد که اگر مى‌خواست مى‌توانست چنین کند.» هر کس این جمله را بگوید هرگز به آن بلا دچار نمى‌گردد.

منبع (ادامه مطلب ...):

https://rasekhoon.net/hadith/3990/page3

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

 نماز شب سوم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

نماز های شب ها: شب سوم؛ ده ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد

منبع (ادامه مطلب ...):

https://ahlolbait.com/doa/2142/

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

 نماز شب چهارم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

نماز های شب ها: نماز شب چهارم؛ هشت ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه إنا أنزلناه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://ahlolbait.com/doa/2144

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

بیانات امام حضرت آیت الله امام خامنه ای:

 عدالت اجتماعی

امام خامنه ای

مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و می‌دانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیه‌الصلاةوالسلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت می‌باشد: «یملأ الله به الارض قسطا و عدلا». ما باید امروز جامعه را جامعه‌ی عدالت بکنیم. در بنای یک جامعه، عدالت از همه چیز مهمتر است. عدالت، به معنای عدم تبعیض در حقوق و حدود و احکام است. عدالت، یعنی کمک به مردم محروم و ضعیف. عدالت، یعنی این‌که برنامه‌ها و حرکت کلی کشور، در جهت تأمین زندگی مستضعفان باشد. عدالت، به معنای این است که کسانی که در زیر سایه‌ی سنگین نظام طاغوتی، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، یعنی این‌که عده‌ی خاصی برای خودشان حق ویژه‌یی قایل نباشند. عدالت، یعنی این‌که حقوق انسانی و اجتماعی و عمومی و حدود الهی، یکسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوی کسانی که با تکیه بر فریب و زور و یا بر اساس کارهای ناصحیح و مبتنی بر عقلهای مادی و منحرف از معنویت، توانستند به چیزهایی که حق آنها نبوده است، دست پیدا کنند، گرفته شود تا فرصتی برای ادامه‌ی کار خود پیدا نکنند، عدالت تحقق پیدا کرده است.۱۳۶۹/۰۱/۲۲

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

اسلام ناب محمدی

امام خامنه ای:

امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیر المؤمنین و زمان خود او رسیده بود در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگرنه به شکل حکومت زیرا ممکن نبود لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره‏ی سوم اسلام است. اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‏ستیز، اسلام سازش‏ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از اینکه بازیچه‏ی دست هواها و هوسها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن (علیه الصّلاة و السّلام)، تفکر انقلابیِ اسلامی که دوره‏یی را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل‏تر از دوره‏ی خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ درحالی‏که از مذهب نبودند. مشکلیِ کار ائمه‏ی هدی (علیهم‏السّلام)، اینجا بود.1369/01/22

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

اگر امام حسن(ع) صلح نمی‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمی‌گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین می‌رفت و ذکر اسلام برمی‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی‌رسید. اگر بنا بود امام مجتبی‌(علیه‌السّلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته می‌شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می‌شدند، «حجربن‌عدی»ها هم باید کشته می‌شدند، همه باید از بین می‌رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشیِ خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی‌(علیه‌الصّلاةوالسّلام) بر بقای اسلام دارد ... امیدواریم خداوند به همه‌ی ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده‌ی جهالت و غبار بدشناختی‌یی که تا مدتها بر چهره‌ی آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی‌(علیه‌الصّلاةوالسّلام)، همان‌قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) ارزش داشت. و همان‌قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان‌قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

امام حسین، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن بود

امام حسین(علیه‌السّلام)، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن(ع) بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: «فغمز الحسین فی وجه حجر»(1). هیچ‌کس نمیتواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمیگرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(علیه‌السّلام) هم نبود و امام حسین(علیه‌السّلام) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام میگرفت و صلح میشد.1369/01/22

1 ) شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏16، ص: 15

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2291&nt=2&year=1369#12185

https://farsi.khamenei.ir/speech?nt=2&year=1369

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

به یاد شهداء

خاطره فرزند شهید سلیمانی از افطار حاج قاسم با رزمنده ها در خط

تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته. پرسیدم افطار كردید؟ گفتند بچه‌ها برايم در قرارگاه افطار آماده كردند اما نرفتم و در خط ماندم و با رزمنده‌ها سفره انداختيم و نان پنير مختصری خورديم. گفتم چرا قرارگاه نرفتید؟ گفتند «ميترسم در غيبتم مظلومی با زبان روزه، اسير و يا شهید شود».

حاج قاسم و ما ادراک حاج قاسم

منبع (کانال فضیلتها)

https://t.me/fazylatha

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

شهدای فاطمیون شهید مدافع حرم شهید عزیز احمدی

تاریخ شهادت : 1394/11/12 محل شهادت : سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://harimeharam.ir/shahid/238

https://harimeharam.ir/shohada/24/6

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

امام خامنه ای:

یکی از مصداقهای پیام شهیدان برای امروز ما درباره گرایش پیدا نکردن به دشمن است، «اگر به ما بشنوانند این پیامها را، دیگر این گرایش به شرق و به غرب و به دشمن و به کفر و الحاد و مانند اینها، از بین ما رخت بر خواهد بست.» 1397/08/14

شهید مدافع حرم شهید منصور عباسی هفشجانی (ابوسجاد)

تاریخ شهادت : 1396/09/10 | محل شهادت : بوکمال - سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=42641

https://harimeharam.ir/shahid/467

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

شهید مدافع حرم شهید علی اصغر شیردل

تـاریخ شـهادت : 1394/2/30 سوریه

منبع (ادامه مطلب ...):

https://www.golzar.info/59593

موارد مرتبط:

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

وبلاگ دوم (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

برخی پیوندها:

مفاتیح الجنان     |     در فضیلت مبارک رمضان

اعمال و ادعیه ماه مبارک رمضان    |     نمازهای های ماه رمضان

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان     |     ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

منبع (کانال فضیلتها)

کانال طاووس الجَنَّه     |    کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

وبلاگ 1:

https://qaem14.blog.ir/

وبلاگ 2 (قرآن / حدیث و ...):

http://yamahdi788.loxblog.com/

مشاهده / دریافت کلیه مطالب:

https://wisgoon.com/ya-mahdi-fatemeh

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , تفسیر سوره مبارکه بقره , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: یا زهراء سلام الله علیها , سوره مبارکه حدید , سوره حدید , حدید , مدینه , قرآن , پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم , اسم اعظم , سوره حشر , امام صادق علیه السلام , سوره مجادله , نمازهای واجب , مداومت , عذاب , بدی , فقر , نیاز شدید , مجمع البیان , کنزالعمال , ثواب الاعمال , رضاى پروردگار , رضای خدا , پيامبران , نمازگزار , محبت فرشتگان , هدايت , ايمان , نور معرفت , بركت در روزى , نماز , دین , رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم , عبرت گرفتن , تشییع جنازه , اجر اخروی , شرکت در تشییع جنازه , امام باقر علیه السلام , روز قیامت , جنازه , شفاعت , فرشته , تلقین , وقت احتضار , مردگان , لا اله الا الله , ولایت اهل‌بیت علیهم‌‌السلام , بهشتیان , زنده , محزون , شادان , مرگ ناگهانى , شیوع اپیدمی , کثرت عبادت , کثرت عبادت امام سجاد علیه السلام , دعا , بلا , ماه مبارک رمضان , مفاتیح الجنان , امام خامنه ای , امام زمان (عج) , عدالت , اسلام ناب محمدی , امام حسن مجتبی , صلح امام حسن علیه السلام , امام حسین علیه السلام , مدافعان , ایده , شهید سلیمانی , افطار , حاج قاسم , رزمنده , خط , شهدای فاطمیون , شهید مدافع حرم , شهید عزیز احمدی , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه مائده ۹۷تا۹۹

جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْت الْحَرَامَ قِيَاماً لِّلنَّاسِ وَ الشهْرَ الْحَرَامَ وَ الهَْدْى وَ الْقَلَائدَذَلِك لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فى السمَاوَاتِ وَ مَا فى الأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكلّ‏ِ شىْ‏ءٍ عَلِيمٌ‏(۹۷)اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شدِيدُ الْعِقَابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏(۹۸) مَّا عَلى الرَّسولِ إِلا الْبَلَاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا تَكْتُمُونَ‏(۹۹)

ترجمه:
۹۷-خداوند ، كعبه ، بيت الحرام ، را وسيله ‏اى براى سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده و همچنين ماه حرام و قربانى‏هاى بى‏نشان و قرباني هاى نشاندار ، اينگونه احكام ( حساب شده و دقيق ) به خاطر آن است كه بدانيد خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مى‏داند و خداوند به هر چيزى دانا است.
۹۸ -بدانيد خدا داراى مجازات شديد و ( در عين حال ) آمرزنده و مهربان است .
۹۹ -پيامبر وظيفه‏ اى جز ابلاغ رسالت ( و دستورهاى الهى ) ندارد ( و مسئول اعمال شما نيست ) و خدا مى‏داند چه چيزها را آشكار ، و چه چيزها را پنهان مى‏داريد.

تفسیر
در تعقيب آيات گذشته كه در زمينه تحريم صيد در حال احرام ، بحث مى‏كرد ، در اين آيه به اهميت مكه و اثر آن در سازمان زندگى اجتماعى مسلمانها اشاره كرده ، نخست مى‏فرمايد : خداوند كعبه ، بيت الحرام را وسيله ‏اى براى اقامه امر مردم قرار داده است ( جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس)
اين خانه مقدس رمز وحدت مردم و مركزى براى اجتماع دلها ، و كنگره عظيم براى استحكام پيوندهاى گوناگون مى‏باشد ، و در پرتو اين خانه مقدس و مركزيت و معنويت آن كه از ريشه‏ هاى عميق تاريخى مايه مى‏گيرد مى‏توانند بسيارى از نابسامانيهاى خود را سامان بخشند و كاخ سعادت خود را بر پايه آن استوار سازند ، و لذا در سوره آل عمران ، خانه كعبه را نخستين خانه ‏اى كه به سود مردم ساخته شده معرفى مى‏نمايد.
حقيقت اين است كه با توجه به وسعت معنى قياما للناس مسلمانان مى‏توانند در پناه اين خانه و دستور سازنده حج ، همه كارخود را سامان بخشند.
و از آنجا كه اين مراسم بايد در محيطى امن و امان از جنگ و كشمكش و نزاع صورت گيرد اشاره به اثر ماههاى حرام ( ماههائى كه جنگ مطلقا در آن ممنوع است ) در اين موضوع كرده ، مى‏فرمايد : ( و الشهر الحرام).
و نيز نظر به اينكه وجود قربانيهاى بى‏نشان ( هدى ) و قربانيهاى نشاندار ( قلائد ) كه تغذيه مردم را در ايامى كه اشتغال به مراسم حج و عمره دارند تامين كرده و فكر آنها را از اين جهت آسوده مى‏كند ، تاثيرى در تكميل اين برنامه دارد به آنها نيز اشاره كرده ، مى‏گويد ( و الهدى و القلائد).
و ازآنجا كه مجموع اين برنامه‏ ها و قوانين و مقررات حساب شده درباره صيد و همچنين حرم مكه و ماه حرام و غير اينها حكايت از عمق تدبير و وسعت علم چنين قانونگزارى مى‏كند ، در پايان آيه چنين مى‏گويد : خداوند اين برنامه ‏هاى منظم را به خاطر اين قرار داد تا بدانيد علم او به اندازه ‏اى وسيع است كه آنچه در آسمانها و زمين است مى‏داند و از همه چيز - مخصوصا نيازمنديهاى روحى و جسمى بندگانش - با خبر است ( ذلك لتعلموا ان الله يعلم ما فى السماوات و ما فى الارض و ان الله بكل شيى‏ء عليم).
با توجه به آنچه در بالا گفتيم ، پيوند آغاز و انجام آيه روشن مى‏شود ، زيرا اين دستورات عميق تشريعى را كسى مى‏تواند ، تنظيم كند كه از عمق قوانين تكوينى آگاه و با خبر باشد ، تا كسى از تمام جزئيات زمين و آسمان و آنچه به حكم آفرينش در روح و جسم انسان قرار دارد آگاه نباشد نمى‏تواند چنين احكامى را پيش‏بينى كند ، زيرا قانونى صحيح و سازنده است كه هماهنگ با قانون خلقت و فطرت باشد .
سپس در آيه بعد براى تاكيد دستورات گذشته و تشويق مردم به انجام آنها و تهديد مخالفان و معصيت‏كاران مى‏فرمايد : بدانيد خدا شديد العقاب و نيز غفور و رحيم است ( اعلموا ان الله شديد العقاب و ان الله غفور رحيم ) .
و اينكه مى‏بينيم در آيه فوق ، شديد العقاب بر غفور رحيم مقدم داشته شده شايد اشاره به اين است كه مجازات خداوند را با تمام شدتى كه دارد مى‏توان با آب توبه شست و مشمول مغفرت و رحمت خدا گشت.
و باز براى تاكيد بيشتر مى‏گويد : مسئول اعمال شما خودتان هستيد و پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) مسئوليتى جز ابلاغ رسالت و رساندن دستورات خدا ندارد ( و ما على الرسول الا البلاغ).
و در عين حال خداوند از نيات شما ، و از كارهاى آشكار و پنهانى همگى آگاه وبا خبر است ( و الله يعلم ما تبدون و ما تكتمون).

اهميت كعبه
كعبه كه در اين آيات و آيات گذشته دو بار ذكر شده در اصل از ماده كعب به معنى برآمدگى پشت پا است ، سپس به هر نوع بلندى و برآمدگى اطلاق شده.
و اگر به مكعب نيز مكعب گفته مى‏شود به خاطر آن است كه از چهار طرف داراى برآمدگى است و اينكه به زنانى كه تازه سينه آنها برجستگى پيدا كرده كاعب ( جمع آن كواعب ) گفته مى‏شود نيز به همين جهت است.
بهر حال اين كلمه ( كعبه ) هم اشاره به بلندى ظاهرى خانه خدا است و هم رمزى از عظمت و بلندى مقام آن مى‏باشد .
كعبه تاريخچه بسيار طولانى و پر حادثه‏ اى دارد و در هر حال تمام اين حوادث از عظمت و اهميت آن سرچشمه مى‏گيرد.
اهميت كعبه به اندازه‏ اى است كه ويران كردن آن در روايات اسلامى در رديف قتل پيامبر و امام قرار گرفته ، نگاه كردن به آن ، عبادت ، و طواف گرد آن از بهترين اعمال است ، حتى در روايتى از امام باقر (عليه‏ السلام‏) مى‏خوانيم كه فرمود : لا ينبغى لاحد ان يرفع بنائه فوق الكعبه : شايسته نيست كسى خانه خود را برتر از كعبه بسازد.
ولى بايد توجه داشت كه اهميت و احترام كعبه هرگز به خاطر ساختمان آن نيست ، زيرا به گفته امير مؤمنان على (عليه‏ السلام‏) در نهج البلاغه در خطبه قاصعه خداوند خانه خود را در يكى از سرزمينهاى خشك و سوزان و ميان كوههاى خشن قرار داده است و دستور داده از مصالح بسيار ساده‏ اى آن را بنا كنند ، از سنگهاى عادى و معمولى ولى از آنجا كه خانه كعبه قديمى ترين و پر سابقه ترين مركز توحيد و پرستش خدا است و نقطه تمركزى براى توجه ملتها و اقوام مختلف است ، اينهمه اهميت در پيشگاه خدا يافته است .

منبع (کانال فضیلتها)

https://t.me/fazylatha

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۰

قُل لا يَستَوِى الْخَبِيث وَ الطيِّب وَ لَوْ أَعْجَبَك كَثرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَأُولى الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏(۱۰۰)

ترجمه:
۱۰۰-بگو ( هيچگاه ) ناپاك و پاك مساوى نيستند اگر چه كثرت ناپاكها تو را به شگفتى بيندازد ، از ( مخالفت ) خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد ، تا رستگار شويد.

تفسیر
اكثريت دليل پاكى نيست
در آيات گذشته سخن از تحريم مشروبات الكلى و قمار و انصاب و ازلام و صيد كردن در حال احرام بود ، از آنجا كه بعضى از افراد ممكن است براى ارتكاب اينگونه گناهان عمل اكثريت را در پاره‏ اى از محيطها دستاويز قرار دهند و به بهانه اينكه مثلا اكثريت مردم فلان شهر شراب مى‏نوشند و يا آلوده قمارند ، و يا اينكه اكثريت مردم در فلان شرائط به تحريم صيد و مانند آن اعتنا نمى‏كنند ، از انجام اين دستورها سر باز زنند و آنها را به دست فراموشى بسپارند ، براى اينكه اين بهانه در اين مورد و در تمام موارد از اينگونه افراد به كلى گرفته شود خداوند يك قاعده كلى و اساسى را در يك عبارت كوتاه بيان كرده ، مى‏فرمايد : بگو اى پيامبر ! هيچگاه ناپاك و پاك يكسان نخواهد بود ، اگر چه فزونى ناپاك و كثرت آلوده‏ ها ترا به شگفتى فرو برد ! ( قل لا يستوى الخبيث و الطيب و لو اعجبك كثرة الخبيث ) بنابراين خبيث و طيب در آيه فوق به معنى هر گونه موجود ناپاك و پاك است اعم از غذاهاى پاك و ناپاك ، افكار پاك و ناپاك است .
و در پايان آيه انديشمندان و صاحبان عقل و هوش را مخاطب ساخته و تاكيد مى‏كند كه از خدا بپرهيزيد تا رستگار شويد.
(فاتقوا الله يا اولى الالباب لعلكم تفلحون).
اما اينكه در آيه ظاهرا توضيح واضحى بيان شده از اين نظر است كه ممكن است ، كسى خيال كند عوارضى از قبيل فزونى طرفداران پليدى و به اصطلاح اكثريت باعث آن شود ، كه چيز ناپاك در رديف پاك قرار گيرد ، چنانكه ملاحظه كرده ‏ايد ، گاهى بعضى از مردم تحت تاثير انبوه جمعيت و تمايلات اكثريت قرار گرفته و تصور مى‏كنند ، اگر اكثريت بهر مطلبى تمايل پيدا كرد ، اين نشانه قطعى و بدون چون و چراى درستى آن مطلب است ، در حالى كه چنين نيست و مواردى كه اكثريت اجتماعات گرفتار اشتباهات روشن شده‏ اند بسيار زياد است ، در واقع آنچه براى شناسائى خوب از بد ( خبيث از طيب ) لازم است اكثريت كيفى است نه اكثريت كمى ، يعنى افكار قويتر و والاتر و عاليتر و انديشه‏ هاى تواناتر و پاكتر لازم است نه كثرت نفرات طرفدار .
اين مساله شايد با مذاق بعضى از مردم امروز سازگار نباشد كه بر اثر تلقينات و تبليغاتى كوشش شده ، هميشه تمايلات اكثريت را به عنوان يك مقياس سنجش نيك از بد بخورد آنها بدهند ، تا آنجا كه باور كرده‏ اند ، حق يعنى چيزى كه اكثريت بپسندد ، و خوب چيزى است كه اكثريت به آن مايل باشد در حالى كه چنين نيست .
و بسيارى از گرفتاريهاى مردم دنيا بر اثر همين طرز تفكر است.
آرى اگر اكثريت از رهبرى صحيح و تعليمات درستى بهره ‏مند گردد و به اصطلاح يك اكثريت بتمام معنى رشيد شود ، آنگاه ممكن است تمايلات او مقياسى براى سنجش خوب و بد باشد ، نه اكثريتهاى رهبرى نشده و غير رشيد .
در هر حال قرآن در آيه مورد بحث ، اشاره ‏اى به اين واقعيت كرده و مى‏فرمايد:
هرگز زيادى بدان و ناپاكان شما را بشگفتى در نياورد و در موارد ديگر بيش از ده بار فرموده : و لكن اكثر الناس لا يعلمون : كار اكثر مردم از روى علم و دانش نيست!.
ضمنا بايد توجه داشت كه اگر در آيه كلمه خبيث بر طيب مقدم داشته شده است به خاطر آن است كه در آيه مورد بحث روى سخن با كسانى است كه فزونى خبيث را دليل بر اهميت آن مى‏گيرند و بايد به آنها پاسخ گفته شود ، و به آنها گوشزد مى‏كند ، كه ملاك خوبى و بدى در هيچ مورد كثرت و قلت و اكثريت و اقليت نيست ، بلكه در همه جا و همه وقت پاكى بهتر از ناپاكى است ، و صاحبان عقل و انديشه هيچگاه فريب كثرت را نمى‏خورند ، همواره از پليدى دورى مى‏كنند ، اگر چه تمام افراد محيطشان آلوده باشند ، و به سراغ پاكيها مى‏روند اگر چه تمام افراد محيط با آن مخالفت ورزند .

سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منبع (ادامه مطلب)

https://www.leader.ir/

سایر موارد (پیوندها و ...):

حضرت محمد صلی اللع علیع و آله:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد

 

ادعیه  و اعمال ماه شعبان المعظم

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی | https://qaem14.blog.ir/

https://kawsar1214.blogspot.com/2022/03/the-first-revolt-took-place-during.html

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , قرآن کریم , سوره مبارکه مائده , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه مائده ۹۷تا۹۹ , خداوند , كعبه , بيت الحرام , ماه حرام , تفسیر سوره مبارکه مائده , تفسیر , سوره مبارکه مائده , سوره مائده , قربانی , احکام , قرباني هاى نشاندار , قربانى‏هاى بى‏ نشان , دقیق , حساب شده , آسمانها , زمین , دانا , مجازات , شدید , آمرزنده , مهربان , پيامبر , وظیفه , ابلاغ رسالت , دستورهای الهی , آشکار , پنهان , تفسیر سوره مبارکه مائده آیه ۱۰۰ , هیچگاه , پاک , ناپاک , صاحبان خرد , رستگار , سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11

یا زهراء سلام اللع علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

#الله

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»


حضرت السلطان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) فرمودند :

إنَّ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ سَوَادِ الْعَيْنِ إِلَى بَيَاضِهَا

همانا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» نزديكتر است به اسم اعظم خداوند از سياهى چشم به سپيدى آن.

عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲ ص۵

#فاتحة_الکتاب

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ


الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ * الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ * ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ * اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ* صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ»

(سوره مبارکه حمد)


فاتحة الکتاب
امّ الکتاب
سبعا من المثانی

با توجه به آیه شریفه «وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» (سوره مبارکه حجر آيه ۸۷) ، خداوند عزوجل،‌ سوره حمد را در مقابلِ «قرآن عظیم» قرار داده است: فَأَفْرَدَ الِامْتِنَانَ [عَلَيَ‏] بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ، وَ جَعَلَهَا بِإِزَاءِ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ (۱)؛ چنانکه در حدیث نبوی اشاره گردیده که اگر «فاتحة الکتاب» در کفه ای از ترازو و «قرآن» در کفه ای دیگر قرار داده شود ،‌ فاتحة الکتاب (در نسبت و میزان) هفت برابر آن خواهد بود: لو أن فاتحة الكتاب وضعت في كفة الميزان ، ووضع القرآن في كفة ، لرجحت فاتحة الكتاب سبع مرات (۲)

لذا جایگاه این سوره ،‌ نه سوره ای از سور مبارکه حضرت قرآن ، بلکه همانطور که اسامی آن نیز دلالت می نماید، امّ و اساس القرآن بودن آن است: «ان لكل شى ء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة» (۳)
بنابراین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) تصریح نمودند که سوره ای همانند «ام الکتاب»، در حضرت قرآن یافت نمی شود: «و الذی نفسی بیده ما انزل اللَّه فی التوراة و لا فی الزبور و لا فی القرآن مثلها هی ام الکتاب (۴)

حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) علت تشریع حکم وجوب قرائت در نماز را «رفع مهجوریت حضرت قرآن» بیان نمودند ؛ قرائتی که آغاز آن با سوره مبارکه ی حمد است که جامع کل خیر و حکمت می باشد: أُمِرَ النَّاسُ بِالْقِرَاءَهًْ فِی الصَّلَاهًْ لِئَلَّا یَکُونَ الْقُرْآنُ مَهْجُوراً مُضَیَّعاً..َ وَ إِنَّمَا بُدِئَ بِالْحَمْدِ دُونَ سَائِرِ السُّوَر..جُمِعَ فِیهِ مِنْ جَوَامِعِ الْخَیْرِ وَ الْحِکْمَهًْ (۵)

به عبارت دیگر قرائت سوره حمد در نماز سبب رفع مهجوریت حضرت قرآن می شود.

بنابراین در بررسی سیر تاریخی نزول آیات حضرت قرآن، گرچه در معنایی عام می توان سوره حمد را به عنوان یکی از سور حضرت قرآن دانست ، اما در حقیقت معنا، تمامی آیات حضرت قرآن در نزول تدریجی و سیر تاریخی شان از «امّ‌الکتاب» که همان سوره حمد است، برگرفته شده اند. بر همین اساس، ما نیز قبل از ورود به مباحث آغازین بعثت که با نازل شدن آیات سوره مبارکه علق در ارتباط است، جایگاه سوره مبارکه «أم الکتاب» را بررسی خواهیم نمود.

(۱). التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام ، ص۲۹ عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج۱ ؛ ص۳۰۲
(۲).مستدرك الوسائل ج۴ ص۳۳۰
(۳).تفسير نمونه، ج ‍۱ ص۴
(۴)بحارالأنوار، ج ۸۹ ص ۲۵۹.
(۵). من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰؛ وسائل الشیعه ، ج۶، ص۳۸

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ


الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ * الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ * ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ * اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ* صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ»

(سوره مبارکه حمد)


فاتحة الکتاب
امّ الکتاب
سبعا من المثانی


گرچه در معنایی عام می توان سوره حمد را به عنوان یکی از سور حضرت قرآن دانست ، اما در حقیقت معنا، تمامی آیات حضرت قرآن در نزول تدریجی و سیر تاریخی شان از «امّ‌الکتاب» که همان سوره حمد است، برگرفته شده اند و بر همین اساس، در ابتدای بررسی سیر تاریخی نزول آیات قرآن کریم ، جایگاه این سوره مبارکه را مورد مداقه و بررسی قرار می دهیم.


در باب جایگاه سوره مبارکه حمد در ترتیب نزول ، أقوال مختلفی بیان شده که عبارتند از:


بر اساس ترتیب نزول سوره ها:

اولین سوره نازل شده
و یا اولین سوره جمعی النزول (تمامی آیات آن با هم نازل شده اند)

بر اساس ترتیب نزول آیات:

مقارنت نازل شدن آيات این سوره مبارکه با آغاز وحی [آیات ابتدایی سوره مبارکه علق]

و یا نازل شدن آيات سوره مبارکه حمد بلافاصله پس از وقایع آغازینِ مبعوث شدن حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) [ یعنی بلافاصله پس از آیاتی از سور مبارکه ی علق،‌ قلم، مزمل، مدثر که همگی در ارتباط با آغاز بعثت حضرت ختمی مرتبت (صلوات الله علیه) می باشند]


مستندات اقوال فوق که برگرفته از نصوص [کلام حضرات قرآن ناطق علیهم السلام] و یا اقوال علمای علوم قرآن و مستندات تاریخی است، بدین صورت می باشند:

حضرت امير المؤمنين (علیه السلام) فرمودند:

از پيامبر اکرم (صلوات الله علیه) از ثواب قرائت قرآن سؤال نمودم، پس آن حضرت ثواب سوره ها را یک به یک به همان ترتیبی که نازل شده اند برشمردند. پس اول سوره‌اى كه در مكه بر آن حضرت نازل شد، «فاتحه الکتاب» بود سپس‌ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ»:

عن علي بن أبي طالب عليه السلام أنه قال: سألت النبي عن ثواب القرآن، فأخبرني بثواب سورة سورة على نحو ما نزلت من السماء، فأول ما نزل عليه بمكة «فاتحة الكتاب» ثم «اقرأ باسم ربك» (۱)


از حضرت صادق ال محمد (علیه السلام) مرویّ است که فرمودند:

فاَوّل ما نُزِلَ علی رسول الله بِمَکَهَ بَعدَ اَن نُبِیءَ الحمد (۲):

اول آیاتی که بر رسول الله المکرم (صلوات الله علیه) در مکه پس از نبوت آن حضرت نازل گردید، حمد بود.


در شرح وقایع آغاز بعثت در غار حراء ، نقل است که همان روز اول بعثت، جناب جبرئيل نماز و وضو را به پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) تعليم نمود، و از آنجا که «لا صلاة الا بفاتحة الكتاب» (قائمیت هر نمازی به فاتحة الکتاب است)، فلذا سوره مبارکه حمد در همان روز اول بعثت نازل شده است (۳):

عن ابن عباس : فَقَالَ: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» ...قَالَ لِی: تَوَضَّأْ. فَتَوَضَّأْتُ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّی وَ صَلَّیْتُ مَعَهُ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ قَالَ: هَکَذَا الصَّلَاهًْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) (۴)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) فرمودند: جبرئیل گفت: «بخوان به نام پروردگارت که خلق کرد» سپس به من گفت : «وضو بگیر». پس وضو گرفتم و با جبرئیل دو رکعت نماز گزاردم.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

لذا همانطور که در أقوال علمای علوم و تاریخ قرآن بیان شده است:

لا شکّ أنّ النبیّ (صلی اللّه علیه و آله و سلم) کان یصلّی منذ بعثته.. فلا بدّ أنّ سورة الفاتحة کانت مقرونة بالبعثة (۵):

شکی نیست که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) از ابتدای بعثت نماز می گزاردند.. در نتیجه شکی نیست که سوره فاتحة الکتاب مقارن با بعثت بوده است.


و اما در خصوص قولی که قائل به نازل شدن آیات سوره مبارکه حمد در ترتیب پنجم (پس از نازل شده آیاتی از سور مبارکه علق،‌ قلم، مزمل، مدثر) است، مؤلف کتاب «المتهمید فی علوم القرآن» می نویسد:

أما سورة الفاتحة فهي اولى سورة نزلت بصورة كاملة، و بسمة كونها سورة من القرآن كتابا سماويا للمسلمين، فهي أوّل قرآن نزل عليه (صلى اللّه عليه و آله و سلم) بهذا العنوان الخاصّ، و أمّا آيات غيرها سبقتها نزولا، فهي إنما نزلت لغايات اخرى، و إن سجّلت بعدئذ قرآنا ضمن آياته و سوره (۶)

سوره فاتحة، اولین سوره ای است که به صورت کامل و در مقام نازل شدن حضرت قرآن، به عنوان کتابی آسمانی برای مسلمانان، نازل گردیده است ؛ اما آیاتی که پیش از آن نازل شده اند، در این مقام نبوده اند [از باب مبعوث شدن حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه به رسالت بوده اند] که بعدا تحت عنوان (آیاتی از) قرآن، مکتوب شده اند در میان دیگر آیات و سوره ها.

لذا تمامی اقوال مختلف فوق، حول حقیقت جایگاه و شأن این سوره مبارکه قابل جمع می باشند و آن همان شأن «فاتحة الکتاب» بودن سوره مبارکه حمد است که در همان نقطه آغازین نزول تدریجی حضرت قرآن ، به صورت یکجا بر قلب مبارک حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین (صلی الله علیه و اله و سلم) نازل گردیده است.

(۱). مجمع البيان في تفسير القرآن ج۱۰ ص۲۱۲
(۲). بحارالانوار ،ج ۸۲، ص ۵۲
(۳). التمهيد فی علوم القرآن؛ ج۱ ، ص ۱۲۶
(۴).تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۸، ص۲۲۶
(۵).التمهيد في علوم القرآن ج ۱ صص۱۲۸
(۶).التمهيد في علوم القرآن ج ۱ صص۱۲۷

منبع (ادامه مطلب ...):

https://t.me/sharheser

شهید مدافع حرم عبدالله باقری

ولادت :۱۳۶۲/۰۱/۲۹

شهادت : ۱۳۹۴/۰۸/۰۱

بخشی از وصیت شهید باقری:

برایم شب هفت و چهلم نگیرید و هزینه اش را به فقرا بدهید
پیراهنی که با آن برای امام حسین ( علیه السلام ) عزاداری کرده ام را روی پیکرم داخل قبربگذارید.

منبع (ادامه مطلب ...):

http://www.asr-entezar.ir/archives/70804

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

التماس دعا



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , نماز , قرآن کریم , احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ , اسم اعظم خداوند , سياهى چشم , علی بن موسی الرضا (علیه السلام) , فاتحة الکتاب , امّ الکتاب , سبعا من المثانی , حضرت قرآن , قرآن , قرائت سوره حمد , قرائت , سوره حمد , جبرئیل , نماز , بعثت , پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) , سوره مبارکه علق , سوره مبارکه قلم , سوره مبارکه مزمل , سوره مبارکه مدثر , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11

یا زهراء سلام الله علیها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

با سوابق شهید حجازی بیشتر آشنا شوید؛
از لبنان تا سوریه همپای حاج قاسم


سردار شهید سید محمد حجازی سال‌ها فرماندهی سپاه در لبنان را به‌عهده داشت و در این جایگاه خدماتی ویژه در راستای تقویت جبهه مقاومت انجام داد.

شب گذشته سردار سید محمد حجازی جانشین نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اثر عارضه شیمیایی به‌جامانده از دوران دفاع مقدس پس از طی یک دوره بیماری به شهادت رسید.

سردار سید محمد حسین‌زاده حجازی متولد 1335 در اصفهان، از جمله فرماندهان باسابقه سپاه است که از همان ابتدای تأسیس سپاه، به عضویت آن درآمد.



او در دوران دفاع مقدس مسئولیت‌هایی نظیر ریاست ستاد سپاه منطقه دوم کشوری، جانشینی سپاه منطقه چهار کشور و جانشینی قرارگاه عملیاتی سلمان در جبهه میانی را داشت و پس از آن تا پایان دفاع مقدس به‌عنوان جانشین قرارگاه عملیاتی قدس سپاه مشغول به خدمت شد.

سردار حجازی فارغ‌التحصیل دوره کارشناسی ارشد مدیریت دولتی از دانشگاه تهران، دانش‌آموخته دکترای دانشکده عالی دفاع ملی در رشته مدیریت استراتژیک و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) بود.



پس از پایان دفاع مقدس سردار حجازی معاون هماهنگ‌کننده نیروی مقاومت بسیج شد تا اینکه در سال 76 به فرماندهی این نیرو برگزیده شد و تا سال 86 نیز در این سمت باقی ماند. دوران 10ساله فرماندهی سردار حجازی در نیروی مقاومت بسیج یکی از بهترین دوران‌های این نیرو محسوب می‌شود.

پس از آن با حکم فرماندهی معظم کل قوا، رئیس ستاد مشترک و معاون هماهنگ‌کننده فرمانده‌کل سپاه شد و تا سال 87 در این سمت باقی ماند تا اینکه در سال 87 به سمت جانشین فرمانده‌کل سپاه برگزیده شد و همزمان جانشین فرمانده سپاه در قرارگاه ثارالله تهران نیز بود.

سردار حجازی در سال 88 به ستادکل نیروهای مسلح رفت و جایگزین سردار نقدی در معاونت آماد و تحقیقات صنعتی ستادکل نیروهای مسلح شد.



پس از آن سردار حجازی به فرماندهی سپاه لبنان منصوب شد و تا 1398 در این جایگاه خدمات ویژه‌ای در راستای تقویت جبهه مقاومت انجام داد. این شهید بزرگوار در جریان جنگ سوریه نیز کنار شهید سپهبد سلیمانی خدماتی تأثیرگذار را در راستای مبارزه با تروریسم تکفیری انجام داد.

نقش‌آفرینی در تقویت حزب‌الله لبنان و جبهه مقاومت از درخشان‌ترین نقاط کارنامه این شهید بزرگوار است که موجب شد طی سال‌های اخیر صهیونیستها برنامه ترور وی را در دستور کار خود داشته باشند.

منبع: تسنیم
 

منبع:

https://harimeharam.ir/news/43914?n=از-لبنان-تا-سوریه-همپای-حاج-قاسم

برخی پیوندها:

مفاتیح الجنان     |     در فضیلت مبارک رمضان

اعمال و ادعیه ماه مبارک رمضان    |     نمازهای های ماه رمضان

مجموعه ویژه نامه های ماه مبارک رمضان     |     ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

کانال طاووس الجَنَّه     |    کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

وبلاگ 2: https://qaem14.blog.ir/

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی: https://raisi.ir



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , شهید , دفاع مقدس , شهداء مدافع حرم , مسئله مهدویت , ظهور , ماه مبارک رمضان , ,
:: برچسب‌ها: سید حسن نصرالله , حزب الله , حزب الله لبنان , شهید کاظمی , شهید سلیمانی , شهید حجازی , لبنان , حاج قاسم , از لبنان تا سوریه همپای حاج قاسم , یا زهراء سلام الله علیها , ظهور , امام خامنه ای ,
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 755
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2310
:: باردید دیروز : 2786
:: بازدید هفته : 8517
:: بازدید ماه : 25408
:: بازدید سال : 25408
:: بازدید کلی : 25408

RSS

Powered By
loxblog.Com